دشمن اشتباهی – 88

جواد زاولستانی
جواد زاولستانی
جواد زاولستانی دانشجوی سال آخر ادبیات در دانشگاه کابل است و از سال 1390 بدینسو با سازمانهای مختلف در بخش ترجمه کار کرده است. در کنار...

امریکا در افغانستان 2001 – 2014

نویسنده: کارلوتا گال

برگردان: جواد زاولستانی

بخش هشتاد و هشتم

11

نوبت کرزی

بدون شک، کرزی به این دلیل قدرت‌مند بود که قدرت‌مندترین بازی‌گران در عقبش قرار داشتند. ارتش ایالات متحده از کرزی حمایت می‌کرد. آنان به کرزی کمک کردند که بعضی از چهره‌های دردسرساز را کنار بزند و تعدادی دیگر را به اطاعت از خود مجبور سازد. جنگ‌سالار قدرت‌مند، اسماعیل خان، که غرب افغانستان را قلمرو خاص خودش می‌دانست، بر اثر یک خیزش مسلحانه‌ی محلی تضعیف شد و بعد قناعت داده شد که مقام یک وزارت در کابل را بپذیرد و به این ترتیب، از سنگرش کنار زده شد. مردم افغانستان فهمیده بودند که تضعیف او توسط ایالات متحده طراحی شده بود. رهبران این خیزش محلی بعدها به من گفتند که آنان خواست ایالات متحده را به اجرا درآوردند. زمانی که اسماعیل خان، در بحبوحه‌ی این بحران، به زلمی خلیل‌زاد،‌ سفیر امریکا در افغانستان‌ زنگ زد و از او پرسید که چه کار کند، من با او یک‌جا نشسته بودم.

کرزی چهره‌های ناخوش‌آیند را با خود نزدیک نگه‌داشت؛‌ چون او به قدرت سیاسی و شبه‌نظامیانی که آن‌ها به حیث رهبران گروه‌ها زیر فرمان داشتند،‌ نیاز داشت. عبدالرب رسول سیاف، یکی از این افراد بود. سیاف یک پشتون باابهت است که بالاتر از شش فُت قد و سینه‌ی پهن دارد. به‌خاطر خون‌ریزی‌هایی که مجاهدین زیر فرمانش مرتکب شده‌‌اند، شهرت وحشت‌ناک دارد. گروه‌های حقوق بشری نیروهای او را به ارتکاب قتل ‌عام‌ها در دهه‌ی 1990 متهم می‌کنند. او که استاد شرعیات است‌، در مصر تحصیل کرده و می‌تواند به عربی صحبت کند،‌ همراه با برهان‌الدین ربانی، یکی از اعضای بنیان‌گذار یک جنبش اسلام‌گرا در سال 1973 میلادی در افغانستان است. او با گروه‌های جهادی عرب روابط نزدیک داشت؛ اما توسط طالبان تهدید شده بود و در برابر آنان جنگید. پس از 2001، سیاف توانست با گرفتن رای از منطقه‌ی اصلی‌اش، پغمان، وارد پارلمان افغانستان شود. کرزی معمولا با او و دیگر رهبران جهادی مهم در باره‌ی مسایل سیاسی، مانند رابطه با غرب و مذاکره با طالبان، مشورت می‌کرد. از کرزی به‌خاطر احترامش به سیاف و نفوذ او در حکومتش، انتقادهای بسیاری شده است؛‌ چون سیاف از سال 2001 بدین‌سو نیز،‌ متهم به غصب زمین و جنایت‌های شبه‌مافیایی است. منتقدان ادعا می‌کنند که نفوذ این جنگ‌سالاران از تطبیق هرگونه عدالت انتقالی به‌خاطر جنایت‌های جنگی در جریان سی سال در افغانستان، جلوگیری کرده است. به‌جای برطرف کردن این موانع و از میان برداشتن این‌گونه معافیت‌ها و فسادها،‌ شورای ملی افغانستان قانون عفو رهبران سیاسی درگیر در جنگ‌های داخلی را تصویب کرد که بعدها کرزی نیز‌ بر آن امضا کرد.

سیاف در صف اول کسانی قرار داشت که فشار وارد می‌کردند این مسوده، تصویب شود. بیان و دانش او در باره‌ی علوم اسلامی خیلی بالاتر از رییس جمهور بود و معمولا می‌توانست کرزی از خود جوان‌تر را متقاعد کند. در یک نگاه بزرگ‌تر، می‌توان گفت که سیاف بر شبکه‌ی قدرت‌مندی از هوادارانش فرمان می‌راند و برای کرزی که بتواند قدرتش را نگه‌دارد، مهم بود،‌ نه حقوق بشر.

به همین دلیل،‌ کرزی مارشال فهیم را در انتخابات سال 2009 به حیث معاون اول در کنارش آورد. زیر فشارهای بین‌المللی، در سال 2004، کرزی مجبور شده بود که فهیم را به‌خاطر ارتباطاتش با شبه‌نظامیان مسلح،‌ همراه خود در انتخابات برنگزیند. اما این بار،‌ این دو خانواده با هم روابط تجارتی داشتند. برادر فهیم، حصین فهیم،‌ یکی از همکاران تجارتی برادر کرزی،‌ محمود کرزی،‌ بود. هردوی آنان از سهام‌داران کابل‌بانک بودند. در سال 2010، صدها میلیون دالر از این بانک ناپدید و به بزرگ‌ترین رسوایی مالی افغانستان تبدیل شد. پیش از افشای رسوایی کابل‌بانک و زمانی که کار بانک سود و رونق داشت،‌ محمود کرزی برادرش را قناعت داد که بار دیگر از فهیم بخواهد برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2009،‌ معاونش شود. با آن‌که اکثر مردم افغانستان فهیم را نمی‌پذیرفتند،‌ او هنوز هم پول و قدرت کافی در اختیار داشت تا بتواند برای کرزی رای بیاورد و پشتوانه‌ی نامزد اصلی اتحاد شمال، عبدالله عبدالله‌، را تضعیف کند. مهم‌تر از آن برای کرزی این موضوع بود که اگر فهیم از قدرت بیرون می‌ماند، می‌توانست برای او بیش‌تر از دیگران دردسرساز باشد.

یک زن که نامزد انتخابات پارلمانی بود، به من گفت که او از کرزی پرسید که چرا فهیم را پس از آن‌که موفقانه کنار زده شده بود، بار دیگر به حیث معاونش انتخاب کرد. کرزی در پاسخ او گفته بود که تعداد زیادی از جهادیان پشتیبان فهیم به‌خاطر برکنار شدن فهیم ناراحت بودند و برای او مشکل ایجاد می‌کردند. بدون شک،‌ در سال‌هایی که فهیم از قدرت بیرون بود،‌ جنایت،‌ اختطاف و یاغی‌گری در پایتخت به‌سرعت افزایش یافته بود و پس از جابه‌جا شدن او به حیث معاون رییس جمهور،‌ بخش بزرگی از این جنایت‌ها و اختطاف‌ها کاهش یافت. کرزی رقیبان او را نیز به زیر چترش می‌آورد،‌ اما او نیز چنین می‌کرد.

کرزی زمینه را برای بازگشت جنرال دوستم نیز فراهم کرد. این بی‌رحم‌ترین جنگ‌سالار،‌ می‌توانست رای مردمان ازبیک و ترکمن را برای کرزی تضمین کند. در سال 2008،‌ دوستم یک مرد بیمار و بیکاره بود که از بیماری شکر رنج می‌برد و به الکول معتاد بود. جنرال دوستم برای حفظ تسلطش بر حزب جنبش ملی و قوم در اقلیت ازبیک،‌ رقیبان سیاسی خود را لت‌وکوب و با آنان بدرفتای می‌کرد. حتا افراد خود او از این رفتار دوستم مصئون نبودند. پس از آن‌که دوستم یک رقیب سیاسی خود را در خانه‌اش در کابل‌ نزدیک بود به قتل برساند و پولیس قصر کوچک مرمرین او را محاصره کرد‌، ترکیه او را به خارج از کشور انتقال داد تا اوضاع به حالت عادی برگردد. کرزی نمی‌خواست دوستم را بازداشت کند، اما از دید متحدان غربی کرزی و مقام‌های ملل متحد، او بارها و بیش‌ از اندازه پایش را از حدود خود فراتر نهاده بود.

کرزی چند روز پیش از انتخابات 2009، دوستم را پس آورد تا برگشتش را اعلام کند و به هوادارانش بگوید که به کرزی رای بدهند. کرزی به دوستم مقام تشریفاتی رییس ارکان سر قومندانی اعلای قوای مسلح و یک دفتر در داخل قصر داد که دوستم به‌ندرت از آن استفاده می‌کرد. در برابر این تصمیم کرزی، از سوی دولت امریکا، اعتراض اندکی شد. دولت ترکیه، همکار وفادار و کار‌آمد در ائتلافِ به رهبری ایالات متحده، برای او چانه‌زنی سیاسی (لابی) کرده بود. با آن‌که افراد مسلح آنان منحل شده بودند، اشخاصی مانند سیاف، دوستم و فهیم می‌توانستند بر لشکری از هواداران‌شان که شامل جنگ‌جویان پیشین، دانشجویان و فعالان حزبی می‌شدند،‌ اتکا کنند. آنان می‌توانستند هم دردسر ایجاد کنند و هم رای فراهم کنند. از نگاه سیاسی، کرزی به این افراد ضرورت داشت و او هر آن‌چه را که احساس می‌کرد برای ماندنش در قدرت لازم است، انجام داد. با وجود آن‌که کرزی پشتیبانی نخبگان تحصیل‌کرده و اصلاح‌طلبان و طبقه‌ی متوسطِ در حال افزایش را از دست داد، توانست برندگی‌اش را در انتحابات تضمین کند.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه