ریاست جمهوری:
من از روزی که رییسجمهور شدهام، حدود دو هزار طرح برای آزادی و آبادی مملکت دادهام. اگر طرحهای من اجرا شوند، میزان صادرات ما هشتاد درصد افزایش مییابد و حتا همان یک سیر زردآلوی بی کیفیتی که در فلان منطقهی دور افتادهی کشور در پشت بام خاک میخورد، به بازارهای جهانی راه پیدا خواهد کرد. برنامهی من برای اشتغال به حدی موثر و جامع است که اگر به اجرا درآید، ممکن است ما محبور شویم از کشورهای خلیج فارس و حتا اروپا کارگر وارد کنیم. البته این طور نیست که من همهی تلاش خود را بر بالا بردن تولید داخلی و ایجاد اشتغال متمرکز کرده باشم و از نیازهای معنوی شهروندان کاملا غافل شده باشم. طرح یک «کابلْپارک فضایی» از همان ابتدا در صدر اولویتهای من بود. این پارک با وسعت چهار صد کیلومتر مربع در ارتفاع دوهزار پایی در آسمان کابل ساخته میشود و با تمام امکانات «سایفای» و تکنولوژی پُستمدرن مجهز میباشد.
مشکلی که من با آن روبهرو هستم این است که هیچ یک از طرحهای من اجرا نمیشوند. رییس محترم اجراییه کمکاری میکند.
ریاست اجراییه:
من بارها و بارها تأکید کردهام که ریاست اجراییه آمادهی پذیرش هر نوع طرح ابتکاری برای توسعه و عمران کشور هست. اما با تأسف طرحهایی که به ما میرسند طرحهایی هستند که خدا شاهد است ما از مطرح کردن شان در جلسهی شورای وزیران خجالت میکشیم. مثلا جناب رییسجمهور طرحی را برای ما فرستاده به نام «برنامهی ده سالهی توسعهی کشمش محور». این طرح در سیزده هزار صفحه تشریح شده و نصف آن تاریخ جهانگشای جوینی، وامق و عذرا، دیوان رحمان بابا و ترجمهی قرآن مجید است. نصف دیگرش نقاشیهای کارتونی است. ما مخالف بنا کردن اقتصاد کشور بر کشمش نیستیم، ولی همه میدانند که برای به عمل آوردن کشمش باید آب تا زانوی آدم ایستاده باشد. در حالی که کشور ما حتا از طرف آسمان هم محاط به خشکه میباشد. ببخشید، آن برنج است که آب زیاد کار دارد. به هر حال، برای ما طرح درست نمیرسد که اجرا کنیم. تنها طرح قابل تاملی که به ما رسیده همان طرح ساختن تشناب برای همشهریان کابل در هلمند است که آن هم به طیاره و امکانات دیگر نیاز دارد.
این است که ما و هزاران مشاور ما منتظر طرحهای رییسجمهور هستیم، اما متاسفانه ایشان امروز و فردا میکند.