بار سنگین گذشته

بار سنگینِ گذشته

تصور کنید که شما آدم خوش‌‌دست و ماهری هستید؛ از آن‌‌ افراد قابل که حتا بدون تجربه و تمرین قبلی می‌‌توانند بسیاری از وسایل شکسته یا خراب‌‌شده را ترمیم کنند. مردم می‌‌گویند «ماشاءالله فلانی مغزش خیلی کار می‌‌دهد.»

روزی تصمیم می‌‌گیرید که روی دیوار غربی دهلیز خانه‌‌ی تان یک کلکین یا پنجره باز کنید. فکر می‌‌کنید که حالا که اره دارید بهتر است به جای خریدن کلکین از دکان یک نجار حرفه‌‌ای خودتان کلکین دهلیزتان را بسازید. فقط باید چوبش را بخرید با یک تیشه، یک رنده و مقداری میخ و کوکه. روزی به بازار می‌‌روید و چوب لازم را می‌‌خرید -با قیمت بیست هزار افغانی- و به خانه برمی‌‌گردید. یک هفته بعد دوباره که به بازار می‌‌روید تا تیشه و رنده و میخ بخرید، متوجه می‌‌شوید که پیش روی دکانی یک کلکین آماده و خوش رنگ را گذاشته‌‌اند. قیمتش را می‌‌پرسید. می‌‌گویند قیمتش بیست هزار افغانی است. حال، اگر تیشه و رنده و میخ بخرید (برای این‌که کلکین را خودتان بسازید) باید پانزده هزار افغانی دیگر هم خرج کنید. سوال این است که اگر این کلکین آماده را به بیست هزار افغانی بخرید، با آن چوبی که قبلا به بیست هزار افغانی خریده‌‌اید و به خانه برده‌‌اید چه کار می‌‌کنید؟

پژوهش‌‌ها نشان داده‌‌اند که در برابر چنین سناریویی اکثر مردم با خود می‌‌گویند: «اگر کلکین آماده را بخرم، آن بیست هزاری که برای خریدن چوب خرج کرده‌‌ام مفت ضایع می‌‌شود. بهتر است همان چوب خریده‌‌شده را کلکین بسازم و از ضایع شدن پول خود جلوگیری کنم.» این در حالی است که وقتی تمام مصارف ساختن آن کلکین را حساب کنیم (به علاوه‌‌ی وقت صرف‌شده و زحمت کشیده‌‌شده و کیفیت جنس نهایی)، بهتر بود که شما همان کلکین آماده را بخرید و پشت آن بیست هزار ضایع‌‌شده‌‌ی اولی نگردید.

این همان بار سنگین گذشته است. ما وقتی روی چیزی هزینه می‌‌کنیم، دیگر برای‌‌مان خیلی سخت می‌‌شود که از آن دل بکنیم (حتا اگر روشن شود که اصرارمان بر آن سرمایه‌‌گذاری گذشته زیانبار است). در عالم سیاست هم این اتفاق می‌‌افتد. بارها می‌‌شنویم که سیاستمداران ما از عبارت «به هر قیمتی» استفاده می‌کنند. یک نمونه‌‌اش تاکید مجاهدین و رهبران جهادی بر این سخن است که «ما در این راه صدها هزار شهید داده‌‌ایم.» منظورشان از این سخن این است که وقتی ملتی صدها هزار شهید داده باشد، از این پس هر تصمیمی که گرفته می‌‌شود باید در چهارچوب همان هزینه‌‌ی سنگین گذشته قابل دفاع باشد. به بیانی دیگر، هر سیاست و رویکردی که از این پس برای مملکت در پیش گرفته می‌‌شود باید به ما این ضمانت را بدهد که آن هزینه‌‌ی سنگین در گذشته ضایع نشده است.

یکی از پی‌‌آمدهای ویرانگر این نگاه این است که وقتی افراد و گروه‌‌های اجتماعی از این منظر به مسایل می‌نگرند، فرصت‌‌های تازه از دیدرس دور می‌‌مانند و افراد و گروه‌‌ها پشت مواضع متصلب گذشته‌‌ی خود قفل می‌شوند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *