زنان خطرناک‌اند

اطلاعات روز
اطلاعات روز

 تاریخ جهان نشان می‌دهد که آدمی به آهستگی از افراط دینی و خشونت‌های برخاسته از آن فاصله گرفته است. جوامع مدرن دین را کاملا ترک نکرده‌اند. اما روشن است که در این جوامع اکثر مردم پذیرفته‌اند که دین می‌تواند به‌عنوان یک رشته‌ی اتصال معنوی میان فرد و خداوند بیشتر نقش مثبت بازی کند تا به‌عنوان جهت‌دهنده‌ی امور حکومتی و سیاست شهر.

این فاصله گرفتن با افراط دینی به‌عنوان یک روندِ تنها و جداافتاده رخ نداده است. دور شدن از افراط دینی بخشی از یک تحول پردامنه و پیچیده بوده است. پاره‌یی از این تحول را می‌توان در نقش متفاوتی دید که زنان ممالک مدرن در حیات جمعی دارند. هرچند زنان جوامع مدرن -مخصوصا فمینیست‌ها- شکایت دارند که هنوز از نابرابری در حوزه‌های مختلف رنج می‌برند، واقعیت این است که این نابرابری هیچ شباهتی با نابرابری مردان و زنان در جوامع مسلمان ندارد. در کشورهای مدرن دیدگاه حاکم این نبود که بیایید ما مردان پیش برویم و زنان را در همان جایی که هستند نگه داریم. تاریخ جوامع مدرن تاریخ تحول همزمان در ذهن و زندگی مردان و زنان است. تاریخ تحول دین در این جوامع نیز این‌گونه است. به این معنا که در جوامع پیشرفته زنان به‌عنوان حافظان دین کهن باقی نماندند.

آنچه در اکثر جوامع اسلامی به‌عنوان یک رویکرد مطلوب شمرده می‌شود دقیقا همان چیزی است که در جوامع پیشرفته رخ نداد. حکومت‌های اسلامی در جوامعی مثل افغانستان، در بهترین حالت، می‌خواهند توسعه‌ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و تمدنی بدون زنان اتفاق بیفتد. به بیانی دیگر، می‌خواهند مردان جامعه‌ی مطلوب امروزی خود را بسازند و زنان در همان جایی بمانند که در قرن‌های پیشین بوده‌اند.

یک زن خوب در مدل طالبانی زنی است که سواد ندارد یا سواد بسیار ناچیز دارد، اما در عقاید دینی خود بسیار راسخ است و در مورد درستی عقاید دینی خود هرگز سؤال نمی‌کند. این زن نه صورت جغرافیایی جهان بزرگ را دیده است و نه نقشه‌ی متنوع فرهنگی‌اش را. تنها چیزی که این زن می‌داند این است که طفل به دنیا بیاورد، به نیازهای همسر خود برسد و به امور کوچک خانه نظم و سامان بدهد. وظیفه‌ی این زن در همین حدود است: کمک به نگه‌داشتن وضعیت در همان حالتی که هست.

اکنون این سناریو را در نظر بگیرید:

افغانستان در حدود سی‌وپنج میلیون جمعیت دارد. نصف این جمعیت زن است. زن بی‌سواد به‌صورت خودکار حافظ صورت‌های کهن و افراطی دین است. در این‌جا منظور از افراطی همان اعتقاد محکم به «همه‌گیر» بودن باورهای دینی است و این‌که مخالفت با این مجموعه‌ی باورها همیشه سزاوار نکوهش و حتا سرکوب است. زن بی‌سواد افغانستان قصد و عزمی برای حفاظت از نسخه‌های افراطی دین ندارد؛ ولی او به‌صورت خودکار چنین نقشی را برعهده می‌گیرد. به این‌ خاطر که او تنها جهانی که می‌شناسد همین دنیایی است که به او به ارث رسیده. او بی آن‌که خود بداند، پاسبان همان نگرش تمامیت‌طلبانه‌ی دینی است که جوامع مدرن مدت‌ها است از آن فاصله گرفته‌اند.

تصور کنید که هر طالب یا هم‌باورِ طالب در هر خانه مخالفی داشته باشد. در حال حاضر این مخالفت با طالبان در لایه‌های خرد جامعه گسترده نیست. اکنون «گروه‌ها»ی سیاسی و مدنی مخالف فکر و باور و سیاست طالبان‌ اند و عملا در این مخالفت تا حدی تأثیرگذار هستند. وقتی که زنان افغانستان باسواد شوند این معادله گسترده می‌شود. یعنی نیمی از جمعیت کشور به‌صورت بالقوه مخالف طالبان خواهد شد. به این ترتیب در برابر هر طالب یک زنِ ضدطالب وجود خواهد داشت. بخشی از این زنان در درون خانه‌های خود طالبان خواهند بود. همین است که زنان را برای طالبان این‌قدر خطرناک می‌سازد.

ممکن است کسی بگوید که باسواد شدن زنان را نباید به‌صورت خودکار به معنای مخالف شدن با طالبان تلقی کرد.

این نظر درستی نیست. باسواد شدن زنان ممکن است در هیأت مخالفت سیاسی با طالبان ظهور نکند. اما قطعا طالبان را همین طالبانی هم باقی نخواهد گذاشت که حالا هستند. کدام زنی که سواد کافی داشته باشد می‌پذیرد که زنان لشکر شیطان خوانده شوند؟ کدام زن باسواد به همسری و هم‌خانگی با مردی تن می‌دهد که حتا ساده‌ترین آداب زندگی امروزی را بلد نباشد؟ کدام زن باسواد قبول می‌کند که مرد یا مردان خانواده‌اش هنری جز وحشت‌آفرینی، قتل، انتحار، خشونت، تحقیر و تندخویی نداشته باشد؟ کدام زن باسواد می‌پذیرد که فرزندان جاهل، متعصب، بی‌فرهنگ و خشن داشته باشد؟ باسواد شدن زنان افغانستان جنگ را به هر متر مربعی می‌برد که طالب در آن‌جا می‌نشیند، می‌خوابد، غذا می‌خورد، حرف می‌زند، تکیه می‌دهد و احساس آرامش و قدرت می‌کند. زنان خطرناک‌اند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه