سفر حکمتیار به اسلام‌آباد؛ دورزدن ساختارهای رسمی

سفر حکمتیار به اسلام‌آباد؛ دورزدن ساختارهای رسمی

«پاکستان را خانه‌ی دوم خود می‌دانیم». این جمله‌ای است که به نقل از اعلامیه‌ی وزارت خارجه‌ی پاکستان، گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی در دیدارش با شاه‌محمود قریشی، سکاندار سیاست خارجی اسلام‌آباد گفته است. جمله‌ای که اگر از یک طرف بازتاب‌ پذیرایی گرم و مقبول صورت‌گرفته از او در سفرش به اسلام‌آباد است، از سوی دیگر، نشانگر تعلق خاطر دیرین آقای حکمتیار به پاکستان در طول عمر سیاسی‌اش نیز است.

گلبدین حکمتیار، در دوره‌ی جهاد و سپس دوام شورش در برابر حکومت تحت حمایت شوروی‌ها در کابل تا ظهور طالبان در دوره‌ی جنگ‌های داخلی میان جناح‌های مجاهدین، بیشترین سهم را از کمک‌های مالی، تسلیحاتی و سیاسی پاکستان به احزاب جهانی دریافت می‌کرد. اگرچه با ظهور طالبان، از حجم لطف و توجه پاکستان به آقای حکمتیار کاسته شد، اما این رابطه‌ی ریشه‌دار از بنیان نگسلید. پنج سال پس از سقوط امارت اسلامی زمانی که شورش در برابر جمهور اسلامی افغانستان سازماندهی شد، حزب اسلامی آقای حکمتیار، از حمایت پاکستان برخوردار شد. آقای حکمتیار بخشی از غیبت پانزده‌ساله‌اش، زمانی را که به‌عنوان رهبر یک گروه شورشی و مخالف مسلح دولت افغانستان، از نظرها غایب بود در پاکستان گذراند. خانه‌ی دوم بودن پاکستان برای آقای حکمتیار، یک تعارف سیاسی و دیپلماتیک نیست. بازتاب دَینی است که اسلام‌آباد بابت حمایت‌های گسترده و بی‌دریغ‌اش به گردن رهبر حزب اسلامی دارد.

در طول چهار دهه‌ی گذشته، به استثنای حکومت پنج‌ساله‌ی طالبان، سیاست اسلام‌آباد در خصوص افغانستان، دورزدن ساختارهای رسمی و دولت‌ها و ایجاد و دوام روابط با افراد و جناح‌های سیاسی عمدتا اپوزیسیون، مخالف مسلح و شورشی بوده است. این سیاست در راستای تضعیف دولت به‌عنوان ساختار سیاسی مشروع و حمایت از جناح‌های مخالف برای ایجاد فشار بر دولت در دستور کار اسلام‌آباد قرار داشته است. سیاستی که به اسلام‌آباد این امکان را فراهم می‌کند تا در بدل حمایت‌های ناچیز و حداقلی از افراد و جناح‌ها، امتیازهای بزرگ به‌دست آورده و به سمت غایت اصلی سیاست خارجی‌اش در خصوص افغانستان یعنی ایجاد و استقرار یک ساختار سیاسی وابسته و دست‌نشانده یا دست‌کم بحرانی‌کردن و بحرانی‌ نگه‌داشتن وضعیت برای دولت مستقر گام بردارد.

سفر حکمتیار به اسلام‌آباد و پذیرایی گرم از او، در عمل، آغاز فصل جدیدی از دعوت‌های رسمی و سفرهای رسمی افراد و رهبری‌ جناح‌های سیاسی افغانستان به پاکستان است. اسلام‌آباد، با دعوت‌های رسمی، دیدارها و ارتباطات پنهان و آشکار با افراد و رهبری جناح‌های سیاسی افغانستان که از این پس شدت خواهد گرفت، در تلاش است حکومت افغانستان به‌عنوان ساختار سیاسی رسمی و مشروع این کشور را دور زده و اتوریته و اقتدار آن را در پروسه‌ی جاری صلح تضعیف کند.

برخلاف خوشبینی‌ها و امیدواری‌هایی که در خصوص حسن نیت پاکستان نسبت به حل عادلانه و مسالمت‌آمیز منازعه‌ی افغانستان و استقرار یک صلح پایدار شکل گرفته، این دست اقدامات و رویکردهای پاکستان نسبت به مسأله‌ی جنگ و صلح افغانستان بدبینی همیشگی در این مورد را تقویت می‌کند که اسلام‌آباد بیش از آن‌که در پی همکاری صادقانه در استقرار صلح پایدار در کشور در چارچوب اصل روابط دولت-دولت باشد، در صدد آن است که با دور زدن ساختارهای رسمی، دولت مشروع و مستقر در کابل را دور زده و با استفاده از مناسبات و روابط آشکار و پنهان با افراد و جناح‌های سیاسی، با تضعیف اقتدار و اتوریته‌ی دولت مستقر، چیدمان پروسه‌ی صلح را با حداکثر نفوذ و تسلط خود بر پروسه مهندسی کند.

سیاست تعویض دولت رسمی و مستقر با افراد و جناح‌های سیاسی اگر بنا بر یک همکاری صادقانه و مشترک در خصوص برقراری یک صلح پایدار در افغانستان باشد، یک سیاست و استراتژی ناکام و محکوم است. نتیجه‌بخشی و اثرگذاری این رویکرد در قبال افغانستان در چهار دهه‌ی گذشته نشان داده است که سیاست تضعیف دولت مستقر و مشروع و روابط و دیپلماسی فرد و جناح‌محور، حاصلی جز دوام بی‌ثباتی سیاسی و گسترس ناامنی و خشونت ندارد. در چهار دهه‌ی گذشته، ثابت شده که این سیاست به خلق فصل‌ها و دوره‌های جدیدی از خشونت، ناامنی و جنگ منجر شده و هر فصل، لجام‌گسیختگی و رقت‌انگیزی آن نیز شدت یافته است. در پایان ماجرا، قربانی دوام و شدت‌گرفتن خشونت و بی‌ثباتی، صرفا افغانستان نیست، بلکه شعله‌های این خشم و خشونت لجام‌گسیخته، دامن کارگزاران و حامیان آن را تا شعاع چند هزار کیلومتر در کل منطقه و حتا فراتر از آن خواهد گرفت. نه استقرار یک دولت دست‌نشانده و تابع در کابل، برای اسلام‌آباد ممکن است و نه این کشور می‌تواند خود و منطقه را از تبعات سیاست و استراتژی تضعیف ساختارهای رسمی و مشروع و توسل به افراد و جناح‌های مخالف، مخالف مسلح و شورشی در امان نگه‌دارد. آدرس هرنوع مذاکره، چانه‌زنی، تعامل و توافق در خصوص حل منازعه‌ی افغانستان و مسأله‌های اکنون و آینده‌ی فی‌مابین برای اسلام‌آباد، نه شوراهای کویته و پیشاور یا بیت رهبری حزب اسلامی که ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان و دیگر ساختارهای رسمی و مشروع در کابل است.