اصـلاحاتِ مـلی در دام کژفهمی‌ها و زیاده‌خواهی‌هایِ شخصی

اطلاعات روز

منیـره یوسف‌زاده
در سال‌های اخیر، «اصـلاحات» به یکی از پُربسامدترین واژه‌ها و اصطلاحات در فرهنگِ سیاسی و اجتماعیِ ما تبدیل شده است. از مردمِ عادی گرفته تا چهره‌های مطرحِ سیاستِ کشور، همه بی‌آن‌که اعتنای چندانی به معنا و پیامدهای آن داشته باشند، از آن سخن می‌گویند. اما این واژه و مفهومِ بسیار مثبت که بار تخصصی و اکادمیکی را نیز با خود حمل می‌کند، همانند بسیاری از مفاهیم و الگوهایِ نیک، در فضای گرگ‌ومیشِ سیاست‌ کشور غریب و مهجور واقع شده است. مردمِ عادی هرازگاهی که از فساد و بی‌بندوباری در نظام اداریِ کشور به تنگ آمده‌اند، از «اصلاحات» یاد کرده‌اند و سیاست‌مداران نیز از همین رهگذر، هرازگاهی که در بازی‌های سیاسی‌شان احساسِ ناکامی و سرخورده‌گی کرده‌اند، شعارِ «اصلاحات» را آمیخته با تهـدید سر داده‌اند.
فارغ از جدال‌ها و جدل‌های این‌چنینی، باید گفت که اصلاحات در هر حوزه‌یی معنایِ خاصِ خود را ارایه می‌کند. اما در ادبیات سیاسی، «اصلاحات» معنایِ استقبال از تغییر در جهتِ تحققِ عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و توسعه‌ی زمینه‌های مشارکتِ سیاسی در یک جامعه را می‌دهد. البته درک و فهمِ این تعریفِ کوتاه، دانشی به پهنایِ عمرِ ناکامی‌های تاریخیِ افغانستان در دولت‌داری و حکومت‌داری را می‌طلبد و اجرا و کاربستِ آن نیز در فضای سیاست‌زده‌ی کشور، صداقت و شجاعتِ اخلاقی‌یی می‌طلبد که در کمتر سیاست‌مداری می‌توان سراغش را گرفت.
اخیراً رییس‌جمهور در مورد تقرر اشخاص متعهد و متخصص فرمانی صادر نموده است و اين مسئوليت را به کمیسیون مستقلِ اصلاحات اداری و خدماتِ ملکی تفویض کرده است. مسلماً دلیل این اقدام، ارتقای ظرفیت‌هایِ دولت‌داری در چهارچوبِ نهادهاست. تجارب نشان داده که دولت‌های موفقِ دنیا و آن‌هایی که توانسته‌اند بحران‌ها و نابه‌سامانی‌های سیاسی را موفقانه پشتِ سر بگذارند و از قطارِ دولت‌های ضعیف به صفِ دولت‌های قوی با سطحِ بالایی از حاکمیتِ عملی بپیوندند، اصلاحات و ظرفیت‌سازی در عرصه‌های مختلف را در قالبِ نهادسازی و یا نوسازی نهادهایِ فرسوده پی گرفته‌اند. چنین رویکردی بر اساس اصولِ مدیریت و دولت‌داری مدرن، شاه‌کلیدِ گذار به ثباتِ اجتماعی و سیاسیِ پایدار و قرار گرفتن در مسیرِ سعادت و پیشرفتِ همه‌گانی است.
دولت‌های قوی در جهان امروز، دولت‌هایِ دارایِ نهادهای نیرومند، موثر و زیربناهای اداری، سیاسی و اقتصادیِ محکم خوانده می‌شوند. چنین دولت‌هایی، وحدتِ ملی و انسجامِ اجتماعی را با اصلاحاتِ عمیق در چهارچوبِ توسعه‌ی نهادها تأمین کرده‌اند و تبدیل به الگویی علمی و عملی برای نجاتِ کشورهای بحران‌زده و گذارِ آن‌ها از شبه‌دولت‌هایِ ضعیف و شکننده به دولت‌های مقتدر و باثبات شده‌اند.
تمامِ آن‌چه امروز به‌عنوان دستاوردهای دولت‌داری افغانستان پس از بُن می‌شناسیم، به یُمنِ نهادسازی‌ و ارتقای ظرفیت‌های سازمانی، اجتماعی و اداری به‌دست آمده است. شاید روندِ این ظرفیت‌سازی‌ها بنا به محدودیت‌ها و بر اساسِ ناچاری‌ها و اقتضائاتِ جامعه‌ی پساجنگ‌مان بطی و در مواردی ناقص بوده است، ولی آن‌چه مسلم است این‌که: نهادسازی و اصلاحاتِ اداری، توانسته‌ است چهره‌یی بسیار تازه‌تر و بشاش‌تر به افغانستان در مقایسه با سال‌های قبل از دهه‌ی 80 خورشیدی بدهد. اما اکنون پس از گذشتِ 15ـ16 سال و کسب تجربه از آزمون‌های مختلف، وقتِ آن فرا رسیده که پروسه‌ی اصلاحات را از لاکِ محافظه‌کاری‌ها و جورآمدهای شخصی و سنتی بیرون کشـیده و به آن شکلی ملی و مدرن بدهیم.
در سال‌های گذشته به‌رغمِ همه‌ی مشق‌ها و مشقت‌ها، پروسه‌ی اصلاحاتِ اداری در جالِ کژفهمی‌ها و زیاده‌خواهی شخصیِ زورمندان و یا به‌عبارتی، در دایره‌ی مناسباتِ سنتی و پیشامدرنِ قدرت و سیاست اسیر ماند؛ از همین‌رو بود که نهاد اصلاحات اداری و خدمات ملکی که اساساً می‌بایست «مستقل، باصلابت و باصلاحیت» می‌بود، نامستقل، ضعیف و بی‌صلاحیت یا کم‌صلاحیت ماند. این در حالی بود که «اصلاحات» به شعارِ دهان‌پُرکنِ بسیاری از سیاست‌مدارانِ داخل و بیرون از قدرت تبدیل شده بود و همه ـ دست‌کم در ظاهر ـ خواهانِ اصلاحات، محو فسـاد اداری و تطبیقِ عدالت و شایسته‌سالاری بودند. اما در صحنه‌ی عمل و دنیای واقعیت، مداخله و اعمالِ نفوذ همین عده در پروسه‌ی اصلاحات، اداره‌ی اصلاحاتِ اداری و خدمات ملکی را شیری بی‌یال و دُم ساخت که بیشتر خادم و بلی‌گویِ زورمندان و عالی‌جنابان شد و به اجرای سفارش‌ها و امرونهی‌هایِ آن‌ها پرداخت. این‌گونه بود که اصلاحات، هرگز از لقلقه‌ی زبانِ تیکه‌داران به دغدغه‌ی روانِ آنان تبدیل نشد و هرگز پروسه‌ی اصلاحات مجالی فراتر از خواست‌ها و مطالباتِ معطوف به قدرت‌ِ آن‌ها نیافت.
اما اکنون رهبری حکومتِ موجود به نظر می‌رسد این عزم و اراده‌ی راسخ را به خرج داده که اصلاحاتِ اداری در قالبِ تقویتِ نهادهای ملی را وارد فازی نوین و تحول‌‌آفرین سازد و همه‌ی صلاحیت‌های استخدامی و تشکیلاتیِ دولت ـ به‌جز مواردی خاص و مستثنا ـ را به اداره‌ی بازاحیا شده‌ی کمیسیون مستقل اصلاحاتِ اداری و خدماتِ ملکی بسپارد و در نتیجه، محو فساد اداری، خویش‌خوری، واسطه‌بازی و در نتیجه تحققِ شایسته‌سالاری، وفاق و وحدتِ ملی و رسیدن به دولت‌داریِ قومی و مدرن را از این مجرایِ علمی و منطقی پی بگیرد.
اگر فارغ از ذهنیت‌ها و داوری‌هایِ سیاست‌زده و جناحی بیندیشیم، به‌روشنی می‌توان آغازِ این عزمِ جدی و صادقانه را در استخدام کارمندانِ اداره‌ی توزیع تذکره‌ی الکترونیک از سرتاسرِ کشور که از سوی کمیسیون اصلاحات اداری طی یک رقابتِ کاملاً آزاد و شفاف صورت گرفت، مشاهده کرد. در این رقابت، 492 نفر از 33 ولایت افغانستان استخدام شدند. به‌جرأت گفته می‌توانیم که این یکی از سالم‌ترین و شفاف‌ترین آزمون‌های رقابتِ آزاد طی سالیانِ اخیر در کشور بوده است. در این پروسه بدون هیچ‌گونه واسطه‌بازی و میانجی‌پذیری، شایسته‌ترین افراد از میان متقاضیان برگزیده و استخدام شدند.
یقیناً این آغازِ نیک، محتاجِ حمایت‌ها و قضاوت‌هایِ وطن‌دوستانه‌ی فارغ از سمت‌وسوگیری‌هاست. سزاوار است که مردم افغانستان به‌ویژه قشر جوان و تحصیل‌کرده‌ی کشور، آن‌هایی که خواهانِ شایسته‌سالاری و تقسیمِ قدرت و صلاحیت‌ در کشور هستند، از اراده‌ی اصلاحات و تقویت نهادهای دولتی و تزریقِ صلاحیت‌ها به آن‌ها و ظرفیت‌سازی اجتماعی و سیاسی در کشور توسط رهبریِ حکومت وحدت ملی حمایت کنند و با این پروسه همساز و هم‌داستان شوند.
حمایت از اصلاحات اداری و تقویت نهادهای دولتی، گذار از بی‌سامانی و تشتتِ سیاسی، تحققِ انسجام اجتماعی و وحدت ملی، رسیدن به فرهنگِ سالم حکومت‌داری و شهروندی، شکل‌گیری دولتِ قوی، مدرن و توسعه‌یافته، به‌طور خلاصه از اهداف و غایت‌های این پروسه است. به همین ترتیب، تخریب و مانع‌تراشی برای آن، به معنایِ حمایت از ایستاییِ جامعۀ افغانستان، توقف در لاکِ دولت‌داری سنتی و ریش‌سفیدانه و ترجیحِ فرهنگِ چاپلوسی و ارباب‌رعیتی بر ارزش‌های شهروندی و لیاقت‌محور است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه