دشمن اشتباهی – 23

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتاگال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش بیست و سوم

-3-

آله‌‌ی دست پاکستان

شواهدی موجودند که تأثیر بن‌لادن بر ملا عمر در سا‌ل‌های نزدیک به 2001، همیشه رو به افزایش بود. عمل‌کرد ملا عمر هر روز تندروانه‌تر می‌شد و طالبان میانه‌روتر، از رهبری به حاشیه رانده می‌شدند. تماس‌های تیلفونی دیپلمات‌های پاکستانی در کابل که در سال 2001 به دست آمدند، هشدار می‌دادند که شمار شبه‌نظامیان عرب در افغانستان بیش از حد قابل کنترول افزایش می‌یابد.[1] برید جنرال بازنشسته‌ی پاکستانی، ضیا‌الدین بوت، پس از حمله‌ی القاعده بر سفارت‌های امریکا در کنیا و تانزانیا در سال 1998م‌ سه یا چهار بار به قندهار برای دیدار با ملا عمر رفت. ضیا‌الدین در زمان نواز شریف رییس آی‌اس‌آی بود. اما پرویز مشرف او را برکنار کرد. این سفرها نشان‌ دهنده‌ی اهمیت روابط پاکستان و طالبان بود که رییس آی‌اس‌آی را وادار می‌کرد به قندهار سفر کند. بوت گفت: «‌ملا عمر به من گفت که اسامه بن‌لادن «مانند استخوانی در گلوی من است»».[2] با آن‌هم، وقتی که ضیا‌الدین به ملا عمر مشوره داد که خودش را از شر اسامه بن‌لادن برهاند، ملا عمر پرسید: «‌چگونه ما او را بیرون کنیم؟» مردی که با جنگ‌جویان و مجرمان خودی بی‌رحم بود، ظاهرا اقدامی علیه این مهمان عربی‌اش نمی‌توانست.

پسر بن‌لادن، عمر بن‌لادن، صحنه‌ای فاش‌کننده را در کتاب رشد بن‌لادن (Growing up Bin Laden) آورده است. پس از بمب‌گذاری‌ها بر سفارت‌های امریکا، ملا عمر به بن‌لادن گفت که او و افرادش باید افغانستان را ترک کنند. اما بن‌لادن با استفاده از مذهب، ملا عمر را به ماندنش در افغانستان قناعت داد. او گفت که اگر ملا عمر به خواست حکومت‌های کفار لبیک گوید، تصمیم او برخلاف اصول اسلام خواهد بود.[3] روزنامه‌نگار امریکایی در کتابش به نام بذرهای ترور (Seeds of Terror) این را که چطور تروریستان بن‌لادن بخشی از مافیای‌ مواد مخدر بودند و از قندهار میلیون‌ها دالر به‌دست می‌آوردند، توضیح می‌دهد.[4] این پول پشتوانه‌ی مالی طالبان می‌شد. به یقین که بن‌لادن با این پول می‌توانست نفوذ بخرد. اما این تعهد رویاها و تعهد اسلام‌گرایانه‌ی بن‌لادن بود که ملا عمر را به ایجاد امارت اسلامی افغانستان کمک کرده بود و این باعث شده بود که بیش‌ترین نفوذ را بالای ملا عمر داشته باشد.

رییس دفتر سیا (CIA) در پاکستان، روبرت گرینر، درباره‌ی ملا عمر گفت که او از داشتن آن مقام و مأموریت مذهبی‌اش خشنود بود. گرینر به من گفت: «او واقعا فکر می‌کرد که امیرالمؤمنین است و خودش را رهبر یک جهاد جهانی تصور می‌کرد. او خودش را مهم‌تر از بن‌لادن می‌دانست.»[5]

تعهد نظامیان و سازمان استخبارات پاکستان برای حمایت از طالبان تا سال 2001 هم‌چنان قوی باقی ماند. سرسخت‌ترین مخالف طالبان، احمد شاه مسعود، در یک نامه‌اش به مردم امریکا در سال 1998 نوشت که بر‌اساس دریافت‌های استخبارات او، بیش از 28000 پاکستانی، به‌شمول شبه‌نظامیان و مشاوران نظامی، بخشی از نیروهای طالبان اند که در برابر او صف کشیده‌اند. او گفته بود که بیش از 500 پاکستانی در زندان‌هایش اسیرند.

او نوشته بود: «افغانستان بار دیگر، دو بار در یک دهه، یک کشور اشغال شده است.»[6] دیپلمات‌های غربی تأیید می‌کنند که پاکستان با فرستادن نیروهای ویژه، طالبان را در جنگ‌های‌شان کمک می‌کردند. گرینر گفت: «شما می‌توانستید ببینید که نیروهای طالبان از نگاه کیفی به یک‌بارگی بهبود می‌یافت، مثلا در حمله‌های موشکی‌شان.»

پاکستان طالبان را حتا به خودسری هم تشویق می‌کرد. رستم شاه مهمند به من گفت که حکومت و آی‌اس‌آی پاکستان عمدا سیاستی را اجرا می‌کردند که طالبان را از باقی جهان جدا نگه دارند تا کنترول آنان برای‌شان آسان باشد. او گفت: «نخستین مصیبت این بود. آن‌ها فکر می‌کردند که آنان (طالبان) را هر قدر منزوی و نادیده نگه دارند، به همان اندازه طالبان به آنان وابسته می‌شوند.» ملا عمر یک مرد کم‌گو و بی‌خبر از امور این جهانی بود و با گذشت زمان، ‌عملا به یک آدم گوشه‌نشین تبدیل شده بود. او به‌صورت عموم، از دیدار با غیرمسلمان‌ها اجتناب می‌کرد. مقام‌های غربی در گرفتن وقت ملاقات با او مشکل داشتند و هیچ روزنامه‌نگار غربی، هیچ‌گاهی موفق به مصاحبه با وی نشد. اسپوژمی میوندی، رییس بخش پشتوی صدای امریکا برای بار نخست در سال 1999 با ملا عمر مصاحبه کرد. او گفت که ملا عمر از صحبت کردن با یک زن‌ عصبانی بود.

ادامه دارد…


[1]  مصاحبه با امرالله صالح، کابل، 30 سپتامبر 2012.

[2]  مصاحبه با ضیا‌الدین بوت، لاهور، 29 نوامبر 2012.

[3]  نجوا بن‌لادن، عمر بن‌لادن و جان ساسون، رشد بن‌لادن:  روایت همسر و پسر اسامه بن‌لادن از درون دنیای پنهان زندگی‌شان (نیویارک: انتشارات اس‌تی. مارتینز، 2009) ص 247.  کتاب به انگلیسی:  Najwa bin Laden, Omar bin Laden, and Jean bin Sasson, Growing Up Bin Laden: Osama’s Wife and Son Take Us Inside Their Secret World ( New York: St. Martin’s Press, 2009), p. 247.

[4]  گریچین پیترز، بذرهای ترور: چگونه هیرویین طالبان و القاعده را تمویل می‌کند ( نیویارک: انتشارات اس. تی. مارتینز، 2009)، ص 87. کتاب به انگلیسی:   Gretchen Peters, Seeds of Terror: How Herion Is Bankrolling the Taliban and al Qaeda ( New York: St. Martin’s Press, 2009), p. 87.

[5]  مصاحبه با روبرت ل. گرینر، واشنگتن دی‌سی، 22 جون 2012.

[6]  احمد شاه مسعود، پیامی به مردم ایالات متحده‌ی امریکا، 1998،  http://www.afghan-web.com/documents/let-masood.html.  شمار آنان بیش‌تر از تخمین‌های دیپلمات‌ها بود‌. اما معلومات گردآوری شده توسط استخبارات مسعود در زمان حمله‌ی شوروی و طالبان،‌ دقیق بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه