رحمتالله ارشاد
هشت روز پس از برپایی نخستین خیمهی اعتراض علیه رهبران حکومت وحدت ملی و مسئولان نهادهای امنیتی، تعداد خیمههای معترضان در شهرکابل به شش عدد رسیده است. صدها معترض بهطور 24 ساعته با حضور در درون این خیمهها اعتراض مدنی و سیاسی علیه حکومت وحدت ملی را به روز نهم رسانده و برنامههای مدنی و سیاسی این معترضان وارد مراحل تازهیی میشود. یکی از معترضان از تلاشهای مردمی برای مسدود کردن احتمالی گذرگاه سالنگ سخن گفت که اگراین اتفاق بیفتد، ارتباط دستکم ده ولایت با پایتخت افغانستان قطع میشود.
درحالیکه معترضان همچنان بر اعتراض مدنی از طریق برپایی خیمههای بیشتر در وسط جادههای عمومی تلاش دارند تا خواستههایشان را محقق کنند، حکومت در پاسخ از آنها خواسته که خیمههایشان را جمع کنند وگر نه اقدامات قانونی را برای جمع کردن خیمهها روی دست خواهد گرفت.
اصرار معترضان بر ماندن و تلاش دولت برای پایان دادن، نقطهی پایان این تقابل را نامشخص میکند، نگرانیها اما از اینکه چه اتفاقی در کابل و برای افغانستان خواهد افتاد در حال افزایش است. تا هنوز تأثیر آشکار این رویارویی بر مردم عادی و اکثریت باشندگان شهرکابل راهبندان گسترده و محدودیتهای زمانی و مکانی وسیع برای گشتوگذار در شهر کابل بوده است. اما اگر آنچه معترضان برنامه دارند محقق شود، چشمانداز آینده را میتوان بر اساس آن بسیار تاریک دید.
رییسجمهور و افزایش مخالفان سیاسی
غنی که هنوز باور دارد بهترین فرد برای رهبری دولت افغانستان در راستای رسیدن کشور به آیندهیی بهتر است، بدون نگرانی بر مخالفان سیاسیاش افزوده است. تعدادی از یاران و همکاران قدرتمند دوران انتخاباتش حالا در کنارش نیست. معاون اول او که یکی از رهبران قدرتمند قومی در افغانستان محسوب میشود، بیرون از افغانستان و در مقاطعه و نارضایتی با رییسجمهور بهسر میبرد. بزرگترین حزب غیرپشتون که اغلب سیاسیون و رهبران قومی تاجیک عضو آن هستند، پس از حملات اخیر در کابل در رویارویی شکنندهیی با رییسجمهور و اطرافیان نزدیک به او قرار گرفته است. محمد محقق یکی از رهبران قومی، که عمدتاً مدعی رهبری هزارههاست، خودش را در حکومت وحدت ملی به یک مسافر بدون صلاحیت تشبیه کرده است. جنبش روشنایی بهعنوان بزرگترین تشکل غیررسمی سیاسی در تقابل روشن با حکومت و غنی قرار دارد.
درحالیکه اشرف غنی در سال 2014 با مشارکت چهارقوم بزرگ افغانستان یک تکت انتخاباتی را تشکیل داد و در رأس دولت قرارگرفت، سه سال بعد از آن، اکنون، او اکثریت متحدان کلیدیاش را از دست داده و در میان مردم محبوبیتش به پایینترین حد ممکن رسیده است. مخالفتهای وسیعی که از جانب رهبران قومی، گروههای سیاسی، افراد سرشناس و معترضان میلیونی در خیابانها علیه حکومت وحدت ملی تحت رهبری او صورت میگیرد بیانگر این کاهش محبوبیت و افزایش مخالفت است.
تروریسم بهعنوان یک مشکل ملی و افزایش اختلافات داخلی
این اختلافات در حالی افزایش مییابد که رییسجمهورغنی بارها از حضور بیش از 20 گروه تروریستی فعال در افغانستان خبر داده و بخشهای وسیعی از قلمرو حاکمیت دولت او توسط طالبان، داعش و گروههای تروریستی دیگر تهدید میشود و آمار تلفات ناشی از این خشونتها در 16 سال اخیر به بالاترین رقم رسیده است.
با وجود این چالش که ناامنی دولتیها و ملکیها را مشترکاً در تنگنا و چالش قرار داده، اختلافات سیاسی در حال افزایش با ایستادگی سرسختانهی گروههای سیاسی و مدنی بر خواستهای سیاسی و اصلاحی، نگرانیها از اینکه آیندهی این حکومت چه خواهد شد را افزایش داده است.
با این وجود، غنی بهعنوان رییسجمهور افغانستان با رد درخواستهای معترضین دروازهی گفتوگو با معترضان مدنی را بازگذاشته و با شماری از مخالفان سیاسیاش با قاطعیت پاسخ منفی داده است. این قاطعیت رییسجمهور در شرایطی که شهروندان در دایرههای قومی نفرتشان از حکومت در حال افزایش است، به بیثباتی افغانستان کمک کرده و بر آیندهی حکومت وحدت ملی و مشخصاً برنامههای رییسجمهور غنی برای افغانستان تأثیر منفی بر جا میگذارد.
نگرانی از این اختلافات به این دلیل جدی است که همهی اعتراضها و انتقادها مردم عادی را به صفوف هویتهای قومی نزدیک کرده است و هواداری و مخالفت به مسئولان حکومتی و کل حکومت وحدت ملی براساس تعلقات قومی صورت میگیرد. عمدهی معترضان از انحصار قدرت و سلطهجویی یک قوم بر روندهای سیاسی و امنیتی ناراضیاند و مردم در بازتاب دیدگاهشان علناً قومگرایی و انحصار را محکوم میکنند.
وضعیت استثنایی افغانستان
افغانستان پس از 2001 با وجود چالشهای فراوان در راستای حفاظت از جان شهروندان و بهبود در دولتسازی، یکی از درخشانترین دورههای تاریخی افغانستان است. پس از 2001 توجه جامعهی جهانی و کمکهای امنیتی، نطامی، سیاسی و مهمتر ازهمه اقتصادی، بر وحدت، زندگی و همزیستی افغانها تأثیر چشمگیری گذاشته است. افغانها پس از 2001 عمدتاً به آیندهی درخشانی فکر میکردند و تصویرشان از آینده امیدوارکننده بود. اما این آرزو دیری نپایید. حالا تعداد آنانی که به آیندهی بهتری امیدوارند، از مرز اکثریت کارمندان دولت که بسیاری از آنان به دروغ این سخن را به زبان میآورند، نمیگذرد. افغانها در میان مدیریت ضعیف و ناسالم دولت و سیاست، چالشهای امنیتی و تروریستی، بازیهای پیچیدهی منطقهیی و جهانی، امید و آرزوی چند سال قبل را از دست دادهاند و بیم یک سقوط و بازگشت به گذشتهی ناخوشایند زندگی بسیاری از افغانها را متأثر کرده است. این ناامیدی و ترس از آمارهای کشتار در این سرزمین، مهاجرت به جهان، وضعیت بد اقتصادی، تنشهای سیاسی داخلی و نارضایتی گسترده از حکومت، کاملاً قابل درک است.
وضعیت جاری که دستکم چند چالش بزرگ آن را پیچیده میکند، افغانستان را در شرایط استثنایی قرار داده است: پیشروی و کشتار پیوستهی گروههای تروریستی، وضعیت بد اقتصادی مردم، ناکارآمدی حکومت در دولتسازی و کسب اعتماد شهروندان، افزایش اختلافات داخلی و پررنگ شدن خطوط هویتهای قومی، برگشت بنیادگرایی و احیای مجدد جنگسالاران و رهبران سنتی قومی، افزایش اختلافات منطقه و جهان بر سر آیندهی افغانستان، بنبست در آیندهی جنگ و امنیت افغانستان، نارضایتی گسترده از حکومت وحدت ملی و مقامات بلندپایهی امنیتی و سرانجام اعتراضهای رو به افزایش مدنی که بر زندگی مردم و کار حکومت تأثیرگذار شده است.
ناتوانی دولت و سیاستمداران افغانستان در کنترل وضعیت و پایان بخشیدن به بحران بیاعتمادی و سیاسی، بحران در افغانستان را وارد لایههای تازهتر و پیچیدهتری میکند. اعتراضهای مدنی و قومی رو به افزایش علیه حکومت، تنش در میان جریانهای سیاسی و قومی بر سر تقسیم قدرت و از جانب دیگر حمایتهای گروهی و قومی از مقامات حکومت، خطرهای آشکار و رو به افزایشی است که تا هنوز در مدیریت آن تمامی افغانها نهتنها ناکام بوده، بلکه بهعنوان یک عامل عمل کردهاند.
این وضعیت و دوام اختلافات در شرایطی که تروریسم در اوج ناکامی نهادهای امنیتی هدفمندانه بر آتش تنشهای قومی و سیاسی میافزاید، آیندهی افغانستان را تاریکتر و امیدواری شهروندان به یک آیندهی بهتر را کمرنگتر میکند.