دومینیک راب پس از افشاگریهای یکی از دیپلماتهای پیشین مبنی بر اینکه اقدامات او در هنگام تصدی پست وزارت امور خارجه، منجر به عملیاتی «ناکارآمد و بینظم» شده، از مدیریت خود هنگام تخلیهی افغانستان دفاع کرد.
رافائل مارشال، که در طول این تلاش در وزارت امور خارجه کار میکرد، ادعا کرد که فقط ۵ درصد از اتباع افغانستان که بنابر یک طرح بریتانیا برای تخلیه درخواست فرستاده بودند، کمک دریافت کردهاند.
او با ارائهی شواهد کتبی به کمیته روابط خارجی عوام ادعا کرد که این اقدامات باعث شد برخی از این افراد پس از سقوط کابل در ۱۵ آگست توسط طالبان کشته شوند.
او ادعا کرد که آقای راب «درک درستی از وضعیت نداشته است»، در تصمیمگیری در مورد پروندهها کند بوده و قبل از بررسی خواسته است که پروندهها در جدولی مرتب دوباره تنظیم شوند.
آقای راب که پس از مدیریت بحران به سمت وزیر دادگستری و معاون نخستوزیر منصوب شد، سعی کرد از سابقه خود دفاع کند. او پیش از این نیز به دلیل رفتن به تعطیلات در آستانه سقوط افغانستان به دست طالبان به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود.
او در مصاحبهای گفت: «این اتهامات از جهاتی نادرست است، این مسئله که مأموران پایینرتبه تصمیمگیرنده بودهاند درست نیست.»
«بین پردازش و تصمیمگیری تفاوت وجود دارد، بنابراین متأسفانه این تحلیل را نمیپذیرم. در مورد این اتهام، باید بگویم تصمیمگیری چند ساعت طول کشید، ما در مورد چند روز صحبت نمیکنیم، هفتهها وقت نداشتیم، فقط چندین ساعت برای اطمینان از اینکه آنچه در اختیار ما قرار گرفته حقیقت دارد یا نه، وقت داشتیم، و این تصمیمات میان من، وزیر کشور و وزیر دفاع گرفته شد و در واقع از نظر من این یک چرخش سیاسی نسبتا سریع است.»
یکی از ادعاهای آقای مارشال این بود که در مقطعی وزیر کابینه «از تصمیم گیری» در مورد پذیرش گروهی از فعالان حقوق زنان امتناع کرد، آن هم به این دلیل که فهرست در فرمت مناسبی ارائه نشده بود و در نتیجه پرونده چندین نفر نادیده گرفته شد.
این مقام سابق گفت منطقی این بود که آقای راب تصمیمگیری را به گروه بحران واگذار میکرد، اما «در این شرایط، توضیح اینکه چرا او حق تصمیم را برای خود محفوظ داشت اما در تصمیمگیری سریع ناکام ماند، دشوار است.»
آقای راب پاسخ داد: «و از نظر ارائه، البته با حجم ادعاهای مطرح شده، من از این بابت که بگویم برای تصمیمگیری سریع به ارائهی حقایق روشن و دقیق در مورد هر پرونده نیاز داشتم، عذرخواهی نمیکنم. به نظر میرسد برخی از انتقادات از حقایق موجود در منطقه و فشارهای عملیاتی که با تسلط طالبان رخ داد، دور از ذهن است. تسلط طالبان رویدادی غیرمنتظره در سراسر جهان بود… من فکر میکنم که به اندازه کافی درک نشده که چقدر دشوار بوده است.»
از جمله اتهاماتی که آقای مارشال وارد کرده این است که فرآیند انتخاب افرادی که میتوانستند با هواپیما خارج شوند، «خودسرانه و ناکارآمد» بود و هزاران ایمیل خوانده نشده باقی ماند.
وی گفت که همکاران وزارت امور خارجه «به وضوح از سیستم آشفته ما حیرتزده شدهاند»، وضعیتی که پس خروج نیروهای خارجی پس از ۲۰ سال اشغال افغانستان به وجود آمد.
تام توگندات، نماینده ارشد حزب محافظه کار که ریاست کمیته روابط خارجی را بر عهده دارد، گفت که این اتهامات «جدی»، «دلایل اصلی شکستهای رهبری در مورد فاجعه افغانستان را نیز آشکار میکند».
وی افزود: «شکستها باعث شد به دوستان و متحدان ما خیانت شود و دههها تلاش بریتانیا و ناتو هدر داده شود». او همچنین فرایند تخلیه را «بیتوجهی و بوروکراسی نسبت به بشریت» توصیف کرد.
امیلی تورنبری، دادستان کل در کابینه سایه، گفت که آقای راب باید موقعیت خود را در کابینه با توجه به این شهادت که از نظر وی «منزجرکننده و شوکآور» بود، در نظر بگیرد.
نماینده حزب کارگر به اسکای نیوز گفت: «شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد دومینیک راب به هیچ وجه قادر به اتخاذ تصمیماتی نیست که کشور ما شایسته آن است.»
آقای مارشال، که در تیم پروندههای ویژه افغانستان کار میکرد و به پروندهی افغانهایی که به دلیل ارتباط با بریتانیا در معرض خطر بودند، رسیدگی میکرد، تخمین میزند که «بین ۷۵ هزار تا ۱۵۰ هزار نفر» درخواست تخلیه ارسال کردهاند.
اما بر اساس محاسبات او «کمتر از ۵ درصد از این افراد به نوعی کمک دریافت کردهاند» و اظهار داشت که «روشن است که برخی از افراد رها شده توسط طالبان به قتل رسیدهاند».
آقای راب د ر پاسخ به این سوال که آیا ارقام افشاگر را قبول دارد، به اسکای نیوز گفت: «نمیدانم. اما آنچه مسلما درست است این است که ما افراد زیادی را داشتیم که به دلایل مختلف برای خروج از افغانستان عجله داشتند.»
آقای مارشال همچنین ادعا کرد که همکارانش از وضعیت افغانستان آگاهی نداشتند و کارمندان پایینرتبه «از این که از آنها خواسته شده بود در مورد مرگ و زندگی صدها نفر تصمیم بگیرند که چیزی در مورد آنها نمیدانستند، دچار واهمه شده بودند».
او گفت که ایمیلهای «ناامیدکننده و فوری»، از جمله ایمیلهایی با عناوینی مانند «لطفا فرزندانم را نجات دهید» نیز باز میشدند، اما اقدامی صورت نمیگرفت.
آقای مارشال نوشت: «من معتقدم هدف از این سیستم این بود که نخستوزیر و وزیر امور خارجهی وقت بتوانند به نمایندگان مجلس اطلاع دهند که هیچ ایمیل خوانده نشدهای وجود ندارد.»
او همچنین ادعا کرد که در یک برهه از زمان وی تنها فرد ناظر بر صندوق ورودی ایمیلی بوده که درخواستهای کمک به آن ارسال میشد.