منبع: دیپلمات
نویسنده: کارلوس زوروتازا
برگردان: حمید مهدوی
این کشور جنگزده شاهد ظهور دوبارهی بیپیشینهی اجتماعی است که برای یک مدت طولانی از آن چشمپوشی شده بود.
عبدالستار پردلی ادعا میکند: «ما تنها قومی هستیم که روابط مسلط با تمام اقوام کشور داریم». پردلی، عضو مجلس در زمان حاکمیت محمد نجیب الله (1987 – 1992)، امروزه استاد دانشگاه، نویسنده و یکی از حامیان اصلی زبان و فرهنگ بلوچی در افغانستان است. او که دراواخر ششمین دههی زندگی اش قرار دارد، خستگی ناپذیر به نظر میرسد.
پردلی قبل از نوشتن تمام کتابهای مکتب به زبان بلوچی، به دیپلمات گفت: «من در هم آهنگی با وزارت معارف افغانستان، کتابهای مکتب (تا صنف هشتم) را به زبان بلوچی نوشته ام و این کتابها قبلا در سه مکتب تدریس شده اند». پردلی در فقدان سرشماری جامع، میگوید که جمعیت بلوچهای افغانستان به حدود دو میلیون تن میرسد که «همهی آنها به زبان بلوچی صحبت نمی کنند».
با این حال، بلوچها در افغانستان صرف بخش کوچکی از مردمی اند که امروز توسط مرزهای موجود میان ایران، پاکستان و افغانستان از هم جدا شده اند و در نوار پهناور سرزمینی زندگی میکنند که مساحت آن با فرانسه برابری میکند. آنجا زمین ناهمواری وجود دارد که دارای ذخایر بزرگ گاز، طلا، مس، منابع بکر نفت و اورانیم و هم چنین هزاران کیلومتر خط ساحلی در نزدیکی ورودی تنگهی هرمز است.
اما با وجود این سرمایهی دست نخورده، بلوچها در توسعه نیافته ترین مناطق کشورهای مربوطه شان ساکنند. افغانستان هم استثنا نیست. سه مکتبی که این استاد دانشگاه به آنها اشاره میکند در ولایت دورافتادهی نیمروز افغانستان وجود دارند و ولایت نیمروز تنها ولایتی است که با ایران و پاکستان مرز مشترک دارد. اقلیت بلوچ افغانستان در این ولایت اکثریت است.
زرنج، مرکز ولایت نیمروز که در 900 کیلومتری جنوب غرب کابل موقعیت دارد، در امتداد دریای هلمند و در فاصله ای از مرز میان افغانستان با ایران واقع شده است که میتوان این فاصله را پیاده طی کرد. بلوچهای محلی، قرنها در سواحل یکی از منابع آبی اصلی کشور زندگی کرده اند اما خشکسالی ده سال گذشته بسیاری از خانوادهها را مجبور کرده است تا سرزمین بومی شان را ترک کنند. مقامها در بخش تامین آب زرنج به دیپلمات گفتند که ایران مقصر منحرف سازی و ذخیره سازی آب دریای هلمند است. اما اتهامات فراتر از دخالت در تامین آب است.
میر محمد بلوچ که خودش را «فعال سیاسی و فرهنگی» معرفی میکند، میگوید: «تهران پیوسته تلاش دارد تا هرگونه ابتکار عمل بلوچها را اینجا (در نیمروز) سرکوب کند، چون آنها آن را یک تهدید باالقوه برای امنیت خود فکر میکنند».
نیمروز با منطقهی ناآرام سیستان و بلوچستان ایران هم مرز است، منطقه ای که تا حد زیادی نادیده گرفته شده و هرگونه تظاهر بلوچها در آن به طور سیستماتیک ممنوع است. محمد بلوچ داستان دردناکی را به خاطر دارد که با یک «پروژهی زبون برای دایر کردن کارگاههای آموزشی به زبان بلوچی و انگلیسی برای مردم محل آغاز شد»، اما به شکل دراماتیکی به پایان رسید.
نیمروزی 45 ساله یادآوری میکند که «دوسال قبل ما آپارتمانی را در زرنج به کرایه گرفتیم تا کتاب خانه ای را راه اندازی کرده و به توسعهی فرهنگ مان کمک کنیم. فشار از سوی ایران از طریق تماسهای تلفونی، دیدارهای شخصی یا حتا از طریق کابل در نقطهی متمرکز شد که سرانجام در همین نقطه اشیای ما غارت شد و یکی از هم تیمیهای ما کشته شد». وی هم چنین تاکید میکند که فعالیتها «در موقعیت نامعلومی در نیمروز که مسلما از مرز دور خواهد بود» از سر گرفته خواهد شد. این فعال، قبل از نشان دادن نقشه ای که در آن سه بخش در یک نهاد سیاسی گردهم میآیند، میافزاید که «یک بلوچستان مستقل رویای زندگی من است». (بلوچستان پاکستان پس از تجزیهی هند در سال 1947 اعلام استقلال کردند، اما سرزمین آنها در ماه مارچ 1948 ضمیمهی پاکستان شد).
تلاشهای در حال رشد
در حال حاضر، کارکنان رادیو تلویزیون ملی در زرنج بدون موجودیت کدام تعرضی به برنامهی روزانهی شان به زبان بلوچی ادامه میدهند. صرف یک ساعت برنامه در روز (17:00 – 18:00) ممکن است هنوز نسبتا کم به نظر برسد، اما این یک گام مهم برای این اجتماع است. سعدالله بلوچ (مدیر عمومی) در مورد پیشینهی کار شان به دیپلمات توضیح داد. وی گفت: «این تنها برنامهی تلویزیونی در افغانستان است اما برای بدست آوردن این فضا هم سالها مبارزه کردیم چون آنها به ما صرف ده دقیقه اجازه میدادند. امروز ما شعاع 100 کیلومتری را تحت پوشش قرار میدهیم پس برنامههای تقریبا در سرتاسر ولایت تماشا شده میتواند». وی اضافه میکند که برنامهی شان در آینده بهبود محتوا و توسعهی فضای کار شان است.
اولین کانال تلویزیونی به زبان بلوچی در سال 1978 راه اندازی شد، اقدامی که ممکن است نظر به چاپ اولین کتابها و روزنامهها به زبان بلوچی قدامت بیشتر داشته باشد. افغانستان، به دنبال سقوط حکومت کمونیستی و سالها سرکوب شدن وحشیانه و شدید بلوچها بخاطر دید بسیار معتدل شان از اسلام، افت شدید فرهنگی را تجربه کرد. ملا محمد عمر، رهبر طالبان، با صدور فتوایی علیه مردم ولایت نیمروز، خواستار پاکسازی قومی بلوچها و شیعهها شده بود.
نیمروز هنوز مرکز بلوچهای افغانستان باقی مانده است، اما آنگونه که پردلی میگوید، بلوچها «در سراسر کشور پراکنده اند». در میان این مهاجرین برخی از چهرههای ارشد نیز وجود دارند. به گونهی مثال، نعیم بلوچ والی ولایت هم جوار هلمند است. عبدالکریم براهوی، بلوچ دیگری است که والی ولایت نیمروز بود تا این که به سال گذشته به صفت مشاور رییس جمهور در امور قومی تعیین شد. براهوی هم چنین رییس شورای همبستگی بلوچهای افغانستان است، شورایی که برای حقوق این اجتماع در افغانستان کار میکند.
نیمروز هنوز مرکز بلوچهای افغانستان باقی مانده است، اما آنگونه که پردلی میگوید بلوچها «در سرتاسر کشور پراکنده اند». در میان این مهاجرین برخی از چهرههای ارشد نیز وجود دارند. نعییم بلوچ، به طور مثال، والی ولایت هم جوار هلمند است. عبدالکریم براهوی، بلوچ دیگری است که قبلا والی ولایت نیمروز بود تا این که سال گذشته مشاور رییس جمهور در امور اقوام تعیین شد. براهوی هم چنین رییس شورای همبستگی بلوچهای افغانستان است، کمیسیونی که برای حقوق این قوم در افغانستان کار میکند.
براهوی، فرمانده پیشین جبههی نیمروز، گروهی که سالهای علیه روسها و طالبان جنگید، اخیرا از دفترش در کابل با دیپلمات صحبت کرد. «باوجود پیشرفتهای چشم گیر در دوران کرزی، بلوچها اندک اندک به فراموشی سپرده شده اند. وی علاوه میکند که فشارهای خارجی نیز در این زمینه مقصر اند: «ایران و پاکستان، هردو، نهایت تلاش شان را به خرچ میدهند تا یا از طریق رشوه دادن به رهبران بلوچهای افغانستان یا تهدید کردن آنها، وضعیت ما را بدتر سازند». در واقع، چندین تن از آنها قربانی کشتارهای هدفمند بوده اند، اما این برای ما یک امر تازه ای نیست».
دخالتهای ادعا شده نتوانسته جلوی یکی دیگر از تلاشهای آموزشی اخیر بلوچها را بگیرد، مانند راه اندازی بخش زبان بلوچی در دانشگاه قندهار در 480 کیلومتری جنوب شرق کابل. زبان بلوچی در دانشگاه قندهار توسط حسن جانان، استاد پیشین دانشگاه بلوچستان در کویته که شهری در ایالت بلوچستان پاکستان است، تدریس میشود تا این که در سال 2008 دستگیر شده و برای یک سال به زندان انداخته شد.
این مرد 33 ساله یادآوری میکند که: «پس از رهایی ام از زندان، برای تدریس برگشتم اما پیوسته توسط نهادهای امنیتی تهدید میشدم. پس از این که یک همکاری ربوده شده و به قتل رسید، تصمیم گرفتم به افغانستان فرار کنم». دیده بان حقوق بشر وضعیت در منطقهی بلوچستان پاکستان را «نگرانی ویژه به دلیل موجودیت نمونههای ناپدیدشدنهای اجباری با هدف قراردادن فعالان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران و وکیلان» عنوان کرده است و اضافه کرده است که افراد ناپدید شده«اغلب مرده یافت شده و در اجساد آنها زخمهای ناشی از اصابت گلوله و نشانههای شکنجه مشهود بوده است». جانان سال گذشته پیشنهاد استاد پردلی مبنی بر از سرگیری کارش به عنوان استاد در قندهار را پذیرفت. این پروژه با صرف سه دانشجو آغاز شد، اما تعداد دانشجویان از آن زمان تا کنون 200 فیصد افزایش یافته است. استاد توضیح میدهد: «ما سمستر دوم را در 5 ماه سپتامبر به 60 دانشجو آغاز کردیم که از آن جمله 18 تن آنها دختر اند». «اکثریت آنها بلوچهایی اند که به زبان شان صحبت کرده نمی توانند، اما مشتاق آموختن آنند». باوجود مشکلات، وی گفت: «خیلی چیزها برای ما اینجا در افغانستان نظر به پاکستان آسانتر است».
GREATER BALOCHISTAN
۱.AFGHANISTAN 2.IRAN
۳.PAKISTAN BALOCH AREAS JOIN ONE COUNTRY NAME GDEAFER BALOCHISTAN
بلوچ افغانستان،پاکستان اور ایران مین اپنی آبای زمین پر آباد هین آج افغانستان که بلوچون مین شعور هه که وه ایران اور پاکستان که بلوچون کو اپنه یهان پناه دیته هین کیون که ایران اور پاکستان مین بلوچ که لیه امن و امان کا مسئله هه طالبان که خلاف بلوچ همیشه سه سیسه پلائی دیوار ثابت هوی. طالبان امریکه کی پیداوار هین ان کو پیسه دیکر افغانستان که خلاف اکسایا. تمام بلوچون سه اور خاص کر بروهی بولنه واله بلوچون سه گذارش هه که اپنی مادر وطن کی دفاع می سرگرم رهین کسی بهی بیرونی جارحیت کا بلوچ بن کر دفاع کرین نمروز ارزگان هلمند قندهار غرض ساره افغانستان مین بلوچ کی زبان بن کر طاقت کا مظاهره کرین ۳۰ لاکه افغانی بلوچ مل کر طالبان دهشت گردون کا صفایه کرین اسی طرح ایرانی اور پاکستانی بلوچ ثابت قدمی اپر دلیزی سه بلوچستان دشمن کو زیر کرنه مین ایک اور نیک هو جاین تینون ملک که بلوچ اتفاق پیدا کر که ایک بلوچستان کا قیام عمل مین لانه که لیه عالمی عدالتون سه مشاورت کر که گریتر بلوچستان بناین جس مین کرمان جنوبی پنجاب اور سنده که بلوچ علاقه اور دیره اسماعیل خان اور بنو کو بلوچستان مین شامل کیا جای ایک عظیم ملک بلوچستان گریتر کا نام دیا جای امید هه ساره بلوچ اس بات پر اتفاص پیدا کر که عملی جدوجهد مین شامل هو کر منزل مقصود کپ حاصل کرنه مین باهمی مشاورت کا دایره کار استعمال کرین گه مولابخش اسکانیMY BIG AIM THE WHOLE BALOCHISTAN SHOULD BE ONE COUNTRY NAME GREATER BALOCHISTAN
بزرگترین رنج بلوچ ہا طرز فکر فارس ہا در ایران و پشتونہا و تاجک ہا در افغانستان است چون ہر دو انصافا در مورد تاریخ باستان شرق میانہ و حدودات ان نمیدانند تاریخی کہ در اختیار است اکثرا بوسیلہ رومی و یونانی و مصری و روس و ہند و چین نوشتہ شدہ خاصتا کہ یونانی ہا و رومی ہا از دشمنان سوگند خوردہ این سرزمین اند و بدترین بدعت و دروغگویی در زمان ساسانيان صورت گرد انان کہ خود لر بودند و ہیچ سابقہ تاریخی در سرزمین نداشتند تا توانستند تاریخ اشکانیان را غارت کردند و ہمہ چیز را بنام خود درج نمودند اشکانیان کہ از قبایل پارت بودند و پارت و کرد و لر باہم اقوام ماد ہستند ہمینطور در زمان ساسانيان کہ برای اولین بار در تاریخ اقوام تاجیک و ہراتی شامل نظام شدند و با ظہور اسلام مالک سرزمین شدند ایشان ہم کہ غارت و دروغ و خدعہ را از ساسانيان بہ ارس گرفتہ بودند عین کار را کردند و این تازہ واردین اولا با دروغ خود را فارس نامیدند کہ در حقیقت نبودند دوہم باقی ماندہ تاریخ را ایرانان ماسمالی کردند و دروغ ہا و افسانهاي باستانی شانرا وارد تاریخ کردند و خود و زبان فارسی فرزندان خدا و زبان بہشت نامیدند. در حالیکہ سرزمین شان تاجکتسان و ہراتی ہا پیش از امدن ترک ہا ازبکستان و دری زبانان سکایی ہمزبانان شان ترکمنستان بودہ بعد ہا ترک ہا ہمہ را اوارہ کردند و در ایران امروزہ اصلا فارسی زبان نبودہ و چون بین ترک ہا و یاسانیان بر سر تعین زبان دعوا بلند شد لر ہای ساساني عجلہ کردہ زبان ہراتی و تاجیکی را مشترکا ملی ساختند کہ زبان امروز ایران نیمہ تاجیکی نیمہ ہراتی شدہ اما سکاہای ہای سیستانی کہ از دوستان بلوچ ہای اشکانی بودند محروم شدند و اسکانیان بعد از اشک بیست و دوہم بنام شاہنشاہ بالاچ بالاس بلوچ معروف شدند. و زبان بلوچی و کردی و لری مشترک اند و بہ زبان اقوام نیمرود و سومر میرسند و زبان فارسی ریشہ از ان ہاست خاصتا بلوچی پارت کہ ہمچنان بہ پہلوی و فارسی میانہ ہم معروف اند پہلوی ازان جہت گویند کہ زبان پہلوان گیہستم رستم سورن یا سورین پہلوان نامدار وزیر جنگ اخرین شاہنشاہ اشکانی بودہ است یا رستم زاولی کہ حالا شدہ زابلی. و با سرنگونی اشکانیان ساسانيان تا توانستند بلوچہا را قتل عام نمودند و بخش کوچکی از بلوچ ہا را علیہ باقی ماندہ بلوچ ہا و قوم رستم جاسوس مقرر کردند و انہا را زبان ساختگی جدیدی یاد دادند تا در کار ہای جاسوسی علیہ بلوچ ہا کار بگیرند و امروز ان زبان بین عزیزان زابلی مروج است کہ بخشی ہم بنام زبان زرگری ہم معروف است.
ما در افغانستان بیش از 5 میلیون بلوچ هستم در29 ولایت افغانستان زندگی می کند کتی شورای ما همه آهنگ است همه در افغانستان برای اقوام بلوچ هیچ توجه دولت صورت نمی گیرد آز ادرس بلوچهای افغانستان فقط یک 5نفر است کی از سو استفاده می کند فقط زبان بلوچ بلد شده دیکه خودش بلوچ هم نیست
محترم ما در افغانستان پیش از 5میلیون بلوچ هستم در 29ولایت افغانستان ما بلوچ دارم همه کتی ما همه آهنگ است در افغانستان برای بلوچ هیچ جایگایئ وجود ندارد از ادرس بلوچ قسهای استفاده می کند کی خودش هم بلوچ نیست
با سلام و احترام.متاسفانه تا هنوز همان طوری که تاریخ عزیز دستکاری شده و حقایق را پنهان کرده همانطور در مورد جامعه کثیرامله ایران دروغ های شاخداری گفته اند. کشوری که حالا بنام ایران میشناسیم چنین نامی وجود نداشته چون این سرزمین دوران سومری ها مال سومر بوده و بعدها شهری در کنار رود هیرمند اباد شد بنام نمرود ,وقتی کرد ها ی ماد سکاها را از وطن شان واقیع در ترکمنستان کنونی به نمرود اواره شدند نمرود را نیمروز نامیدند.بعد از سومر قبایلی دیگری نواحی را در کنترول داشت ..سه هزار سال پیش کرد های ماد و لر و بلوچ ها که معروف به پارت و بعد به اشکانیان و بعد از شاه بیست و دوهم اشکانی که نامش بلاش باس بالاچ و بلوچ بود بلوچ معروف شدند بعد از کرد و لر و بلوچ های ماد قدرت به اقوام دیگر رسید تا نوبت مردی معروف به کوروس خروس رسید چون نام بچگی اش خروس و جنگجو بود و بعد ها سرزمینش هم معروف به کروسان و کروسانی و حالا خراسان شد یا سرزمین قوم کوروس. و بعد از فتح هند چون پنجاب کنونی هند بهترین برای زراعت و مالداری بود کوچیدند و بعد ها شاه هندی که بودایی شده بنام اشوکا انان را وادار به تغیر روااج و زبان مادری شان کرد
وقتی سرزمین بدست مسمانان اعراب افتاد برای اولین بار در تاریخ دو قوم تاجک و هراتی مالک ایران شده و برادران هم زبان سکاهای سیستانی خود شانرا شریک نکردند چون از دوتان بلوچ های اشکانی و از سقوط نطام اشکانیان غمگین و ناراض بودند و بلوچ ها را بطور بیرحمانه تا ازار میدهند و کسی نیست که جلوی این نا اگاهی ها و بی انصافی های بیرحمانه و غیر ایرانی بگیرد
بلوچ های اشکانی نام اوران سرزمین بوده اند