الزامها و پیشنیازهای موفقیت در جنگ و دستیابی به صلح

اطلاعات روز

شکور نظری
تا اینگاه طالبان هیچ اهمیتی به پیشنهادهای حکومت افغانستان و شواری عالی صلح نداده است. حکومت پیشین کوشید با مماشات این گروه را متقاعد به گفتگو کند. پروسه صلح از آغاز تا اکنون یک‌گام به پیش و یک‌گام به عقب بوده است. گروه طالبان دولت افغانستان را دست‌نشانده و بی‌صلاحیت میدانسته است، نیز دولت افغانستان گروه طالبان مزدور و ابزار سیاست خارجی پاکستان/بیگانگان برای تسلط بر افغانستان. کم‌وبیش هردو درباره هم درست می‌اندیشیده‌اند. واقعیت این است که هم دولت افغانستان متکی بر حمایتهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری قدرت‌های غربی ادامه حیات داده است/می‌دهد، هم گروه طالبان با حمایت همه‌جانبه پاکستان و برخی دولت‌های منطق‌های به مبارزه با دولت پرداخته است.
جنگ در افغانستان پیامد رقابت‌های کشورهای دور و نزدیک بر سر منافع جهانی و منطقهای است. وضعیت موجود در افغانستان تابع توازن و عدم توازن قوا و چگونگی تعامل میان این قدرت‌ها بر سر منافع‌شان است و خود به‌مثابه هدف، دارای اهمیت راهبردی برای آنان نیست؛ وگرنه به گونه مثال امریکا (باتوجه به پیمان استراتژیک میان افغانستان و این کشور) میتوانست از نفوذ خود بر پاکستان مبنی بر قطع حمایت‌هایش از گروه طالبان استفاده مؤثر کند. تا اینگاه برخورد امریکا با مسأله صلح در افغانستان و در پیوند با آن، چگونگی رفتار آن با پاکستان، مهمترین، حامی طالبان، هرگز تمام‌عیار نبوده است. انتظارات کرزی از امریکا برای فشارآوردن بر پاکستان و اکنون انتظارات غنی از این کشور تا اینگاه به نتیجه نرسیده است. گروه طالبان‌ همچنان قدرتمند است و شبکه حقانی فعال. تازه گروه دیگری نیز وارد معادلات شده ‌است: داعش.
اکنون بیشتر از هرزمانی شکست استراتژی یا سیاست مماشات با طالبان با هدف متقاعدکردن آن به مذاکره، روشن است؛ سیاست و رویکردی که بیشتر بر کوشش برای دسترسی به اجماع بین‌المللی (فراملی) برای واردآوردن فشار بر پاکستان و از این رهگذر بر طالبان بوده است. بنابراین هنگام آن است که این سیاست از بنیاد مورد بازبینی انتقادی‌ـ‌تحلیلی همه‌جانبه قرار گیرد. برای موفقیت این سیاست، هزینه‌های جانی، مالی و معنوی فراتر از تصوری پرداخته‌ایم و عقلانیت سیاسی حکم میکند که به شکست آن اعتراف و با استفاده از تجربه‌های تاکنون، نقشه راه دیگری بکشیم و طرحی نو دراندازیم. بدیهی است که حمایتهای سیاسی و مالی حامیان بین‌المللی نمی‌تواند همیشگی باشد و هیچ کشوری‌ صرفاً با اتکای همیشگی‌ بر حمایت خارجی نمیتواند آینده‌ حیات سیاسی و اجتماعی خود را تضمین کند.
اکنون پرسش این است که «چه باید کرد؟». واقعیت این است که در تمام این سالها، حکومت (پیشین و موجود) به پایه‌های مشروعیت و مقبولیت مردمی خود بی‌توجه بوده است و خواسته یا ناخواسته چنان که باید برای توسعه فرهنگ سیاسی و افزایش هبستگی و همگرایی اجتماعی و اجماع در سطح گروه‌های سیاسی و نظام سیاسی تلاش نکرده است. در حالی که در تعریفی، سیاست خارجی را ادامه سیاست داخلی دانسته‌اند. جامعه افغانستان جامعه‌ای است چندقومی با فرهنگ عمومی و سیاسی سنتی‌ـ‌قبیله‌ای و دارای شکاف‌های موازی و متقاطع فعال و غیرفعال بسیار. همین ویژگی فرهنگی و جامعه‌شناختی، نیز سوءتفاهم میان‌گروهی و بی‌اعتمادی به نهاد قدرت، ظرفیت‌های ذهنی و عملی زیادی را برای شکل‌گیری بحران‌ها و تنش‌ها فراهم آورده است. از این رو حکومتی که از یکسو پایگاه مردمی استواری نداشته باشد و از سوی دیگر، گرفتار شکاف و تضاد ساختاری باشد و کارگزاران آن همسو و همراه نباشند، بیتردید ضعیف و متزلزل باقی خواهد ماند و برای بقای خود همواره در جستجو حمایتهای بیرونی خواهد بود.
جنگ با طالبان تنها سویه سخت‌افزاری یا نظامی ندارد؛ این جنگ، درواقع جنگ دو نظام ارزشی‌ـ‌روشی و الگوی مدیریتی و زیستی است. فرهنگ عمومی قبیل‌های و فرهنگ سیاسی سنتی، نیز ناتوانی حکومت در گسترش قلمرو حاکمیت خود و اجرای مقتدرانه، برابر و مؤثر قانون، کار طالبان را برای سربازگیری و نفوذ اجتماعی ساده‌تر کرده و باور به کارامدی دولت را کاهش داده است. واقعیت آن است که تلقی از قدرت به اندازه واقعیت قدرت یا قدرت واقعی دارای اهمیت است؛ در حالی که دولت به کاهش مشروعیت، مقبولیت و باور عمومی به ناکارامدی‌اش بی‌توجه یا کم‌توجه بوده است. قدرت بدون اقتدار که بر توانایی و ظرفیت‌های نرم (اقناعی و توجیهی) دولت استوار است، در درازمدت نمیتواند موفقیتی داشته باشد. افزون بر این، دولت باید بکوشد اجماعی میان گرونه‌ها و نیروهای فعال سیاسی موجود، درباره مسأله جنگ و صلح به وجود آورد.‌ بی‌توجهی به این امور و مسایل، سبب شده است که شکافها و تضادها دهان بگشاید و ‌هرروز بدبینی میان گروههای اجتماعی را از یکسو و فاصله میان دولت و مردم را از سوی دیگر افزایش دهد و جنبشهای اعتراضی تبسم و تظاهرات اعتراضی چندروزه اخیر و… مؤید این دریافت است.
به نظر میرسد که مسأله جنگ و صلح نیز همزمان که به چگونگی آرایش و تعامل قدرت‌های بیرونی تأثیرگذار بر وضعیت سیاسی افغانستان مرتبط است، از جانب دیگر، به وضعیت اجتماعی و مسأله هبستگی و همگرایی عمومی در کشور وابسته است. در نهایت میتوان گفت، تاکنون به الزام‌ها و پیش‌نیازهای داخلی (فروملی) موفقیت در امر جنگ و صلح کمتر توجه شده است.
بنابراین، دولت برای موفقیت در جنگ و دستیابی به صلح، پیشتر باید بر این چند موضوع به عنوان الزام‌ها و ‌پیش‌نیازهای آن تمرکز کند:
یکم؛ تعریف روشن و شفاف از دوست و دشمن. دوم؛ تهیه و تدوین استراتژی مشخص برای موفقیت در جنگ و دستیابی به صلح. سوم؛ گذار از رویکرد منفعلانه و مماشات‌گرانه به رویکردی فعال و به دست‌گرفتن ابتکار عمل. چهارم؛ کوشش برای افزایش مشروعیت و مقبولیت اجتماعی از رهگذر افزایش کارامدی و سرمایه‌گذاری فرهنگی با هدف توسعه فرهنگ سیاسی، افزایش همگرایی ملی و ارتقای توانایی و ظرفیت توجیهی و اقناعی خود. نیز تلاش برای دستیابی به اجماعی میان گروه‌ها و نیروهای فعال سیاسی موجود، درباره جنگ و صلح. پنجم؛ داشتن سیاست خارجی فعال برای جلب نظر حامیان و نهادهای مؤثر بینالملی و دستیابی به اجماع بینالمللی برای واردآوردن فشار بر کشورهای حامی تروریسم، بهویژه پاکستان، و استفاده از ظرفیت‌های حقوقی نظام بین‌الملل برای دفاع از حقانیت مواضع خود و تثبیت آن.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه