ضرورت سواد رسانه‌ای در عصر هوش مصنوعی

اطلاعات روز
اطلاعات روز

نویسنده: رازالدین برلاس

قرن بیست‌ویکم را عصر «انقلاب اطلاعات دیجیتالی» می‌نامند، زیرا ظهور پرقدرت رسانه‌های جمعی سنتی، اینترنت و رسانه‌های نوین در این قرن، جهان را به دهکده‌ای کوچک تبدیل کرده ‌است. این تحول بزرگ، فرصتی را در اختیار مردم گذاشت تا اطلاعات و اخبار مورد نیازشان را در کوتاه‌ترین زمان به‌دست آورند. بااین‌حال، موضوع بسیار مهم در این میان، نوع داده‌‌ها و اطلاعاتی است که از سوی بنگاه‌ و غول‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای در اختیار مخاطب قرار می‌گیرند، زیرا این اطلاعات می‌توانند حاوی حقیقت باشند و گاه شامل اطلاعات نادرست و جعلی. به بیان دیگر، رسانه‌ها به همان اندازه که ابزاری برای فرصت و آگاهی ‌اند، می‌توانند وسیله‌ای برای تهدید و تخریب نیز باشند.

 در حال حاضر، در کنار رسانه‌های جمعی سنتی، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی نوین، بازیگر تازه‌ای به‌نام هوش مصنوعی وارد فضای رسانه‌ای شده ‌است که روند گردش اطلاعات را در سراسر جهان دگرگون کرده ‌است. در شرایط کنونی، با حضور پررنگ هوش مصنوعی در تولید محتوا از سوی دست‌اندرکاران رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی، فرصت دسترسی به اطلاعات بیشتر، سریع‌تر و آسان‌تراز گذشته‌ شده ‌است، اما نباید فراموش کرد که این پدیده تشخیص اطلاعات درست از نادرست را نیز دشوارتر و پیچیده‌تر ساخته ‌است؛ به‌گونه‌ای که بدون برخورداری از سواد رسانه‌ای، درک و تحلیل این اطلاعات برای مخاطبان تقریبا ناممکن می‌نماید.

سواد رسانه‌ای چیست و چه اهمیتی برای مخاطبان رسانه‌ها دارد؟

در دنیای امروز، سواد رسانه‌ای یا اطلاعاتی یکی از مهم‌ترین نیازهای هر فرد در جامعه به‌ شمار می‌رود. هنگامی ‌که در فضای رسانه‌های جمعی -چه سنتی و چه نوین- با موضوعی روبه‌رو می‌شویم یا در اینترنت به جست‌وجوی مطلبی می‌پردازیم، با انبوهی از اطلاعات گوناگون مواجه می‌گردیم و این پرسش پیش‌ می‌آید  که آیا این اطلاعات درست، مستند و قابل اعتماد هستند یا نه. درست در همین‌‌جا است که اهمیت سواد رسانه‌ای آشکار می‌شود، زیرا سواد رسانه‌ای به ما این توانایی را می‌دهد تا از میان حجم وسیعی از داده‌ها و اطلاعات، مطالب درست، مفید و معتبر را تشخیص داده و مورد استفاده قرار دهیم.

به‌باور شکرخواه، ســواد رسانه‌ای نوعی درک متكی بر مهارت است كه براســاس آن می‌توان انواع رســانه‌ها و تولیدات رسانه‌ای را از يک‌ديگر تميز داد، تفكيک و شناسايی كرد. به عبارت دیگر، جان سخن شکرخواه تأکید بر مهارت شناخت تولیدات رسانه‌ای است. و یا هم هورتون، از نظرپردازان غربی، به این نظر است که سواد رسانه‌ای مجموعه‌ای از مهارت‌ها و دانش‌ها را در بر می‌گیرد که به ما می‌آموزد چگونه با رسانه‌ها آگاهانه، نقادانه و هوشمندانه ارتباط برقرار کرده و نگاهی تحلیلی به پیام‌های ارسالی رسانه‌ها داشته‌ باشیم.

روزانه شاهد آن هستیم که رسانه‌ها‌ اخبار و اطلاعات متعددی را در قالب‌های صوتی، تصویری و نوشتاری از سراسر جهان برای مخاطبان‌شان منتشر می‌کنند. این محتواها معمولا بر پایه‌ سیاست‌ها و دیدگاه‌های نشراتی هر رسانه تنظیم می‌شوند. از همین‌رو، چه شنونده‌ی یک برنامه‌ی رادیویی، چه بیننده‌ی یک خبر تلویزیونی، چه خواننده‌ی یک روزنامه و چه کاربر رسانه‌های اجتماعی باشیم، این مسئولیت ما به‌عنوان مخاطب اصلی رسانه، تحلیل، تجزیه و بررسی آگاهانه‌ی پیام‌های دریافتی است؛ چرا که در صورت بی‌توجهی، ممکن است حتا ارزش‌ها و دیدگاه‌های ما دستخوش تغییر شوند. 

به‌‌باور نظریه‌پردازان، اهمیت سواد رسانه‌ای در همین نکته نهفته است که ما را از مصرف‌کننده‌ای غیرفعال به مخاطبی فعال، هوشیار و تحلیل‌گر تبدیل می‌کند. هدف اصلی سواد رسانه‌ای، آگاه‌سازی، توانمندسازی و آزادسازی مخاطب از سلطه و جهت‌دهی رسانه‌ها است. این دانش و مهارت به ما کمک می‌کند تا نسبت به محتوای رسانه‌ها نگاهی دقیق‌تر، عمیق‌تر و انتقادی‌تر داشته باشیم و بتوانیم اهداف پنهان در پشت هر پیام رسانه‌ای را درک کنیم.

بنابراین، می‌توان گفت که سواد رسانه‌ای مختص به یک قشر خاص نیست و می‌تواند تمام افراد جامعه، از کودکان تا بزرگ‌سالان را در بر گیرد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، با درک نقش و حضور گسترده‌ی رسانه‌ها در زندگی کودکان و نوجوانان، موضوع سواد رسانه‌ای به یکی از مباحث مهم در نهادهای آموزشی آنان تبدیل شده و به‌عنوان بخشی از عناوین درسی دانش‌آموزان در مکاتب گنجانده شده است. اما در مقابل، در کشورهای جهان سوم مانند افغانستان، این موضوع هنوز جایگاه چندانی ندارد و حتا بسیاری از دانشجویان رشته‌ی روزنامه‌نگاری آگاهی محدودی از آن دارند- مسأله‌ای که نیازمند توجه جدی نهادهای مسئول است.

 هوش مصنوعی، تولید محتوا و سواد رسانه‌ای

هوش مصنوعی یکی از پیشرفته‌ترین و تأثیرگذارترین فناوری‌های قرن حاضر است؛ فناوریی که با گذشت هر روز در عرصه‌های مختلف جامعه، نقش آن به‌طور چشم‌گیر در حال گسترش است. اگر در این‌جا تنها بر حوزه‌ رسانه‌ها تمرکز کنیم، مشاهده می‌شود که غول‌های رسانه‌ای نیز در دنیای امروز از بهره‌گیری از این فناوری عقب نمانده‌اند.

 قبل از ظهور هوش مصنوعی در حوزه رسانه‌ها، محتوا عمدتا توسط انسان‌ها تولید می‌شد، زیرا فرآیند تولید و انتشار محتوا در رسانه‌ها بر عهده گروهی از روزنامه‌نگاران، گزارشگران، تحلیل‌گران، عکاسان، ویراستاران و سردبیران بود و همگی براساس واقعیت‌های عینی عمل می‌کردند. اما امروزه این روند با ورود فناوری هوش مصنوعی تغییر کرده ‌است، زیرا بسیاری از رسانه‌ها و به‌ویژه فعالان در رسانه‌های اجتماعی، با استفاده از مدل‌های پیشرفته‌ی هوش مصنوعی به تولید محتوای خبری، تحلیلی، تفسیری و ادبی می‌پردازند.

پژوهشگران مؤسسه‌ فناوری ماساچوست (MIT) که مقر آن در ایالات متحده امریکا است، در مقاله‌‌ای بیان کرده‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند دروغ بگوید و انسان‌ها را فریب بدهد. در این میان، «پیتر اس پارک»، نویسنده‌ی ارشد این پژوهش، گفته است: «ما دریافتیم که هوش مصنوعی شرکت متا یاد گرفته است که در فریب‌کاری استاد باشد.» این گروه از سیاست‌مداران خواسته‌اند تا قوانین سخت‌گیرانه‌تری را برای محدود ساختن اختیارات سیستم‌های هوش مصنوعی وضع کنند. آنان هم‌زمان هشدار داده‌اند که جامعه هنوز اقدامات مناسبی برای مبارزه در برابر فریب هوش مصنوعی ندارد.

تحول بزرگی که با ورود هوش مصنوعی در حوزه‌ رسانه‌ها به‌وجود آمده، باعث شده ‌است که سرعت تولید، ویرایش و انتشار اطلاعات به‌طور قابل‌توجهی افزایش یابد؛ اما در مقابل، تشخیص صحت و سقم اطلاعات نیز دشوارتر شده است. هوش مصنوعی قادر است اخبار و اطلاعاتی تولید کند که از نظر ظاهری بسیار دقیق و واقع‌گرایانه به نظر برسند، حتا اگر برپایه‌ اصول خبرنگاری، اخلاق حرفه‌ای و واقعیت‌های عینی نباشند. این پدیده نه‌تنها اعتبار رسانه‌ها را نزد مخاطب کاهش داده بلکه‌ در برخی موارد منجر به افزایش بحران سیاسی و تخریب شخصیت‌ها نیز شده ‌است.

به‌عنوان نمونه، می‌توان به انتشار اخبار جعلی، تصاویر و نوارهای تصویری اشاره کرد که توسط هوش مصنوعی از جنگ‌ اخیر میان افغانستان و پاکستان در فضای مجازی و اینترنیتی منتشر شده‌اند. در جریان این درگیری، شماری از کابران شبکه‌های اجتماعی در افغانستان تصاویر و ویدیوهایی از نیروهای گروه طالبان را منتشر کردند که بعدا مشخص شد واقعی نبوده و توسط هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. چنین رویدادهایی نشان می‌دهند که با گسترش فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، خطر فریب رسانه‌ای بیش از پیش افزایش یافته و نیاز به ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه به یک ضرورت اساسی تبدیل شده ‌است تا افراد بتوانند اطلاعات دریافتی را تحلیل و بررسی کنند و تصمیمات آگاهانه اتخاذ نمایند.

منابع:

  1. شــكرخواه، يونس (1386)، «ســواد رســانه‌ای»، فصلنامه رسانه، شماره 68.
  2. صالحی، سید رضا و رجبی، سید مسعود ( 1387)، «ضرورت سواد رسانه‌ای»، پژوهش‌نامه 22.
  3. محمدی استانی، مرتضی و حسین‌زاده، اکبر (1390)، «سواد رسانه‌ای، ضرورت دنیای امروز»، کتاب‌ماه.
  4. Horton, F. Woody (2007). Understanding information literacy: A Primer. UNESCO: Paris.
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه