فوکویاما و نظریه «پایان تاریخ»
به‌نظر می‌رسد تئوری «پایان تاریخ» با شکست مواجه شده است. ظهور حکومت‌های نئولیبرالیستی نشان می‌دهد که پایان تاریخ فعلا به تعویق افتاده و نظام لیبرال دموکراسی لزوما به معنای آخرین نوع حکومت در تاریخ بشر نخواهد بود. مهم‌تر از این، ما از تاریخ می‌آموزیم که آینده قابل‌ پیش‌بینی نیست. اتفاقا برعکس نظر فوکویاما که می‌گفت تاریخ یک سلسله رویدادهای کور و بی‌معنا نیست، باید گفت تاریخ پر است از رویدادهای کور و بی‌معنا.
کارپنتر شهید | داستان
«صبح یا چاشت بخیر. من ابلیس بودم. ملا محمداحسان شهید را خدا بیامرزد. این قصر از این پس متعلق به توست. به این شماره زنگ بزن؛ شماره‌ی تلفن حاجی میرشاه در پل باغ عمومی است. دکان رخت‌فروشی دارد. از این آب‌های نجس که شب خوردی دارد. زن حلال هم جور می‌کند. زیر تخت سه هزار دالر برایت گذاشته‌ام».
امکان خوانش زنانه از شهر | در ارتباط به درج نام مادر در شناسنامه
افغانستان به سرعت در حال تجربه شهرنشینی است. واقعیتی که بسیاری از ساحات زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده است. در این فرایند پرشتاب، متأسفانه زنان هنوز در اندرونی و محیط خانه‌ها محصورند و فضاهای شهری ایجادشده برای حضور آنان، تغییرات چندان جدی‌ای در عمق مناسبات فضایی شهری به نفع آنان ایجاد نکرده است.
آیا جایگاه زنان در نهادهای دولتی افزایش یافته است؟
جایگاه و سهم زنان در حکومت‌داری محلی نیز روایت بهتری ندارد. در این سال و سال‌های پیش‌تر از آن هیچ والی زن در کشور وجود نداشته و زنان محدودی (تنها دو ولسوال و یک شهردار) پُست‌های ولسوالی‌ها و شهرداری‌ها را در اختیار داشته‌اند. جایگاه زنان در میان اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت افغانستان با طالبان نیز کم‌تر از ادعای رییس‌جمهور است. از میان ۲۱ تن عضو هیأت، تنها ۵ تن زن برگزیده شده‌اند که تنها ۲۳.۸ درصد را تشکیل می‌دهد.
ضرورت بازنگری در مواجهه با همسایه‌ی اتمی
دوام ستیزه‌جویی کلامی و مستقیم و دمیدن به تنور خصومت با پاکستان، نه‌تنها هیچ سودی برای مردم افغانستان نداشته که با شدت‌گرفتن جنگ و دخالت‌های مخرب پاکستان، رنج‌ها و محنت‌های افغان‌ها فزونی گرفته است. از ماراتن دمیدن به تنور خصومت با پاکستان، تنها سودی که به افغانستان رسیده، کیش شخصیت و خودقهرمان‌تراشی است که سیاستمداران پوپولیست افغان به جیب زده است.
زنان در نامه‌شان به طالبان چه نوشتند؟
این برای ما و نسل جدید قابل قبول نخواهد بود تا نقش و سهم ما در بازسازی کشور محدود شود. بیش از هر زمان دیگر، ظرفیت و توانایی ما در امور سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی به اثبات رسیده. ما اجازه نخواهیم داد که توانایی، استعداد، حقوق و عزت دختران و پسران ما یک بار دیگر قربانی منافع سیاسی و وضیعت سیاسی شود.
نقش زباله‌ها در تخریب و آلودگی محیط زیست
زباله‌‌ها در تخریب و آلودگی محیط زیست نقش زیادی دارد. یعنی در واقع عناصر اصلی تشکیل‌دهنده محیط زیست (هوا، آب و خاک) را به‌شدت آلوده و تخریب می‌کند. زباله‌‌ها نه‌تنها باعث تخریب و آلودگی محیط زیست می‌شود، بلکه باعث به‌وجود‌آمدن انواع بیماری‌ها نیز می‌شود که بر اثر این بیماری‌ها بسیاری از انسان‌ها جان خود را از دست می‌دهند.
جرایم زیست‌محیطی در نظام حقوقی افغانستان
میزان وقوع جرایم زیست‌‌محیطی در افغانستان بسیار بالا است. متأسفانه شهروندان افغانستان بدون در نظر داشت قانون، دست به اتکاب انواع جرایم زیست‌‌محیطی می‌زنند. این خود، ناکارایی قانون و بی‌کفایتی نهاد‌هایی ذی‌دخل را نشان می‌دهد.
دنیای مردگان (2)
دانته، انواع عذاب و نوعیت رنج‌‌کشیدن ساکنان دوزخ را به گونه‌‌ای تصویرسازی می‌‌کند که خواننده فکر می‌‌کند در سالن سینمایی نشسته و ترس‌‌ناک‌‌ترین فیلم‌‌های علمی-تخیلی هالیوودی را تماشا می‌‌‌کند. یا در خواب است و وحشت‌‌ناک‌‌ترین کابوس را می‌‌بیند. از جمله در سرود بیست و هشتم، وقتی از انواع شکنجه‌‌ها و منظره‌‌های وحشت‌‌ناک، نظیر تن‌‌های پاره‌‌پاره و تکه‌‌تکه‌‌ی دوزخیان سخن می‌‌گوید، بازگفتش تهوع‌آور است.
رویارویی نمادهای جمهوریت و امارت
نمادهای طالبان، نمادهای جنگی، فاجعه‌‌‌بار و ضد ارزش‌‌‌های پذیرفته‌‌‌شده برای همه‌‌ی انسان‌‌‌هاست. طالبان، تنها مانع برای فرهنگ یا مناسک یک قوم و یک مذهب نیست. در عوض، در برابر کل ارزش‌‌‌های انسانی و دانایی‌‌‌بخش قرار دارند. نمادهای طالبان، شکننده‌‌‌ترین و نابودشونده‌‌‌ترین نمادها در برابر پرسش و گفت‌‌‌وگو است.
روشن‌فکری در افغانستان
فکر می‌کنند هر کس سروکارش با غربی‌ها باشد بیش‌تر مورد پسند واقع خواهند شد، اما متفکرین شرقی برای این‌ها مهم نیست، ولو در هر موقعیتی که باشند. این‌ها وقتی نامی از آلبرکامو و ژآن‌پل‌سارتر می‌شنوند فورا در پی تحقیق در حوزه اگزیستانسیالیسم برمی‌آیند و با خواندن یکی دو سطر از آن‌ها فکر می‌کنند سر و ته مکتب اگزیستانسیالیسم را فهمیده و بعد به سبک کامو و سارتر دچار دلهره‌های وجودی می‌شوند و در کافه‌ها سیگار می‌کشند و قلیون دود می‌کنند.
عدم تمکین به مشارکت بادغیسی‌ها در سطوح بلند و یا میانه‌ی حکومتی یگانه مشکل این ولایت نیست. بادغیس با وجود داشتن ظرفیت‌های بالقوه‌ی اقتصادی به خاطر موقعیت دورافتاده و نداشتن گمرکات هیچگاهی از سوی مقام‌های مرکزی جدی گرفته نشده است. از همین رو، ساکنان این ولایت عمدتا فقیر اند. از نگاه ساخت‌وساز، مشارکت سیاسی و تخصیص منابع برای انکشاف زیربناها، این ولایت مورد بی‌مهری قرار گرفته است.