جمشید خراسانی
دنیای مدرن از دنیای پشامدرن در هر دو عرصه نظری و عملی متفاوت است. در واقع سه جریان اصلی شامل رفرم دینی (اصلاحات پروتستانی)[i]، انقلاب علمی[ii] و اومانیسم (انسانگرایی)[iii] امکان ورود به دنیای مدرن را برای انسان فراهم آورد. این سه جریان زندگی انسان را در ابعاد مختلف نظری و عملی متأثر کرد. در نتیجه بخش قابل توجهی از روشها، راهحلها، ابزار و وسایل، و حتا نحوه برخورد و تفکر انسان در قبال پدیدهها و امور تغییر کرد. رفرم دینی و بعد اومانیسم به محوربودن بیشتر انسان و محکبودن او برای امور کمک کرد و انقلاب علمی ابزار و وسایلی را فراهم آورد که بر اثر آن روشها و راهحلهای انسان نسبت به پدیدهها و امور دگرگون شد. این تغییر و دگرگونی، با وجود نکات منفی و مورد بحث موجود بهلحاظ فلسفی، جامعهشناختی، انسانشناختی، و روانشناختی که در جاهای مختلف بحث شده و هنوز هم بحث میشود، شرایطی را فراهم آورد که انسان بیش از هر زمانی دست به ساختن جهانی متفاوت و ساختارهای پیچیدهتر بزند. از جمله، با محوریتی که انسان یافت و رشدی که وسایل تکنولوژیک پیدا کرد، دموکراسی بهصورت بیپیشنهای گسترش یافت. در واقع بعد از افول دموکراسیهای باستان، امواج جدید دموکراسی در قرنهای نوزده و بیست بهنحوی محصول تغییرات دنیای مدرن است که امکان آن را سه جریان فوق فراهم آورد. در این شرایط، انسان بیش از هر زمانی براساس تفکر و اندیشهاش بهصورت دموکراتیک به تدوین قوانین و ایجاد ساختارهای حقوقی و قضایی پرداخته است. قوانین و ساختارهای که امور مختلف زندگی انسانی را پیشبینی، هماهنگ و تنظیم میکند. تغییر و تعدیل قوانین و ساختارها نیز نظر به نیاز و تغییر شرایط در خود قوانین و ساختارها پیشبینی شده است.
تبلیغ یک راهحل قبیلهای و پشامدرن برای مشکلات امروز
با توجه به نکات فوق، بهنظر میرسد نصاب معارف افغانستان خلاف تغییرات و واقعیتهای دنیای مدرن تدوین یافته از «جرگه» بهعنوان ارزش و روش درست و یک راهحل منطقی صحبت میکند. درحالیکه تلاش سالها حکومتداری قانونمندسازی امور و رسیدگی رسمی به موضوعات در قالب قوانین مدون بوده است، نصاب معارف در عصر انسانگرایی و حقوق فردی جرگه را «ارزش ملی» خوانده و آن را راهحل مشکلات میداند.
از جرگه به تکرار در قسمتهای مختلف نصاب معارف با ادبیات مشابه سخن رفته و بهصورت غیرضروری که نشاندهندهی سلیقه و علایق گروه تدوین نصاب معارف است در کتابهای مختلف عنوانهایی به آن اختصاص داده شده است. این تکرار در کتابهای که مربوط به یادگیری زبان پشتو (برای شاگردان فارسیزبان) است بیشتر مشاهده میشود. درحالیکه مباحث این کتابها باید مطابق اصول، مخصوص یادگیری زبان باشد، اما خلاف آن عناوینی به بحث جرگه اختصاص داده شده است. در اینجا برای روشنشدن بیشتر ادعای فوق، اول بخشهایی از متن کتابهای مختلف مربوط به جرگه آورده شده و بعد به یکی از این درسها با توجه به مقدمهای که ارائه شد با جزئیات پرداخته میشود. در پایان هم نظر به نکات گفتهشده تبصرهای در مورد تصاویر انتخابی برای درسهای مربوط به جرگه ارایه خواهد شد. قبل از آن اما باید گفته شود که بحث ما اینجا «لویه جرگه» که از آن در قانون اساسی صحبت شده، نیست. از این جرگه هم در قسمتهای مختلف نصاب معارف گفته شده و بهعنوان ارزش و عنصر هویت ملی یادآوری شده است. موردی که در عصر همهپرسیها و حرمت به حق رای و نظر فرد فرد انسانی مورد پرسش است و آن را نیز میتوان یک راهحل پیشامدرن و قبیلهای دانست. حالا بحث این نوشتار:
درس هفدهم کتاب پشتوی صنف پنجم تحت عنوان جرگه است. در این درس میخوانیم (ترجمه):
جرگه یکی از سنتهای قدیمی ما است. کار جرگه این است که مشکلات مردم را حل کند. تصامیم جرگه در حد بالایی جنبه عملی دارد. جرگه اختلافات میان دو فرد، دو قریه و دو قبیله را حل میکند. گاهی اوقات مشکلات ملی نیز از طریق جرگه حل میشود. در جرگه مشکلات با اشتراک ریشسفیدان قریهها و ولسوالیها و بزرگان قومی حل میشود (ص: 47).
در کتاب پشتوی صنف شش نیز درسی (درس بیست و پنجم) به جرگه اختصاص داده شده است. در این درس نیز میخوانیم (ترجمه):
جرگه سنت ملی افغانها است. آنها این سنت باستانی را از اجداد خود به ارث بردهاند. مردم ما این سنت پذیرفتهشده را تا به امروز خوب حفظ کردهاند. اگر مشکلی میان مردم یا اقوام پیدا شود به جرگه مراجعه میکنند. مشکلات خود را از طریق جرگه حل میکنند. جرگه از خود قوانین دارد؛ افراد مورد قبول قوم، ریشسفیدان و بزرگان در یک جای مشخص جمع میشوند و در مورد مشکلات مربوط بحث میکنند، و در پایان تصمیم خود را در مورد اعلان میکنند (ص: 49).
در کتاب پشتوی صنف هفت درس پانزدهم به جرگه اختصاص داده شده است. در این درس نیز میخوانیم (ترجمه):
افغانان از بسیار قبل مشکلات خود را در جرگهها حل کردهاند. جرگه در کشور ما یک سنت بسیار قدیمی است. جرگه قانون مردمی است. مردم به دیده قدر به آن نگاه میکنند و تصامیم آن را پذیرفته و احترام میگذارند. هر نوع مشکل از طریق جرگه حل میشود؛ چه این مشکل بین دو نفر، میان همسایهها، بین اقوام یا اوضاع سیاسی کشور باشد. ریشسفیدان، بزرگان و چهرههای مورد اعتبار قوم در یک مکان دور هم جمع میشوند، موضوع را بهصورت همهجانبه بررسی میکنند، چندین روز در مورد بحث کرده و بعد از گفتوگوهای طولانی تصمیمی میگیرند که مورد قبول هر دو طرف باشد. گهگاهی یک طرف جرگه فیصله جرگه را نمیپذیرد. در این حالت تصمیم مردم از قبل موجود است؛ اگر کسی فیصله جرگه را نپذیرد «ناغه» خواهد شد. ناغه «تاوان و جریمه» است که جرگه مشخص میکند. کسی که فیصله جرگه را نپذیرد، ناغه میشود (ص: 64).
در کتاب پشتوی صنف هشت درس هژدهم به جرگه اختصاص داده شده است. در این درس نیز میخوانیم (ترجمه):
جرگه یکی از مهمترین و ارزشمندترین دستورهای زبان پشتو است که با زندگی مردم پشتون گره خورده است. آنها به لطف این سنت پذیرفتهشده مشکلات، درگیریها و جنگهای عمده خود را به صلح و هماهنگی تبدیل کردهاند. به همین دلیل این سنت از اهمیت زیادی برخوردار است و از نظر پشتونها بسیار ارزشمند است. وقتی گروهی از مردم گرد هم میآیند و در مورد حادثهای تصمیم میگیرند، مردم پشتون آن را جرگه مینامند… (ص: 82).
ملاحظه میشود که درسهای مکرر و مشابه بهصورت انتخابی و سلیقهای به بحثی اختصاص داده شده که نیاز آن در کتاب زبان معلوم و مشخص نیست. از میان چهار کتاب فوق مباحث کتابهای صنف پنج، شش و هفت بحث بیشتر شباهت دارند و تقریبا معلومات مشابهی را به عبارتهای مختلف تکرار میکنند. درس صنف هشت اما پرداخت متفاوتی نسبت به بحث جرگه دارد. در این درس جرگه از «مهمترین و ارزشمندترین دستورهای زبان پشتو» خوانده میشود که «با زندگی مردم پشتون گره خورده است.» در واقع این درس خلاف سه درس بالا که در آن تلاش شده جرگه بهعنوان یک ارزش و راهحل ملی و کشوری تشریح شود آن را یک ارزش و راهحل قومی، مربوط به قوم پشتون میداند. به عبارتی نصاب معارف خود نشاندهنده آن است که چطور سنت قومی که ارزش و راهحل خوانده میشود، بهصورت سلیقهای و جهتدار تحمیل میشود و تلاش صورت میگیرد به آن جنبه ملی و کشوری داده شود. کاری که خلاف اصول تدوین کتب علمی و نصاب ملی است. در ادامه به درسی در مورد جرگه در کتاب «وطندوستی» صنف نهم که در آن با جزئیات به جرگه پرداخته شده، پرداخته میشود.
عنوان این درس «نقش جرگهها در حل منازعات و کشمکشها» است. برخلاف عنوان اما در همان مقدمه از نقش جرگهها فراتر از «حل منازعات و کشمکشها» در «موضوعات مهم و تاریخی و تعیین سرنوشت وطن» گفته میشود. تعریف جرگه در این درس نیز نشان میدهد که نصاب معارف افغانستان یک راهحل پیشامدرن و قبیلهای را برای مشکلات امروز تبلیغ و پیشنهاد میکند. راهحلی که در آن هیچ نشانی از دنیای مدرن دیده نمیشود. در متن چنین آمده است: «جرگه به یک مجلس و یا اجتماع بزرگ محاسنسفیدان، بزرگان، علما و اشخاص بااعتبار گفته میشود که برای حل و فصل منازعات و مشکلات داخلی، قومی، منطقهای، ملی و بینالمللی برگزار میشود و فیصلههای مهم را صادر میکند» (ص: 59). ملاحظه میشود که مثل تعریفهای که در بالا از کتابهای زبان پشتو آورده شد، جرگه مجلس «محاسنسفیدان، بزرگان، علما و اشخاص بااعتبار» گفته شده؛ موردی که خلاف ارزشهای انسانگرایی، قوانین مدون، ساختارهای حقوقی و قضایی و حق رای و نظر است. در قالب ارزشهای انسانگرایی، قوانین مدون، ساختارهای حقوقی و قضایی و حق رای و نظر، همهی انسانها حق مساویانه دارند در اموری که مربوط آنها میشود دخیل باشند، رای و نظر بدهند و در صورت نیاز در حضور ساختارهای تعریفشدهی حقوقی و قضایی به دفاع از خویشتن و دادخواهی برای خود بپردازند. فیصله با حضور و محوریت «محاسنسفیدان، بزرگان، علما و اشخاص بااعتبار»، در غیاب فرد و ساختارهای حقوقی و قضایی تعریف شده خلاف قوانین حقوق بشری و راهحلی قبیلهای و پیشامدرن است. به صورتی که تفکیک و امتیازدهی افراد و فرصتدادن برای آنها براساس محاسن سفید، بزرگی، علم و اعتبار، که معلوم نیست منظور از سه مورد آخر و معیار تشخیص آن چیست، خلاف ارزشهای انسانگرایی و حقوق بشری است. متن با بیان اینکه تاریخ جرگه «به دورههای قدیم آریایی میرسد» و «ارزش و تأثیرگذاری» آن مربوط به همین قدامت است، خود به پیشامدرن و قبیلهای بودن آن مهر تأیید میگذارد. دورههای که در آن از حقوق و آزادیهای فردی، ساختارهای پویا و پیچیدهی حقوقی و قضایی و حق رای و نظر خبری نبوده.
تصاویری که از این جرگهها در کتابهای که از آنها در بالا گفته شد آورده شده، مبین نکات فوق است. به تصاویر زیر به ترتیب از کتابهای پشتوی صنف پنج، پشتوی صنف شش، پشتوی صنف هفت، پشتوی صنف هشت و وطندوستی صنف نه توجه شود:





در این تصاویر که از کتابهای پشتوی صنف هفت و هشت مشابه است، تعدادی از مردان در روستاها (نظر به لباسها و فضا) دیده میشوند که در حال جرگهاند. این تصاویر در واقع نماد دنیای پیشامدرن و قبیلهای است؛ دنیایی که در آن تنها مردان، و بهویژه نظر به تعارف جرگه محاسنسفیدان و بزرگان قومی حق دارند تصمیم بگیرند و حضور داشته باشند. این تصویر بهصورت نمادین به شاگرد این فهم را القا میکند که فعلیت اجتماعی منحصر به مرد است و این مرداناند که باید چونی و چگونگی امور را بهدست داشته باشند و حکم و فیصله صادر کنند. حکم و فیصلهای که در نبود ساختارهای مدرن حقوقی و قضایی نشاندهنده زندگی در دنیایی پیشامدرن و قبیلهای است. هماهنگی متن با تصویر از بیان اینکه «جرگه به یک مجلس و یا اجتماع بزرگ محاسنسفیدان، بزرگان، علما و اشخاص بااعتبار گفته میشود» دیده میشود. واضح است که محاسنِ سفید مربوط به مردان است و بزرگ هم که با همین ویژگی (محاسن سفید) شناخته میشود. بیشتر از این «علما و اشخاص بااعتبار» هم در دنیای پیشامدرن و قبیلهای به مردها گفته میشود. اگر نه باید حداقل در یک تصویر زنی حضور میداشت. در واقع تصویری را که کتاب از جرگه ارائه میکند، بیشتر شبیه همان جرگههایی است که مشکلات قومی را در غیاب زنان با «بد و بدل» دادن آنها فیصله میکنند. هیچ معیار مورد پذیرشی که مطابق مهارتها، تواناییها و شایستگیهای انسان در دنیای مدرن باشد، برای اعضای جرگه تعریف نمیشود. در دنیایی که انسانها سالها تلاش میکنند تا بهصورت مسلکی تحصیل کنند و بعد از طریق ساختارها بهعنوان متخصص به اجرای وظیفه و خدمت بپردازند، نصاب معارف امور را به ریشسفید و بزرگ قوم سپرده و به شاگردان میآموزد که به چنین ساختاری که قبیلهای است و پیشامدرن، بهعنوان راهحل معقول احترام بگذارند.
با توجه به نکات فوق، نیاز است برای داشتن یک جامعه قانونمدار و ایجاد و تقویت ساختارهای حقوقی و قضایی مدرن بحث جرگه در نصاب معارف اصلاح شود و به عوض آن در کتابهای مربوط به آموزش زبان، بدون پراکندگی موضوع زبان تدریس شود و در قسمتهای دیگر نصاب، مثلا تعلیمات مدنی از برتری و برجستگی قانونمداری و نهادها و ساختارهای حقوقی و قضای مدرن گفته شود؛ موردی که به پیشرفت و ترقی جامعه کمک خواهد کرد.
ادامه دارد…
[i] Reformation (Protestant Reformation)
[ii] Scientific Revolution
[iii] Humanism