آیا رقبای دیرینه می‌توانند در برابر دشمن مشترک متحد شوند؟

آیا رقبای دیرینه می‌توانند در برابر دشمن مشترک متحد شوند؟

ان‌بی‌سی نیوز – سافورا اسمیت، مشتاق یوسف‌زی و احمد منگلی
مترجم: جلیل پژواک

میان ناظران افغانستان گفتن این‌که دو نفری که وظیفه صلح با طالبان را برعهده دارند، اگر بتوانند اول با یکدیگر کنار آیند، تیم تقریبا کاملی را می‌سازند، رفته رفته کلیشه‌ای شده است.

اگر نگاه جزئی‌بین اشرف غنی، رییس‌جمهور افغانستان و آنچه مهارت اجتماعی عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی این کشور خوانده می‌شود، یکی شوند، می‌توانند جبهه‌ی قدرت‌مندی در برابر طالبان شکل دهند.

در عمل اما این ترکیب می‌تواند ازدواج اجباری بین دو رقیب سابق باشد که سال‌ها بر سر تقسیم قدرت با هم درگیر بوده‌اند. دو مردی که به گفته کسانی که آن‌ها را می‌شناسند، از نظر سوابق، خلق‌وخو، تجربه و دیدگاه متفاوت هستند.

با این‌حال، سرنوشت این کشور جنگ‌زده تا حدودی به رابطه این دو بستگی دارد.

در ۱۲ سپتامبر طالبان و هیأت افغانستان مذاکرات پیچیده صلح را آغاز کردند. اختلاف بین رییس‌جمهور و مسئول تلاش‌های صلح می‌تواند توانایی کابل را برای مجبورکردن طالبان به گذاشتن سلاح‌شان بر زمین و متقاعدکردن جنگ‌جویان این گروه به تعامل با دموکراسی شکننده افغانستان به خطر بیندازد. مذاکرات با آن‌که بیش از یک ماه از مراسم افتتاحیه آن در دوحه‌ی قطر می‌گذرد، به کندی پیش می‌رود، خشونت در افغانستان فروکش نکرده است، اما هردوطرف همچنان دور میز مذاکره هستند.

فرصت صلح برای افغانستان در خطر است. با گذشت هر روز، مردان، زنان و کودکان بیشتری در افغانستان طعمه‌ی آتش جنگی می‌شوند که حدود چهار دهه پیش در سال ۱۹۷۹ با حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، پیش از آن‌که طالبان حتا شکل بگیرد، آغاز شد.

بین سال ۲۰۰۹، زمانی که سازمان ملل متحد شروع به ثبت تأثیرات جنگ بر غیرنظامیان کرد، و سال گذشته، هر روز حدود ۲۸ غیرنظامی کشته و زخمی شده‌اند؛ رقمی که مجموعا به بیش از ۱۰۰ هزار کشته و زخمی غیرنظامی می‌رسد.

دهه‌ها جنگ این کشور را به لانه‌ی القاعده تبدیل کرد، سازمانی که رهبر آن اسامه بن لادن، حملات یازدهم سپتامبر بر ایالات متحده را از همین خاک افغانستان برنامه‌ریزی کرد. جنگ باعث ناامیدی، فقر و وابستگی به کمک‌های بیرونی شده است؛ دونرها ۷۵ درصد بودجه و مخارج عمومی افغانستان را می‌پردازند.

در همین‌حال، فساد در افغانستان به گفته‌ی جان سوپکو، رییس سیگار، تلاش‌های ایالات متحده برای بازسازی این کشور را همچنان تضعیف می‌کند. سوپکو هشدار داده است که بدون رسیدگی به مشکل فساد در افغانستان، هرگونه توافق صلح به صلح پایدار منجر نخواهد شد.

پاسخ بسیاری از این مسائل بر دوش دو رقیب دیرینه، غنی و عبدالله، است.

عمر صمد، مشاور سابق عبدالله و سفیر پیشین افغانستان در کانادا و فرانسه، می‌گوید: «پرسش اصلی اکنون این است که با توجه به تجربه و سوابق‌شان آیا دیدگاه‌های آن‌ها در مورد صلح و جنگ مکمل یکدیگر یا مخالف یکدیگر خواهند بود. افغان‌های عادی خواهان صلح و ترجیحا یک صلح عادلانه و فراگیر هستند… از نظر آن‌ها خونریزی بیشتر، پاسخ نیست.»

غنی ۷۱ ساله، مردی کم‌جثه با چشمان براق و زبان برنده است که اغلب با لباس سنتی ظاهر می‌شود. او که تجربه‌ی سال‌های مشاهده کشورش از بیرون را دارد، به‌عنوان شخصیتی بلندپرواز و دارای چشم‌انداز برای مدرن‌ساختن افغانستان، شهرت دارد.

در مقابل، عبدالله که از مادری تاجیک و پدری پشتون ـ دو گروه قومی غالب و گاه درگیر جنگ در افغانستان ـ زاده شده است، بیشتر سال‌های جنگ را در افغانستان زندگی کرده است. او ابروهای پرپشت تیره و علاقه‌‌ی شدید به دریشی‌های غربی دارد و همچنین به آشتی‌جوبودن و داشتن چشم‌اندازی برای افغانستان شهرت دارد که خودش نمی‌تواند آن‌را واضح بیان کند.

این دو بارها با هم درگیر شده‌اند.

پس از دو انتخابات جنجالی ریاست‌جمهوری و تجربه تلخ سال‌های تشریک قدرت، برخی نگران این هستند که مبادا درگیری میان اطرافیان غنی و عبدالله مذاکرات را ضربه بزند.

اشلی جکسون، پژوهش‌گر انستیتوت توسعه خارجی میگوید: «خطر واقعه تفرقه‌ی آن‌هاست، که می‌تواند هرگونه فرصت برای پایان‌دادن به این جنگ را خراب کند.»

سخنگویان غنی و عبدالله به پرسش‌های ان‌بی‌سی نیوز پاسخ ندادند.

تهدیدی وجودی

بیش از نیمی از خاک افغانستان تحت کنترل یا منازعه‌ی طالبان است و طبق برآوردها این گروه اکثرا پشتون، حدود ۶۰ هزار جنگ‌جوی تمام‌وقت تحت فرمان دارد.

این گروه شبکه‌ی وسیعی از مقامات و مراجع سایه را توسعه داده است و درحالی‌که مشروعیت حکومت افغانستان را رد و خود را به‌عنوان بدیل درحال انتظار معرفی می‌کند، کنترل شفاخانه‌ها و مکاتب دولتی را در دست می‌گیرد و یک نظام قضایی سایه را در مناطق تحت کنترل خود می‌گرداند.

طالب‌ها خطری برای صاحبان قدرت افغانستان، به ویژه غنی، هستند. و لفاظی آن‌ها بدون شک رییس‌جمهور و هواداران وی را نگران می‌کند.

یک فرمانده ارشد طالبان در ولایت غزنی که خواست نامش فاش نشود، به ان‌بی‌سی نیوز گفت که هرچند طالبان با عفو عمومی موافقت کرده‌اند اما این عفو شامل رییس‌جمهور، «که در معرض مرگ است»، نمی‌شود. معلوم نیست که آیا این نظر وی دیدگاه سایر رهبران طالبان را بازتاب می‌دهد یا خیر.

با این‌وجود انتقال قدرت در افغانستان طی ۴۰ سال گذشته اغلب با خشونت همراه بوده است.

اسکات اسمیت، که از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ به‌عنوان رییس سیاسی یوناما در افغانستان کار می‌کرد، می‌گوید: «در گذشته پای تبعید، کودتا یا ترور وسط می‌آمد… در سیاست افغانستان به پایان رسیدن قدرت به معنی به پایان رسیدن بخت است.»

او می‌گوید: «اگر شما سیاست‌مدار افغان باشید و سروکارتان با مسائل سطح بالا باشد، دلیل موجهی دارید که به تغییر چشم‌گیر دی‌ان‌ای سیاسی افغانستان اعتماد نکنید. به‌خصوص وقتی شما با کسانی مثل طالبان که نشان‌ داده‌اند از بی‌رحمی نمی‌ترسند، روبرو باشید.»

آنچه واضح است این است که طالبان بیش از هرکس دیگری عصبانیت و خشم خود را به رییس‌جمهور معطوف می‌کنند و او را دست‌نشانده امریکا می‌خوانند.

یک رهبر ارشد طالبان در ولایت هلمند که نخواست نامش فاش شود، گفت: «او حتا از امریکایی‌ها هم بدتر است و به هیچ‌وجه نمی‌توانیم مشکلات خود را با او به طور مسالمت‌آمیز حل‌وفصل کنیم.»

تافته جدابافته

غنی که در سال ۱۹۴۹ در یک خانواده بانفوذ از قوم پشتون به دنیا آمده، از ابتدا خوب می‌درخشید.

او قبل از رفتن به خارج از کشور برای تحصیلات عالی و شروع فعالیت‌های کاری، در لیسه معتبر حبیبیه در کابل تحصیل کرد. او ابتدا لندن رفت و در آن‌جا با رولا، همسر آینده‌ی خود آشنا شد و بعدا به ایالات متحده رفت و در آن‌جا قبل از آن‌که در سال ۱۹۹۱ به بانک جهانی بیپوندد، مردم‌شناسی تدریس کرد.

ریچارد بولیت، استاد برجسته تاریخ در دانشگاه کلمبیا، که عضو کمیته بررسی پایان‌نامه دکترای غنی بوده، می‌گوید: «او معمولا با مطالعه‌ترین و فصیح‌ترین دانشجو در سیمینار بود.»

بولیت می‌گوید که پایان‌نامه غنی، که لجام‌گسیختگی افغانستان را از منظر اقتصاد سیاسی این کشور بررسی می‌کند، «عالی» بوده. به گفته بولیت، کار تحقیقی او در مورد هر ولسوالی افغانستان به این معناست که او از ساختار کلی کشور سر در می‌آورد و این ویژگی او را در وضعیتی غیرمعمول در میان شخصیت‌های سیاسی و نظامی افغانستان که تمایل به منطقه‌گرایی دارند، قرار می‌دهد.

در سال ۲۰۰۱، در پی حمله‌ی امریکا به افغانستان، غنی پس از ۲۴ سال دوری به کشور بازگشت. او بعدا وارد سیاست شد و به خاطر حضور مرکزی‌اش در جمع افغان‌هایی که در خارج از کشور و اغلب در غرب تحصیل و کار کرده بودند، شهرتی برای خود دست‌وپا کرد.

خلیل رومان، که زمانی مشاور داکتر نجیب‌الله، رییس‌جمهور کمونیست افغانستان بود و بعدا معاون رییس دفتر حامد کرزی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان شد، می‌گوید که غنی «سال‌ها خارج از کشور بود و بسیاری از افغان‌ها او را خیلی خوب نمی‌شناسند.»

رومان می‌گوید که پس از سمتش در دفتر کرزی، هنگامی که غنی مسئولیت کمیسیون انتقال مسئولیت‌های امنیتی از نیروهای بین‌المللی به نیروهای امنیتی افغانستان را به عهده گرفت، مشاور غنی شد.

رومان با تکرار اتهام معمول علیه سیاست‌مدارانی که سال‌های بحران را در خارج از کشور گذرانده‌اند، گفت: «او از اوضاع افغانستان و مردم افغانستان نیز اطلاع نداشت.» رومان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۹ افغانستان معاون یک نامزد نه‌چندان مهم شد.

ریشه‌ خارجی همسر غنی، که در لبنان در یک خانواده‌ی مسیحی به دنیا آمده، نیز برعلیه وی استفاده شده است.

رولا غنی به‌عنوان بانوی اول، چهره‌ی مردمی‌تری به خود گرفته است که در مقایسه با سلفش، همسر حامد کرزی که به ندرت در ملأعام ظاهر می‌شد، امری قابل‌توجه است. این تصمیم، او را هم مورد تحسین و هم در معرض انتقاد قرار داده است.

رولا و غنی دو فرزند دارند. دخترشان مریم، هنرمند ساکن نیویورک است و پسرشان طارق در واشنگتن دی‌سی اقتصاددان گروه بین‌المللی بحران است.

کسانی که با غنی در افغانستان کارکرده‌اند می‌گویند که رویکرد او نسبت به حکومت‌داری، آکادمیک و تکنوکراتیک است و چشم‌انداز او اصلاح و نوسازی کشور است. اما او همچنین به داشتن خلق‌وخوی تند مشهور است.

عبدالله ۶۰ ساله، از اساس با غنی فرق دارد.

او که در سال ۱۹۶۰ متولد شده، در بیشتر ۴۰ سال جنگی که افغانستان را ویران کرد، در افغانستان ماند.

او در دهه ۱۹۸۰ مشاور احمدشاه مسعود، قهرمان مقاومت شمالی و جنگ‌سالار قومی تاجیک، بود که جنگ‌جویانش نخست با شوروی‌ها و پس از ۱۹۹۶ با طالبان جنگیدند.

مسعود، که همچنان در افغانستان مورد تحسین است، در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ توسط بمب‌گذاران انتحاری القاعده که خود را روزنامه‌نگار معرفی کرده بودند، ترور شد. عبدالله عکسی از خود در کنار مسعود را در بالای صفحه فیس‌بوک خود گذاشته است.

عبدالله در بین تاجیک‌ها در شمال افغانستان طرفداران زیادی دارد و عضو حزب جمعیت اسلامی عمدتا تاجیک است. او به‌عنوان فردی با شخصیت و دارای توانایی برقراری اتحاد، اما فاقد چشم‌انداز روشن برای کشور، شناخته می‌شود.

او متأهل است و سه دختر و یک پسر دارد. گفته می‌شود که خانواده عبدالله در دهلی‌نو زندگی می‌کنند اما ان‌بی‌سی نیوز به طور مستقل نمی‌تواند این موضوع را تأیید کند.

ناظران افغانستان و همکاران سابق وی در مورد شناخت و علاقه‌ی عبدالله به دریشی‌های خوش‌دوخت، راحت‌تر از سیاست‌های وی صحبت می‌کنند.

جکسون می‌گوید: «غیر از این‌که او غنی نیست و نماینده برخی از نخبگان سیاسی است که توسط غنی کنار گذاشته شده‌اند، دیگر معلوم نیست که او پای چه چیزی ایستاده.» جکسون می‌گوید که برخلاف «داستان‌های ترس‌ناک» از جیغ‌کشیدن غنی بر سر مردم، عبدالله ماجراهای این‌چنینی ندارد.

این‌که دو رقیب ظاهرا پتانسیل تکمیل‌کردن یکدیگر را دارند، اما این‌ کار را نمی‌کنند، حتمن مایه‌ی سرخوردگی مشتاقان صلح است.

انتخابات‌های جنجالی سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ و یک دوره مشترک در حکومت وحدت ملی که در باتلاق اختلافات درونی گیر کرده بود، آشتی این دو را دشوار کرده است.

در حکومت وحدت ملی اختلاف این دو ناشی از مبهم‌بودن توافق‌نامه تقسیم قدرت بود که توسط ایالات متحده میانجی‌گری شده بود. درحالی‌که عبدالله معتقد بود که طبق توافق‌نامه از سهم برابر در دولت برخوردار است، غنی و مشاورانش اصرار داشتند که صلاحیت و اختیارات نهایی در دست ریاست‌جمهوری است. گروه بین‌المللی بحران می‌گوید که هردو طرف نهادهای دولتی و امنیتی را با هم‌پیمانان عمدتا قومی خود پر کرده بودند، طوری که غنی طرفدار پشتون‌ها بود و عبدالله تاجیک‌ها را ترجیح می‌داد.

اسمیت که اکنون کارشناس ارشد روندهای صلح افغانستان در انستیتوت صلح ایالات متحده است، می‌گوید که اعتماد در حکومت وحدت ملی به حدی خراب شده بود که در سال ۲۰۱۷، هنگامی که مراسم تشییع جنازه‌ای که در آن عبدالله و اعضای حزب جمعیت اسلامی حضور داشتند هدف حمله قرار گرفت، برخی گمان کردند که حکومت اجازه داده است چنین حمله‌ای انجام شود.

پس از آن عبدالله نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری را که در ماه سپتامبر سال گذشته برگزار شد و در آن غنی پیروز انتخابات اعلام شده بود، به چالش کشید. در ماه مارچ، عمق این بحران به حدی افزایش یافته بود که برای همه قابل دید بود؛ هر دو رقیب در یک روز و در یک زمان مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری موازی یکدیگر را برگزار کردند.

دو ماه بعد از آن، هردو رقیب مجبور به پذیرفتن شکست شدند و توافق‌نامه دوم تقسیم قدرت را بین خود امضا کردند و توافق کردند که غنی باید رییس‌جمهور باقی بماند و عبدالله مسئولیت روند صلح با طالبان را برعهده بگیرد و همچنین اختیار تعیین نیمی از اعضای کابینه غنی را داشته باشد.

دشمن مشترک

با این‌حال زمینه‌های مورد توافق وجود دارد.

به گفته انورالحق احدی، متحد سیاسی عبدالله و وزیر سابق تجارت و صنایع دوره حامد کرزی، وقتی پای صلح با طالبان در میان باشد، عبدالله و غنی هردو معتقدند که افغانستان باید جمهوری باقی بماند و حقوق زنان نیز حفظ شود.

دیدگاه‌ آن‌ها در مورد حکومت آینده افغانستان احتمالا با طالبان تفاوت فاحشی دارد.

گروه طالبان که در اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط جنگ‌جویان اسلام‌گرای افغان که بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ با شوروی جنگیده بودند، شکل گرفت، در سال ۱۹۹۶ قدرت را در افغانستان به دست گرفت و براین کشور در چارچوب یک امارت تحت رهبری یک امیر، نه رییس‌جمهور، حکومت کرد.

افغانستان تحت حاکمیت طالبان پارلمان نداشت، انتخابات برگزار نمی‌شد و قوانین براساس شریعت بود. اکثر زنان از رفتن به مکتب، داشتن شغل یا خارج‌شدن از خانه بدون محرم مرد منع شدند.

در سال ۲۰۰۱ رژیم طالبان پس از امتناع از تحویل‌ دادن بن لادن، در نتیجه حمله نیروهای به رهبری ایالات متحده از قدرت کنار زده شد. طالبان از زمان سرنگونی‌شان تاکنون تأکید دارند که قوانین شرعی برای آن‌ها غیرقابل مذاکره است و بر سر آن سازشی در کار نخواهد بود. آن‌ها همچنین شرکت در انتخابات را رد کرده‌اند. آن‌ها نشان داده‌اند که در مقایسه با گذشته، موضع نرم‌تری نسبت به زنان و دختران اتخاذ خواهند کرد، اما در این خصوص جزئیات اندکی داده‌اند.

دشمن طالبان بودن خطرناک است. از زمان شکل‌گیری این گروه حدود ۳۰ سال پیش تاکنون، هیچ تیمی در رأس افغانستان قادر به شکست‌دادن طالبان یا صلح از طریق مذاکره با این گروه نبوده است.

وقتی شبه‌نظامیان طالبان در سال ۱۹۹۶ پایتخت را تصرف کردند، نجیب‌الله را کشتند و سپس در نزدیکی قصر ریاست‌جمهوری به دار آویختند. همچنین برهان‌الدین ربانی، رییس‌جمهور پیشین افغانستان، در سال ۲۰۱۱ وقتی یک مرد که وانمود می‌کرد فرستاده طالبان است، بمب جاسازی‌شده در دستار خود را منفجر کرد، ترور شد. چندین فرمانده طالبان به ان‌بی‌سی تأیید کرده‌اند که این گروه پشت هردو حمله بود.

همچنین در ماه آگست فوزیه کوفی، یکی از چهار زن عضو هیأت مذاکره‌کننده حکومت افغانستان با طالبان، درحالی‌که از منطقه تحت کنترل طالبان درحال عبور بود، هدف گلوله قرار گرفت. با این‌که طالبان دست‌داشتن در این حمله را رد کردند، اما دو فرمانده طالبان به ان‌بی‌سی نیوز تأیید کردند که آن‌ها پشت این حمله بوده‌اند.

این، گروهی است که غنی و عبدالله در برابرش ایستاده‌اند. این گروه اخیرا با امضای توافق صلح با ایالات متحده که زمینه خروج تمام نیروهای خارجی را تا ماه می سال آینده از افغانستان در ازای تضمین‌های امنیتی طالبان فراهم می‌کند، روحیه گرفته است.

نیروهای امریکایی ۱۹ سال می‌شود که در افغانستان هستند و خروج برای ترمپ یک برد سیاست خارجی به حساب می‌آید. اما طالبان خروج نیروهای خارجی از افغانستان را پیروزی این گروه خواهند خواند.

حکومت افغانستان که از مذاکرات ایالات متحده و طالبان کنار گذاشته شده بود، چیزهای زیادی برای از دست‌دادن دارد. با این‌که توافق ایالات متحده و طالبان خواهان مذاکرات صلح بین شبه‌نظامیان و حکومت افغانستان است، اما خروج نیروهای امریکایی به موفقیت این مذاکرات بستگی ندارد.

خروج نیروهای خارجی از افغانستان می‌تواند حکومت این کشور را بیشتر از پیش در مقابل شورش طالبان آسیب‌پذیر ‌کند. به گفته جان سوپکو، طالبان پس از امضای توافق‌نامه ماه فبروری با امریکا، حملات خود را بر نیروهای افغان شدت بخشیده‌اند.

در ۲۲ جون سخن‌گوی شورای امنیت ملی افغانستان گفت که هفته گذشته که طی آن ۲۹۱ عضو نیروهای امنیتی دفاعی ملی افغانستان در نتیجه حملات طالبان کشته و حدود ۵۵۰ تن دیگر زخمی شدند، مرگ‌‌بارترین هفته در ۱۹ سال گذشته بوده است.

به عبارت دیگر، غنی و عبدالله با چالشی روبرو هستند که حتا برای یک تیم متحد، چالشی عظیم است، و شاید بزرگ‌ترین چالش این باشد که از آن‌ها خواسته شود قدرت را واگذار کنند.

سال گذشته عبدالله به‌عنوان رییس اجرایی حکومت وحدت ملی افغانستان گفت که اگر صلح با کناررفتن وی از سمتش به دست آید، حاضر است کنار رود. در مقابل، غنی مواظب بوده که وعده‌های این‌چنینی ندهد. او در ماه جون در برنامه‌ای گفت که نجیب با اعلام استعفایش «بزرگ‌ترین اشتباه» خود را مرتکب شد.

عمر صمد می‌گوید: «عبدالله در چند مورد گفته است که حاضر است برای صلح کنار رود. غنی هنوز این را نگفته است.»

او می‌گوید: «اگر چشم‌اندازهای هردو همچنان از یکدیگر متفاوت و مغایر هم باشند، آن‌وقت بلی، می‌تواند منجر به وضعیتی شود که سرانجام آن یا صلح است یا جنگ.» با این‌حال او می‌گوید که امیدواری این است که یک آجندای جامع و فراگیر برای صلح ایجاد شود.