جمشید خراسانی
این بخش از سلسلهنوشتههای «سیاه و سفیدی نصاب معارف افغانستان» به چگونگی سطوح تحصیلی در معارف افغانستان و پیوند نصاب معارف با این سطوح میپردازد. سوالی که این بخش در پی ارائه پاسخ به آن برآمده، این است: نسبت محتوایی، مضمونی، علمی و مهارتمحورانهی نصاب معارف با سطوح مختلف تحصیلی چگونه است و آیا این دو متغیر الزاما بهصورت مناسب و طوری که نیازهای آموزشی شاگردان را برآورده کند، با هم مرتبط است یا خیر؟
نسبت محتوایی و مضمونی نصاب معارف با سطح تحصیلی شاگردان
بر بنیاد خدماتی که وزارتهای معارف و تحصیلات عالی افغانستان برای شهروندان ارائه میکنند، هفت سطح تحصیلی در افغانستان موجود است. چهار سطح ابتدایه، متوسطه، عالی و همچنان تعلمات تخنیکی، مسلکی و تجربوی که محدود به شمار اندکی از مکاتب است، مربوط وزارت معارف میشود. سه سطح دانشگاهی که شامل دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا میشود، مربوط وزارت تحصیلات عالی میشود. شایان ذکر است که شماری از مکاتب خصوصی در افغانستان دورهای زیر نام «نرسری» ماقبل سطح ابتدایه دارند، اما این یک مورد استثنایی است، زیرا مکاتب دولتی و مشخصا وزارت معارف در افغانستان چنین خدماتی را برای شهروندان ارائه نمیکند.
با این وضع، مسأله این است که سطوح یادشده تحصیلی – مشخصا سطوحی که مربوط وزارت معارف میشود – تا چه اندازه معیاری است و محتوا و مضمون نصاب معارف تا چه اندازه با نظرداشت این سطوح آماده شده است. شاگردانی که در هر یک از سطوح مذکور آموزش میبینند دارای سن و سطح رشد خاصاند. از این رو لازم است تا در طرح و نوشتار نصاب معارف مولفههای تأثیرگذار چون «سن» «سطح تحصیل» و «سطح رشد» شاگردان در نظر گرفته شود.
برای طرح یک دیدگاه مقایسهای خوب است تا به سطحبندیهای جهانی تحصیلات نیز اشارهای داشته باشیم. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) سطحبندی معیاریای را جهت ارائه آن به تمام کشورهای جهان، در دورههای مختلف بیرون میدهد. آخرین دستهبندی این سازمان از تحصیلات در سال ۲۰۱۱ میلادی نشر شده که کشورهای جهان برای بهبود نظام و نصاب معارف از آن بهره میگیرند. دستهبندی استاندارد بینالمللی تحصیلات سال ۲۰۱۱ میلادی یونسکو[i] شامل نه سطح – که چهار سطح آن دانشگاهی است – زیر میشود:
- صفر (۰): این سطح شامل «آموزشهای اوایل کودکی» است که از لحاظ سنی شامل دو دورهی از صفر تا دو سالگی و از سه سالگی تا ورود به سطح بعدی میشود.
- یک (۱): این سطح شامل «آموزشهای ابتدایی» میشود. شمولیت در این سطح بین پنج تا هفت سالگی است. مدت این سطح بین چهار تا هفت سال است و از منظر سنی این دوره تا ده-دوازده سالگی شاگردان ادامه دارد.
- دو (۲): این سطح شامل «آموزشهای تحتثانوی» است. بهصورت متوسط شاگردان بین ده تا سیزده سالگی و بهصورت معمول در دوازده سالگی، وارد این سطح میشوند.
- سه (۳): این سطح شامل «آموزشهای فوق ثانوی» است. شاگردان میان چهارده تا شانزده سالگی وارد این مرحله میشوند و در هفده یا هجده سالگی از آن فارغ میشوند.
- چهار (۴): این سطح شامل «آموزشهای پس از دورهی ثانوی و غیردانشگاهی» است. شاگردان پس از فراغت از سطح سوم وارد آن میشود. این سطح بیشتر متمرکز بر آموزشهای تخنیکی و فنی برای آماده کردن شاگردان برای بازار کار است. در شماری از کشورها این سطح شامل سطح سوم و در شماری دیگر هم مستقل است.
- پنج (۵): این سطح شامل «آموزشهای دانشگاهی کوتاهمدت» است. این سطح شامل دورههای دستکم دوساله است که شاگردان باید آن را سپری کنند.
- شش (۶): این سطح شامل «کارشناسی یا معادل آن» میشود که بین سه تا چهار سال است.
- هفت (۷): این سطح شامل «کارشناسی ارشد یا معادل آن» میشود که بهصورت معمول بین یک تا دو سال است.
- هشت (۸): این سطح شامل «دکترا یا معادل آن» میشود که بهصورت معمول بین سه تا هفت سال، بهصورت استثنایی در بعضی کشورها و در رشتههای خاصی بیشتر از آن، زمان میگیرد.
هر سطح از تحصیلات دارای ابزار، مواد، نصاب، منابع و ممد درسی و آموزشی خاص خود است. سطح محتوایی، کیفی و علمی مواد و منابع درسی هم در هر یک از این دورهها متفاوت است. هر کدام از این سطوح دارای مهارتهای زبانی، شناختی، فنی، انکشافی، کاری و تخنیکی، تحلیلی و فکری، نظری، هنری، روششناختی، پژوهشی و… خاص و متفاوت است. ابزار، محتوا، منابع، نصاب و مهارتها بادرنظرداشت سن و سطح رشد شاگردان در سطوح مختلف جاگذاری میشود و متناسب با آن امکانات آموزشی چون معلمان، متخصصان، صنف و… مساعد میشود.
در نصاب معارف افغانستان، در بسا موارد پیوند سطوح مختلف تحصیلی و آموزشی با ابزار، محتوا، مضمون، منابع، و مهارتها و همچنان سن و سطح رشد شاگردان در نظر گرفته نشده و در این زمینه بهصورت ناشیانه برخورد شده است. بهعنوان نمونه به موارد و پارههای زیر که از نصاب معارف برداشته شده، نگاه شود:

شرح:
- از راست، اول: درس چهارم، زیر عنوان «خطهای آزاد» مضمون هنر رسامی، صنف اول، صفحه ۷.
- میانه: درس پنجم، زیر عنوان «خطهای نامنظم» مضمون هنر رسامی، صنف اول، صفحه ۹.
- از چپ اول: درس بیستم، زیر عنوان «رنگهای اصلی» مضمون هنر رسامی، صنف اول، صفحه ۳۹.
شاگردان صنف اول در افغانستان بهصورت معمول در سن شش یا هفت و بهصورت نادر پنج سالگی قرار دارند. این شاگردان از منظر مهارتهای فکری و شناختی در ابتداییترین مرحله از رشد قرار دارند. از منظر مهارتهای زبانی هم این شاگردان فقط یاد دارند که گپ بزنند. حال پرسش این است که بادرنظرداشت سطح سنی و رشد این شاگردان، تا چه اندازه درست است که در اولین روزهای مکتب به آنها مباحثی چون «خطهای آزاد» «خطهای منظم» و «رنگهای اصلی» آموزش داده شود. آنانیکه در حوزهی هنر به ویژه «نقاشی» تخصص دارند میدانند که مباحث این چنینی در کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته از منظر آموزشی، در سطوح عالی معارف و حتا دانشگاه تدریس میشود. کودک شش یا هفت ساله چگونه میتواند بحث رنگهای «اصلی» و «ترکیبی» را که حتا شمار هنرمندان بهجارسیده هم با آن مشکل دارند، هضم کند. از منظر منطق عددی-ریاضی هم میان این سه رنگ «اصلی» لایتناهی رنگ «ترکیبی» میتواند وجود داشته باشد و ساخته شود که اصلا برای شاگرد صنف اول قابل آموزش نیست. به همین گونه در بحث خطهای «آزاد» و «منظم» این بحث قابل طرح است. در آموزشهای معیاری برای شاگردان دوره ابتدایی، در حوزهی آموزش هنر، همین که به آنها کاغذ سفید و رنگه و رنگ داده شود و از آنها خواسته شود تا خطخطیهایشان را رسم کنند، کافی است.
به درس زیر که عنوان آن «انسان و جامعه» است و مربوط مضمون «علوم اجتماعی» صنف پنج میشود، توجه شود:
«جامعه از جمع شدن انسانها و عملهای متقابل آنان به وجود آمده است که با هم یکجا زندگی میکنند و در رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر همکاری دارند. یکی از خصوصیات انسان، داشتن روابط اجتماعی با همدیگر است. انسان به تنهایی قادر به رفع نیازهای خود نیست؛ بنابراین ضرورت به زندگی اجتماعی دارد تا نیازهای خود را در جامعه رفع کند.
هر عضو جامعه میتواند شما را در وقت مشکلات و نیازهای جسمی، عاطفی و مالی کمک و حمایت کند. تلاش افراد برای برقراری روابط با یکدیگر همیشه وجود دارد، این روابط آنها را، قوانین و مقررات نظم میبخشد.
ما باید بهحیث عضو خوب و منظم جامعه خود در تصمیمگیریهای جمعی، برای رسیدن به هدف مشترک همکاری کنیم و دست به دست هم داده، بهمنظور ساختن یک جامعه بهتر کوشش کنیم» (ص: 4-3).
شاگردان صنف پنج در افغانستان از لحاظ سنی در یازده/ دوازده سالگی خود به سر میبرند. این شاگردان شماری از مهارتهای ابتدایی را آموختهاند و آمادگی میگیرند تا دو سال دیگر وارد مرحلهی آموزشهای متوسطه شوند. با در نظرداشت بریدهی بالا پرسش اصلی این است که برای کودک یازده/دوازده ساله صنف پنج مفاهیمی چون «روابط اجتماعی»، «جامعه»، «اهداف مشترک»، «نیازهای جسمی، عاطفی و مالی»، «قوانین و مقررات»، «هدف مشترک» و «جامعه بهتر» تا چه اندازه قابل فهم، درک و هضم است. از یک طرف مفاهیم یادشده پیچیدگیهای خاصی دارد که برای صنوف پنج خیلی مفهوم نیست، از طرف دیگر هم شیوهی انتقال این مفاهیم در نصاب «خلاق» نیست و متمایل به رویکردهای آموزشی سطوح عالی است که برای شاگردان صنف پنج قابل آموزش نیست.
نظری هم به فهرست مطالب مضمون «علوم اجتماعی» صنف پنج که بریدهای از آن در بالا آمد، انداخته شود:

دروسی که در این کتاب ۱۰۱ صفحهای آمده، در مورد موضوعات متفاوتی بحث میکند: از «جامعه» و «روابط اجتماعی» گرفته تا «خدمات اجتماعی» و «انترنت» و «میوهها» و «سبزیها» و «گاو» و «تجارت» و «اقلیم» و بالاخره «معادن و ذخایر طبیعی افغانستان». پرسش که طرح میشود بر محور منطق این تنوع موضوعی است که چگونه کنار هم قرار گرفته است؟ رابطهی این همه تنوع موضوع با سطح سن و رشد کودکان و آموختههای قبلی آنها چگونه است؟
و اما از همه جالبتر به این دو نمونهی زیر توجه شود:

شرح:
- اول از راست: درس دوم، زیر عنوان «نیاز جامعه به دولت» مضمون «دروس اجتماعی» صنف شش، صفحه ۳.
- اول از چپ: درس اول، زیر عنوان «ضرورت به دولت» مضمون «تعلیمات مدنی» صنف دوازده، صفحه ۳.
این دو درس از لحاظ محتوایی و حتا عنوان، در نسبت بالایی همسان است. اما یکی زیر عنوان «نیاز جامعه به دولت» در کتاب صنف شش برای کودکان دوازده/ سیزده ساله و دیگری زیر عنوان «ضرورت به دولت» در کتاب صنف دوازده به جوانانی هجده/ نزده ساله تدریس میشود. شاگرد صنف دوازده به بخش بزرگی از مهارتها، تواناییها، دانش و هنری که در مکتب تدریس میشود آشنایی دارد، درحالیکه شاگرد صنف شش حداکثر نیم از آن مهارتها، تواناییها و… را هنوز آموخته است، با این وجود هم دیده میشود که چگونه از لحاظ آموزشی مضمون و محتوای همسان به آن دو شاگرد صنف شش و دوازده، آموزش داده میشود. اگر دقت شود، بریدهی بالا که در کتاب صنف دوازده آمده با مثالی از «دوستانی که میخواهند به میله روند» آغاز میشود. درحالیکه متن کتاب صنف شش با تعریف «جامعه» آغاز میشود. اگر این دو متن باهم مقایسه شود، دیده میشود که از لحاظ دشواری متنی و محتوایی در نسبتی هضم و برداشت درسِ آمده در کتاب صنف شش در مقایسه با کتاب صنف دوازده، دشوارتر است.
به فهرست مطالب کتابهای مضمون تاریخ صنف هشت (عکس اول در پایین) و تاریخ صنف یازده (عکس دوم در پایین) نگاه شود: در این دو فهرست مطالبی که مربوط کتابهای نصاب تعلیمی دو گروه متفاوت شاگردان از لحاظ سن، سطح تحصیل، سطح رشد و مهارتها هستند، دیده میشود که در نسبت بسیار بالا همسانی موضوعی، محتوایی و مضمونی وجود دارد. تنها تفاوت اندک این است که محتویات تاریخ صنف یازده در مقایسه با صنف هشت کمی بیشتر مشرح است، در غیر آن بهصورت تخمینی، بیشتر از هفتاد درصد محتوا و مضمون همگن و همتا است. حال دلیل منطقی و از منظر کار آموزشی، حرفهای برای این ناهماهنگی و تکرار – در دو رده سنی و سطح تحصیلی متفاوت – محتوایی و مضمونی چه میتواند باشد؟


نمونهی بارز دیگری از این آشفتگی مضمونی و محتوایی کتابهای «دری» و «پشتو» است. در بیشتر کشورهای جهان تدریس زبان دارای کتابهای درسی متعدد است که هر کدام آنها به یک موضوع خاص میپردازد. بهعنوان نمونه از کتابهای جداگانهی «دستور زبان»، «تذکره نویسی»، «قصه و داستانخوانی»، «بدیع و بیان»، «صرف،» «نحو» و… برای تدریس زبان میتوان یاد کرد. در نصاب معارف افغانستان همهی این کتابها بهصورت ناهنجار، در یک کتاب درسی، خلط و ترکیب شده که نمیتواند ارتباط محتوایی و مضمونی را با «سطح تحصیل»، «سطح رشد» و «سن» شاگردان حفظ کند.
این آشفتگی مضمونی و محتوایی در نصاب معارف که پیوند واقعبینانه و درستی با سطح تحصیل، سن و سطح رشد شاگردان ندارد، برعلاوهی اینکه یک عیب کلان آموزشی-پرورشی است و زمان و تواناییهای شاگردان را هدر میدهد، از منظر جامعهشناسی در فرآیند جامعهپذیری و اجتماعیشدن آنها نیز اختلال وارد میکند. زیرا امکانات و ابزار درست آموزشی در سن و سطح مناسب آن مورد استفاده قرار نمیگیرد و شاگردان با نوعی عقبمانی تحلیلی، فکری، شناختی و علمی پرورش مییابند.
نتیجه اینکه نصاب معارف افغانستان بدون درنظرداشت سطح تحصیلی، سن و سطح رشد شاگردان تهیه، ترتیب و نشر شده است. این کمی در عین حالی که فرآیند آموزشوپرورش شاگردان را مختل میکند، زمان و وقت شاگردان را هدر میدهد، امکانات و فرصتهای آموزشی بیشتری را از شاگردان میگیرد و فرآیند رشد اجتماعی کودکان را آسیب میزند. بر این بنیاد لازم است تا در نصاب معارف به این موارد مهم پرداخته شود و اصلاح گردد.
[i] [i] قابل دسترس در: