با خروج نیروهای امریکایی، نفوذ طالبان در پکتیا گسترش یافته است

با خروج نیروهای امریکایی، نفوذ طالبان در پکتیا گسترش یافته است

واشنگتن پستسوزانا جورج و عزیز ته‌سل
مترجم: جلیل پژواک

ماه‌ها پس از خروج نیروهای امریکایی از ولایت پکتیا در جنوب‌شرق افغانستان، آنچه از آن‌ها برجا مانده چیزی نیست جز بسته‌های جیره ماکارونی برای مرغ‌ها، جعبه‌های برنج کریسپی و پاکت‌های شیرکاکائوی فوری و نیز تزئینات کریسمس و نامه‌های دانش‌آموزان مکتب با عنوان «سرباز عزیز» که بر روی کف تریلرها و بر روی زمین محوطه کوچک این پایگاه تیت و پراکنده هستند.

نیروهای امریکایی در ماه مارچ، کم‌تر از یک ماه پس از امضای توافق‌نامه صلح ایالات متحده و طالبان، که زمینه را برای خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان فراهم می‌کند، «پایگاه عملیات خط مقدم صاعقه» یا «Forward Operating Base Lightning» را ترک کردند.

در پایگاهی که زمانی صدها تن از نیروهای امریکایی سربازان افغان را آموزش می‌دادند، عملیات مشترک راه‌اندازی می‌کردند و مأموریت‌های اکتشافی خود را انجام می‌دادند، اکنون تنها سطل‌های زباله، تخته‌های چوبی متلاشی‌شده، تریلرهای فلزی شکسته و کپه‌های سیم‌ پیچ‌خورده باقی مانده است.

مقامات افغان می‌گویند که تأثیر خروج نیروهای امریکایی از این پایگاه، در خارج از محوطه پایگاه به مراتب بیشتر حس می‌شود. به گفته ساکنان و مقامات محلی گردیز، قتل‌های هدف‌مند در پکتیا درحال افزایش است، حضور دانش‌آموزان در مکاتب کاهش یافته و جنگ‌جویان طالبان درحال گسترش مناطق تحت نفوذ خود هستند.

آنچه در ولایت پکتیا در ماه‌های پس از خروج نیروهای امریکایی از این ولایت که فقط چند ساعت از کابل با موتر فاصله دارد، اتفاق افتاده است، نشانه‌‌ای است از آنچه که ممکن است در انتظار سایر مناطق افغانستان نیز باشد، زیرا دولت ترمپ به دنبال بیرون‌کشیدن هزاران سرباز دیگر در هفته‌های آینده از افغانستان است و سربازان امریکایی احتمالا تا کریسمس به‌طور کامل از این کشور خارج خواهند شد.

پایگاه نیروهای امریکایی در گردیز، بخشی از پایگاه بزرگ‌تر نیروهای افغانستان بود که هنوز هم فعال است. نیروهای امنیتی افغان مستقر در این پایگاه می‌گویند وقتی که متوجه شدند هلیکوپترهای امریکایی کانتینرهای مملو از تجهیزات را از پایگاه به بیرون انتقال می‌دهند، فهمیدند که وضعیت درحال تغییر است. جگرن جان‌آغا صافی، عضو ارتش افغانستان می‌گوید که در برخی موارد این هلیکوپترها تا پنج بار در روز رفت‌‌وآمد می‌کردند. او درحالی‌که در میان آوار قدم می‌زند، می‌گوید: «همه‌ی آنچه برای ما باقی گذاشته‌اند، زباله است. این میراث آن‌هاست.»

حمایت قاطع، فرماندهی ارتش امریکا در افغانستان، در بیانیه‌ای در این خصوص می‌گوید که تصمیم برای بستن این پایگاه بخشی از «توافق‌نامه امریکا و طالبان است.» در بیانیه دفتر رسانه‌ای فرماندهی ارتش امریکا در افغانستان آمده است: «قول اردوی 203 نشان داده است که به صورت کاملا مستقل از نیروهای ائتلاف و امریکایی، قادر به اجرای عملیات‌های نظامی هستند.»

در این بیانیه آمده است: «حرفه‌ای‌گرایی و توانایی این قول اردو برای تأمین امنیت مردم افغانستان به ما اجازه داد» تا این پایگاه را به نیروهای افغان تحویل دهیم.

توافق‌نامه طالبان و ایالات متحده که در ماه فبروری در دوحه‌ی قطر به امضا رسید، خواستار خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان و توقف عملیات‌های تهاجمی نیروهای امریکایی در این کشور در صورت تحقق برخی شرایط از جانب طالبان است. طبق این توافق‌نامه، تعداد نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان از 12 هزار نفر در ماه فبروری به 8600 نفر در ماه جولای کاهش یافت ــ که طی آن پایگاه گردیز نیز بسته شد ــ و اگر طالبان به تعهد خود مبنی بر قطع رابطه با القاعده و سایر گروه‌های تروریستی پابند باشند، سایر نیروهای امریکایی نیز از افغانستان خارج خواهند شد.

طی سال‌های گذشته درحالی که دیپلمات‌های امریکایی برای دست‌یابی به توافق صلح با طالبان تلاش می‌کردند، آینده مبارزه با تروریسم در افغانستان نگرانی اصلی مقامات ایالات متحده بوده است. القاعده از افغانستان به‌عنوان پایگاه خود برای طرح‌ریزی و اجرای حملات 11 سپتامبر که در نهایت پای ایالات متحده را به میدان جنگ کشاند ــ جنگی که نزدیک به دو دهه به طول انجامید ــ استفاده کرد. اکنون بسیاری از مقامات فعلی و پیشین ایالات متحده می‌ترسند که مبادا خروج کامل نیروهای امریکایی منجر به خلأ قدرت در افغانستان شود؛ امری که به گروه‌های مشابه اجازه می‌دهد تا از خاک افغانستان برای انجام فعالیت‌های تروریستی در خارج از این کشور استفاده کنند.

رییس‌جمهور ترمپ روز چهارشنبه به‌نظر رسید که جنبه خروج «مبتنی بر شرایط» توافق‌ را زیر پا می‌گذارد. او در تویتر خود نوشت که تعداد باقی‌مانده سربازان امریکایی مستقر در افغانستان «باید تا کریسمس در خانه باشند.» این تویت ترمپ باعث سردرگمی مقامات امریکایی شد و آن‌ها گفتند که چنین دستوری به آن‌ها داده نشده است. تویت ترمپ با اظهارات رابرت اوبرایان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در تضاد است. اوبرایان روز چهارشنبه گفته بود که تعداد نیروهای امریکایی در افغانستان «زیر 5 هزار» است و تا اوایل سال آینده به 2500 نفر کاهش می‌یابد.

حلیم فدایی، والی ولایت پکتیا می‌گوید که عدم حضور نیروهای امریکایی در این ولایت باعث کندترشدن روند اشتراک‌گذاری اطلاعات با نیروهای امنیتی محلی، کاهش پشتیبانی هوایی برای مأموریت‌های اکتشافی و پایین‌آمدن روحیه سربازان شده است. نیروهای افغان مستقر در این پایگاه واقع در جنوب‌شرق مرکز شهر گردیز، می‌گویند که احساس می‌کنند به حال خود رها شده‌اند و بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

پکتیا خیلی مورد تمرکز طالبان نیست و با این‌که شبه‌نظامیان طالب در ماه‌های پس از بسته‌شدن پایگاه نیروهای امریکایی در گردیز، تعداد حملات سطح پایین خود را در این ولایت افزایش داده‌اند، اما برای تصرف مناطق شهری پکتیا تلاش نکرده‌اند. به جای آن، فدایی می‌گوید که جنگ‌جویان طالبان کنترل خود را بر مناطقی که سال‌ها تحت کنترل داشته‌اند، تحکیم کرده و کارزارهای هراس‌افکنی خود را به مناطق روستایی مورد منازعه و تحت کنترل دولت، گسترش داده‌اند. حدود نیمی از خاک افغانستان تحت کنترل یا مورد منازعه طالبان است.

برید جنرال گدا محمد دوست، معاون فرمانده ارتش در زون جنوب‌شرق افغانستان تأثیر بسته‌شدن پایگاه امریکایی‌ها را کم‌اهمیت دانسته اما اذعان می‌کند که بازگشت نیروهایش به حالت تهاجمی مستلزم حمایت نیروهای امریکایی از نزدیک است. پس از امضای توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان، نیروهای امنیتی افغانستان بیشتر عملیات‌‌های تهاجمی خود را متوقف کرده و به حالت «دفاعی فعال» درآمده‌اند؛ حالتی که رییس‌جمهور افغانستان آن‌را به‌عنوان حرکتی برای نشان‌دادن حسن نیت افغانستان در روند صلح توصیف کرده است.

برید جنرال گدا محمد دوست می‌گوید که بدون حضور سربازان امریکایی در کنار افرادش، گشت‌زنی‌های مشترک به حالت تعلیق درآمده است و عملیات‌های زمینی علیه گروه‌های شبه‌نظامی غیر از طالبان، نیز تقریبا متوقف شده است. پکتیا ساحه فعالیت چندین گروه مسلح محلی است که با طالبان یا سایر سازمان‌های شبه‌نظامی بزرگ دیگر مانند دولت اسلامی، به طور رسمی هم‌سو نیستند. او در خصوص تأمین امنیت در پکتیا می‌گوید که این کار «اکنون صد در صد دشوارتر شده است.»

افزایش قتل‌های هدف‌مند ــ حملات کوچک که بر افراد یا گروه‌های خاصی انجام می‌شود ــ بیشترین نگرانی را برای ساکنان پکتیا در ماه‌های پس از تعطیلی پایگاه نیروهای امریکایی در این ولایت ایجاد کرده است. البته این روند مختص به پکتیا نیست: پس از امضای توافق‌نامه ایالات متحده و طالبان، قتل‌های هدف‌مند در تمام ولایات افغانستان افزایش یافته است.

ایست‌های بازرسی شبه‌نظامیان طالب در مناطق تحت کنترل این گروه چند برابر شده است. مقامات امنیتی محلی می‌گویند که بسیاری از این ایست‌های بازرسی از آن‌جایی که دیگر در معرض تهدید مداوم حملات هوایی و هواپیماهای بدون سرنشین نیستند، به حالت پسته‌های دائمی درآمده‌اند و پایگاه‌های آنان درحال مستحکم‌ترشدن است.

در حاشیه ولسوالی زرمت، یگانه ولسوالی تحت کنترل طالبان در پکتیا که درست در بیرون شهر گردیز واقع شده، یک فرمانده گروه شبه‌نظامی محلی متحد با حکومت می‌گوید که افزایش فعالیت طالبان در این منطقه تکان‌دهنده است. عادل، که نمی‌خواهد نام کاملش در مطبوعات یاد شود، می‌گوید که هم از طرف زرمت که در غرب پوسته وی واقع شده و هم از طرف بازار کوچک تحت کنترل دولت که در شمال‌شرق پوسته وی موقعیت دارد، بر پاسگاه وی تیراندازی صورت می‌گیرد. پوسته‌ی وی قبلا تحت کنترل نیروهای پولیس بود، اما پس از خروج نیروهای امریکایی از این ولایت و قطع پشتیبانی نیروهای امریکایی، نیروهای دولتی عادی به طور فزاینده‌ای در گردیز با کمبود نیرو مواجه شده‌اند. واحدهای پولیس و ارتش به نزدیک مرکز ولایت منتقل شده‌‌اند و این امر باعث شده که مردانی همچون عادل، که از آموزش و تعلیمات نظامی کافی برخوردار نیستند، در پوسته‌های پیرامون شهر مستقر شوند.

درحالی‌که عادل داشت صحبت می‌کرد، یک هاموی درب‌وداغان به پوسته نزدیک شد. این هاموی لحظاتی قبل با یک بمب کنار جاده‌ای برخورد کرده بود. در آن انفجار یک سرباز ارتش کشته و یکی دیگر زخمی شده بود. درحالی‌که هم‌سنگران آن دو سرباز، غرق در غم و اندوه، بر موتور هاموی که در اثر انفجار آسیب دیده بود و دود از آن بلند می‌شد، آب می‌ریختند، آمبولانسی برای انتقال سرباز کشته و سرباز زخمی از راه رسید و آن‌ها را با خود برد.

هیچ‌کس نمی‌خواست در مورد این حادثه صحبت کند، اما یک سرباز جوان با سخنان غیرمنسجم در برابر یک مقام محلی ارشد وزارت داخلی، احمد حمید، که در صحنه حضور داشت، لب به شکایت گشود.

حمید درحالی‌که دور می‌شد، سرش را تکان داد و گفت: «حملاتی از این قبیل هر روز اتفاق می‌افتد.» براساس داده‌های دفتر والی پکتیا، طی شش ماه گذشته بیش از 450 حمله در این ولایت رخ داده است که بیش از دو برابر حملات در یک دوره شش ماهه قبل از امضای توافق‌نامه صلح بین ایالات متحده و طالبان است.

در شمال‌شرق مرکز پکتیا، ده‌ها کودک در یک مکتب رنگ‌ورورفته دولتی مشغول آموزش هستند. تعداد شاگردان، بیشتر از ظرفیت این مکتب است. کلاس‌های بالا در صنف‌های درسی ساختمان مکتب و کلاس‌های پایین‌تر بر روی خاک و در فضای باز برگزار می‌شود.

عبدالله احمدزی، سرپرست این مکتب می‌گوید که تعداد شاگردان حاضر در مکتب فقط بخش اندکی از دانش‌آموزان شامل این مکتب را تشکیل می‌دهد. مکاتب دولتی پس از ماه‌ها تعطیلی به دلیل شیوع ویروس کرونا در افغانستان، تازه بازگشایی شده‌اند. احمدزی می‌گوید با این‌که تعداد معدودی از خانواده‌های افغان از شیوع ویروس کرونا نگران هستند، اما متقاعدکردن والدین مبنی براین‌که فرزندان‌شان در مکتب از خشونت در امان خواهند بود، دشوار بوده است.

چند روز قبل از بازدید ما از این مکتب، یکی از معلمان هنگامی که درحال آمدن به سر کار بوده، توسط افراد مسلح موتورسایکل‌سوار هدف گلوله قرار گرفته. احمدزی هنگام بازگوکردن این ماجرا نفس عمیقی می‌کشد و چشمانش را می‌بندد.

او درحالی‌که تلاش‌ می‌کند جلو اشک‌هایش را بگیرد، می‌گوید: «حتا یک نفر هم از این حملات در امان نیست.» او گفت که معلم مذکور چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، اما زنده مانده بود. او گفت که چند روز قبل از حمله، معلم مذکور تماس ناشناسی را دریافت کرده بود که در آن مردی وی را تهدید کرده بود که اگر کار خود را در مکتب ترک نکند، او را می‌کشد.

تاج‌محمد منگل، عضو شورای ولایتی پکتیا می‌گوید که تهدیدهای طالبان علیه مکاتب در سراسر این ولایت در حال افزایش است. او می‌گوید که تعدادی از مکاتب از سوی جنگ‌جویان تندرو طالبان که مخالف هرگونه تحصیلاتی هستند که در آن از الگوی یک مدرسه دینی (که در آن اصولا قرآن و قوانین اسلامی آموزش داده می‌شود) پیروی نشود، به زور بسته شده است.

احمدزی، سرپرست مکتب، درحالی‌که چهره‌اش از فرط استرس و غم درهم ریخته، می‌گوید: «همه فقط برای خودشان می‌جنگند، هیچ‌کس به فکر این کشور نیست. من از این وضعیت به تنگ آمده‌ام. دیگر نمی‌خواهم در این‌جا زندگی کنم. می‌خواهم به جایی بروم که در آن هیچ‌کسی را نشناسم.»