بزرگ‌ترین تهدید امنیتی عصر پساحقیقت

جلیل پژواک
جلیل پژواک
جلیل پژواک دانشجوی مهندسی است و از 2013 تا حال خبرنگاری، گزارشگری و ترجمه می‌کند.

همه‌گیری کووید۱۹ نشان داد که هماهنگ‌کردن رفتار اعضای یک جامعه حتا هنگامی که مسأله‌ی مرگ و زندگی در میان باشد، کاری بسیار دشوار است.

واکنش مردم به آغاز واکسیناسیون کووید۱۹ را در نظر بگیرید. برای این‌که جهان بتواند ویروس کرونا را متوقف کند، اکثر ساکنان جهان باید با واکسینه‌شدن موافق باشند و تعدادی از دولت‌های «دموکراتیک» امکان دارد تصمیم به «اجباری‌»کردن واکسیناسیون بگیرند. با این‌حال، درباره واکسن کرونا بی‌اعتمادی قابل‌توجهی در بین مردم سراسر جهان وجود دارد. اگر این گروهِ به اصطلاح «جامعه مخالف واکسیناسیون» به اندازه کافی بزرگ بود، یکی از بهترین مسیرهای ما برای خروج از همه‌گیری مسدود می‌شد. خوش‌بختانه این جامعه به اندازه کافی بزرگ نیست، اما امتناع‌شان از واکسن کرونا، همه و حتا افراد واکسینه‌شده را متأثر می‌کند.

در مقاطع مختلف همه‌گیری کنونی مقامات صحت عامه و سیاست‌مداران سعی کردند مردم را به انجام کارهایی تشویق کنند که هم به نفع خودشان و هم به نفع جوامع‌شان باشد؛ مانند رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی و استفاده از ماسک. بسیاری از مردم این توصیه‌ها را عملی کردند، اما برخی دیگر در برابر این توصیه‌ها مقاومت بیشتری از خود نشان دادند. اطلاعات نادرست درباره واکسن و ماسک، درمان‌های بی‌اثر و شایعات بی‌اساس در مورد منشأ ویروس کرونا، هماهنگ‌کردن رفتار عمومی را به کاری به شدت دشوار تبدیل کرد.

ناهماهنگی مردم و بی‌توجهی به توصیه‌های صحی در جریان یک بحران جهانی، نشانه‌ای از روند نگران‌کننده‌ای است که هنگام مواجهه‌ی ما با بحران‌های بعدی قرن بیست‌ویکم (از همه‌گیری‌های آینده گرفته تا تغییرات اقلیمی) چالش‌آفرین و خطرناک واقع خواهد شد. ما در عصر پساحقیقت به‌‌سر می‌بریم، عصری که در آن اطمینان از این‌که همه از آگاهی کافی برای تصمیم‌گیری درست برخوردار باشند روز به روز دشوارتر می‌شود. به عبارت دیگر ما در وضعیتی قرار داریم که حتا اگر راه و روش نجات‌دادن جهان برای‌مان روشن و واضح باشد، اکوسیستم اطلاعات غیرقابل اعتمادی که شکل گرفته، می‌تواند جلو نجات جهان را بگیرد.

در گزارش اخیر «انستیتوت آلن تورینگ»، من و همکارانم استدلال می‌کنیم که این روند چیزی کم‌تر از تهدیدی برای امنیت جهانی نیست. ما با اصطلاحات «امنیت ملی» یا «امنیت سایبری» آشناییم، اما من و همکارانم استدلال می‌کنیم که جهان باید بیشتر به «امنیت معرفتی» توجه کند، زیرا بدون این امنیت جوامع ما توانایی هماهنگی و مقابله با خطراتی که در آینده منتظر ماست را از دست خواهد داد.

اگر «امنیت منزل»، اطمینان از در امان بودن دارایی‌مان و «امنیت مالی»، اطمینان از در امان بودن پول‌مان و «امنیت ملی» اطمینان، از در امان‌ماندن کشورمان باشد، «امنیت معرفتی»، اطمینان از در امان بودن دانش‌مان است.

(Episteme) یک اصطلاح فلسفی یونانی به معنای «دانستن» است. بنابراین، امنیت معرفتی شامل اطمینان از این می‌شود که ما در واقع بدانیم که چه چیزی را می‌دانیم، که بتوانیم ادعاهای بی‌اساس یا نادرست را تشخیص دهیم و اطمینان یابیم که اکوسیستم‌های اطلاعاتی ما نسبت به «تهدیدهای معرفتی» مانند اخبار جعلی مقاوم باشد.

ما در گزارش خود اقدامات و تدابیر بالقوه و نیز کارهای تحقیقی را که ممکن است به بهبود امنیت معرفتی در جوامع دموکراتیک کمک کند، به بررسی می‌گیریم، اما در این مقاله بگذارید چهار روند اساسی را، که این مشکل را تشدید کرده و پاسخ‌گویی جوامع به چالش‌ها و بحران‌های فوری را دشوارتر ساخته، بررسی کنیم.

۱. کمبود توجه

اوایل قرن سیزدهم، قبل از اختراع چاپ و چاپ‌خانه در اروپا، دانشمندان از پدیده «سرریز اطلاعات» شکایت داشتند. در سال ۱۲۵۵ «وینسین بووی دومنیکن» درباره «کثرت کتاب، کوتاهی زمان و لغزندگی حافظه» نوشت. با این‌حال اینترنت امکان داد مقادیر زیادی از اطلاعاتی که صحت و ثقم آن نامعلوم است، آسان‌تر از هر زمان دیگری قابل‌دسترسی باشد. غربال‌کردن این حجم عظیم از اطلاعات برای تفکیک اطلاعات درست از نادرست و اطلاعاتِ با کیفیت از بی‌کیفیت، دشوار است. ما به خاطر ظرفیت محدودمان، آنچنان که باید قادر به توجه به اطلاعات نیستیم.

فراوانی اطلاعات و محدودیت در توجه به اطلاعات باعث شکل‌گیری «اقتصاد توجه» شده است؛ اقتصادی که در آن حکومت‌ها، روزنامه‌نگاران، گروه‌های ذینفع و سایرین باید برای جلب توجه مردم باهم رقابت کنند.

۲. حباب‌های فیلتری و عقلانیت محدود

یک پیامد مخصوصا نگران‌کننده اقتصاد توجه، شکل‌گیری حباب‌های فیلتری است، جایی که در آن مردم عمدتا مورد بمباران باورهای از پیش داشته‌شان قرار می‌گیرند و و از تعامل آن‌ها با دیدگاه‌های متفاوت از خودشان جلوگیری می‌شود.

مردم هنگام مواجهه با پدیده سرریز اطلاعات به طور طبیعی ترجیح می‌دهند بیشتر به افرادِ هم‌فکرِ متعلق به جوامع خودی توجه کنند تا افراد ناآشنا و غریبه. پلتفرم‌های اجتماعی آنلاین تشکیل و پیوند‌دادن جوامعِ دارای اعتقادات و ارزش‌های مشترک را به هم آسان‌تر از همیشه کرده است.

پیامد معرفتی زندگی درون حباب‌های فیلتری را «عقلانیت محدود» می‌نامند. اگر دسترسی به اطلاعات، پایه و اساس استدلال و تصمیم‌گیری خوب باشد، محدودکردن دسترسی افراد به اطلاعاتِ بالقوه مهم، از طریق قراردادن آن‌ها درون حباب‌های فیلتری، به نوبه خود توانایی افراد را در استدلال خوب محدود می‌کند.

۳. مخالفان و اشتباه‌کاران

در عصر فعلی پخش و دسترسی به اطلاعات آسان‌تر از هر زمان دیگری شده است. اما جنبه منفی‌اش این است که خود همان فناوری‌هایی که باعث سهولت در پخش و دسترسی به اطلاعات شده است، امکان انتشار عمدی یا سهوی اطلاعات غلط و دروغ را نیز فراهم‌تر و آسان‌تر ساخته است.

بازیگرانی (افراد، سازمان‌ها یا دولت‌ها) که به عمد اطلاعات را دست‌کاری می‌کنند تا دریافت‌کنندگان آن‌را گمراه یا فریب دهند تا آن‌ها به عقاید نادرست رو آورند، «مخالفان» نامیده می‌شوند. آن‌ها «حملات خصمانه» را برای تحریک مردم به واکنش براساس اطلاعات گمراه‌کننده یا نادرست، راه‌اندازی می‌کنند. برای مثال، یک کمپین سیاسی ممکن است برای دست‌کاری نتایج انتخابات به نفع خودش، از فناوری ویدیویی دیپ فیک برای ساختن تصویری که سایر نامزدهای سیاسی را گناه‌کار نشان دهد، استفاده کند.

از طرف دیگر بازیگرانی که عقاید نادرست یا بی‌اساس را یا از حسن نیت یا سهوا پخش می‌کنند، «اشتباه‌کاران» نامیده می‌شوند. برای مثال، یک محقق واکسن که نسبت به عوارض جانبی یک واکسن نگران و نسبت به استانداردش بی‌اعتماد باشد، ممکن است در جریان مصاحبه با یک رسانه نگرانی‌اش را از حسن نیت بیان کند. وقتی این نگرانی با یک رسانه مطرح شد، امکان دارد خیلی زود در شبکه‌های اجتماعی پخش و منجر به شکل‌گیری کارزار گسترده ضد واکسیناسیون شود.

۴. فرسایش اعتماد

بشر تکنیک‌هایی را برای تشخیص این‌که چه زمان و به چه کسی اعتماد کنیم، توسعه داده است. برای مثال، ما عادت داریم بیشتر به کسانی اعتماد کنیم که مورداعتماد بسیاری افرادِ خودی دیگر باشد و نیز تمایل داریم به کسی باور کنیم که از جامعه خودمان باشد. تعلق این فرد به جامعه خودمان نشانه این است که او ارزش‌ها و علایق مشابه با ما دارد. ما همچنین برای قضاوت در مورد صداقت چنین فردی، زبان بدن، لحن وی و الگوهای گفتاری وی را ارزیابی می‌کنیم. این استراتژی‌ها خطاپذیر است، اما در کل برای ما مفید بوده است.

با این‌حال فناوری‌های مدرن اطلاعاتی می‌تواند از مؤثریت این ترفندها بکاهد. برای مثال ظهور حباب‌های فیلتری می‌تواند باعث شود که دیدگاه‌های اقلیت بسیار بیشتر به چشم آید و از آنچه واقعا هست، بسیار پرطرف‌دارتر به نظر رسد. گرچه برخی دیدگاه‌های اقلیت باید بیشتر نمایان شود، اما وقتی روایت‌های مضر و افراطی، جریان‌اصلی‌تر از آنچه واقعا هست، به نظر برسد، ما دچار مشکل می‌شویم.

برخی فناوری‌ها گرایش ناخودآگاه ما را برای جست‌وجوی علائم و نشانه‌های صداقت و درستی در الگوهای صوتی و زبانی بدن فرد موردنظر مان، دست‌کاری کرده است. گفتارهای مصنوعی یا فیلم‌های دیپ فیک دیگر آن نشانه‌هایی را ندارد که ما به واسطه مشاهده آن در گفتار و زبان بدن یک فرد متوجه دروغ گویی یا صداقت وی می‌شویم.

این همه یعنی چه؟

در عصر فعلی کسی که به خودش زحمت دهد می‌تواند به یک رژیم غذایی غنی و متعادل رسانه‌ای، آسان‌تر از هر زمان دیگری، دسترسی داشته باشد. اما آگاه‌بودن برای تصمیم‌گیری درست اغلب وابسته به وقت و منابعی است که اکثر مردم به راحتی از پس آن بر نمی‌آیند.

بنابراین وقتی پای مقابله با چالش‌های پیچیده مانند کووید۱۹ در میان باشد (چالش‌هایی که رفع آن مستلزم تصمیم‌گیری به موقع و هماهنگی اقدامات جمعی است) توصیه‌های بهداشتی عمومی و واکسن‌های ایمنی کافی نیست. مردم باید به راه‌حل‌ها و کسانی که این راه‌حل‌ها را ارائه می‌کنند نیز باور داشته باشند.

ما در گزارش خود برخی از عواقب احتمالی را در صورت عدم رسیدگی به این مشکل بررسی می‌کنیم. ما یکی از بدترین سناریوها در صورت عدم رسیدگی به این مشکل را «حباب معرفتی» آینده نامیده‌ایم. در این آینده، مردم توانایی تشخیص حقیقت از دروغ را به کلی از دست می‌دهند. گرچه در این آینده اطلاعات به راحتی قابل دسترسی است اما مردم نمی‌توانند تشخیص دهند که هرچیزی را که می‌خوانند و می‌شوندند و می‌بینند، قابل اعتماد و درست هست یا خیر. بنابراین وقتی همه‌گیری بعدی فرا می‌رسد، همکاری در جوامع غیرممکن می‌شود. این پیش‌بینی ترسناک است، اما کووید۱۹ نشان داده است که ما به چنین آینده‌ای نزدیک‌تر از آنی هستیم که فکر می‌کنیم.

الیزابت سیگر، پژوهش‌گر دانشگاه کمبریج و همکار «مرکز آینده هوش لورولم» است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه