«ناامنی فرصت پیشرفت را از زنان گرفته است»
حق زنان بغلان همیشه زیر پا شده است، برای مثال آنان آن‌طور که باید در ادارات سهم ندارند و سطح بی‌سوادی نیز در میان زنان بغلان بسیار بالا است. مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که وقتی از زنان ولسوالی‌ها و روستاها برای شرکت در برنامه‌های آگاهی‌دهی دعوت می‌شود، گاهی به دنبال جنبه‌ی مالی یا حتا وعده‌ی غذای برنامه‌اند و به‌نظر من یکی از دلایل آن بی‌باوری به این برنامه‌ها است
«حکومت به مشارکت سیاسی زنان باور ندارد»
زنان باید مشارکت معنادار می‌داشتند؛ یعنی باید زنانی که در مذاکره، علوم اسلامی یا فلسفه تخصص دارند برای مذاکرات انتخاب می‌شدند تا طالبان می‌فهمیدند که زنان فهیمی در تیم دولت افغانستان حضور دارند.
«باید راه برای صلح هموار شود»
آزموده را آزمودن خطاست. حرکات طالبان نسبت به گذشته نظام‌مندتر شده است. در مناطقی که این گروه در آن حضور دارد مکاتب دختران بسته است، زنان اجازه‌ی کار ندارند.
سمر نزدیک به دو دهه دور از وطن در پاکستان مهاجر بود، اما همچنان توانست به کمک به هم‌وطنان خود ادامه دهد. او کلاس‌های خانگی آموزشی زیرزمینی را در کابل برای دختران افغان برگزار می‌کرد. و حتا وقتی در سال ۲۰۰۲ برای خدمت در کابینه اداره انتقالی افغانستان به رهبری حامدکرزی به افغانستان بازگشت، به مبارزه‌ی خود ادامه داد.
خوانش‌های زن‌ستیزانه از اسلام و تأثیر آن بر حذف زنان از اجتماع
نماد دین مسیحیت «یک زن» است، زنی برگزیده‌ به نام «مریم مقدس» و مسیح نیز «عیسی‌بن‌مریم» است؛ نه عیسی‌ فرزند یک مرد. سوره‌‌ای از سوره‌های قرآن محمد (ص) نیز به‌نام مریم شد. قرآن مکررا تأکید می‌کند که منشأ پیدایش زن و مرد یکی است و هر دو از از یک نطفه‌ و مضقه‌ی واحده خلق می‌شوند. حضرت خدیجه (رض)، نخستین «انسان» بود که اسلام را پذیرفت، پس اولین مسلمان جهان یک «زن» است.
با وجود موفقیت در جمع‌آوری عواید و صرفه‌جویی در مصارف ولایت میدان وردک، اغلب مورد بی‌مهری همکاران و هم‌قطاران مرد خود قرار گرفته‌ام. موفقیت‌ها و قاطعیت‌ام در اجرای وظایف و مبارزه با فساداداری موجب شد تا علیه من توطئه و تخریب صورت بگیرد.
«حضور بانوان در گفت‌وگوهای صلح، نماینده‌ی هویت ترقی‌طلب زنان افغانستان است»
جامعه‌ی ما در هر صورت به صلح نیاز دارد و امیدوارم به هر روش ممکن بتوانیم به یک صلح همیشگی دست یابیم. آغاز گفت‌وگوها به شکل مقدماتی و به اصطلاح قرار گرفتن در مرحله‌ی صلح‌پروری و صلح‌سازی قناعت‌بخش است. همین‌که دو طرف درگیر به جای جنگ، دور میز گفت‌وگو نشسته‌اند، یک موفقیت است و نوید تحقق صلح سرتاسری در کشور را می‌دهد.
رقم درشت آزمایش‌های اجباری زنانه؛ کمیسیون حقوق بشر خواستار ممنوعیت کامل آزمایش‌های عدلی طبی زنان شد
یافته‌های تحقیق این کمیسیون نشان می‌دهد که بیشتر زنانی که مورد آزمایش‌های عدلی طبی قرار گرفته، از فرد معرفی‌کننده، داکتر معاینه‌کننده، اعضای خانواده‌‌شان احساس تنفر پیدا کرده و گفته‌اند که بعد از آزمایش درد و اندوه داشته‌اند و احساس می‌کرده‌اند که عملا شکنجه شده‌اند. برخی از آن‌ها گفته‌اند که بعد از اجرای آزمایش، گوشه‌گیر و منزوی شده و قصد خودکشی داشته‌اند.
آینده‌ی صلح و نگرانی زنان؛ آیا امریکا در کنار زنان افغانستان خواهد ماند؟
با توجه به سخنان مهمانان این بحث آنلاین، به‌نظر می‌رسد حمایت مالی حکومت ایالات متحده برای حکومت پس از توافق وابسته به نتیجه‌ی مذاکرات بین‌الافغانی خواهد بود، اما بخش حمایت از زنان ادامه خواهد داشت. در صورتی‌که حقوق زنان و اقلیت‌ها حفظ شود و حکومت پس از توافق، همه‌شمول باشد، میزان حمایت‌ها دست‌کم ثابت خواهد ماند.
«صلح نباید آرامش پیش از توفان باشد»
بدون شک زنان به‌عنوان یک واقعیت عینی در جامعه باید در تمام عرصه‌ها و روندها، به‌ویژه صلح سهم داشته باشند و نقش سازنده‌ای بازی کنند. زنان می‌توانند با روش‌هایی چون راه‌اندازی حرکت‌های میلیونی در سطح ولایات نیز برای حقوق خود دادخواهی کنند و خواستار تثبیت جایگاه‌شان در نظام سیاسی آینده شوند، این حرکت‌ها می‌تواند جواب دندان‌شکنی برای طالبان باشد.
«صلح ناعادلانه، بستر جنگی دیگر است»
هیأت دولت از لحاظ کیفی بسیار ضعیف است. یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که در نظام جمهوری سهم‌خواهی زیاد است، کسی که متعلق به یک جریان است به این فکر می‌کند که به هر قیمتی باید در بخشی از حکومت سهم داشته باشد. در مورد گفت‌وگوهای صلح نیز همین‌گونه است. در این مذاکرات تنها به حضور بعضی افراد مشخص توجه شده، درحالی‌که برخی از آنان از لحاظ فکری توانایی لازم برای نمایندگی از جمهوری را ندارند.
عصیان لاله
در کارت‌‌ دعوت عروسی‌ها و فاتحه‌ها، از عروس و زنی که فوت کرده با عناوینی چون دختر، همسر، مادر، والده یا دوشیزه‌ی یکی از مردان خانواده و اکثرا پدر و فرزند، نام برده می‌شود. این محرومیت از داشتن اسم و هویت مستقل، حتا در میان بخش‌های شهرنشین و نوگرای جامعه‌ی افغانستان رواج گسترده‌ای دارد.