جادوی سیاست در زمین جنگ

اطلاعات روز

خلیل پژواک
نماینده‌ی خاص سرمنشی سازمان ملل متحد، به‌تازگی گفته که «باور دارد، حل‌وفصل سیاسی مسأله‌ی افغانستان امکان‌پذیر است.» استدلال تادامشی یاماموتو بر هزینه‌ی جنگ متکی است. به این معنا که ادامه‌ی جنگ و ناامنی، هم بر کشورهای حامی دولت افغانستان و هم بر مردم افغانستان هزینه‌ی بزرگی را تحمیل می‌کند؛ چه رقم درشتی از کمک‌های مالی و تسلیحاتی و چه آمار تکان‌دهنده‌یی از قربانیان نظامی و ملکی. به‌خصوص این مسأله از نظر آقای یاماموتو اهمیت دارد که قربانیان جنگ، زنان و کودکان، در معرض آسیب‌های جدی‌یی قرار می‌گیرند.
تأکید نماینده‌ی سازمان ملل متحد در امور افغانستان بر پی‌گیری راه‌حل سیاسی برای پایان ناامنی و جنگ در افغانستان تازه نیست. پیش از این، رکس تیلرسون وزیر خارجه‌ی امریکا نیز بر ضرورت جست‌وجوی راه‌حل سیاسی و مصالحه با گروه‌های مسلح مخالف دولت تأکید کرده بود. روسیه نیز از این طرح حمایت کرده و جست‌وجوی راه‌حل سیاسی برای حل مسأله‌ی دولت افغانستان با طالبان را حمایت می‌کند. اما پرسش اصلی این است که جست‌وجوی راه‌حل سیاسی برای پایان درگیری‌ها و مهار گروه‌های تروریستی چه‌قدر ممکن است؟ روشن است که راه‌حل سیاسی برای پایان جنگ، معطوف به مصالحه‌ی طالبان با دولت است. بعید به‌نظر می‌رسد این امکان برای رویارویی با تمام گروه‌های تروریستی فعال در افغانستان به‌کار بسته شود.
طالبان علی‌رغم این‌که هرگز بر تمام افغانستان نتوانستند سلطه‌شان را گسترش بدهند، اما دست‌کم برای هفت سال توانستند دولت‌شان را مستحکم نگهدارد. چرخشی ناگهانی، پس از حملات یازدهم سپتمبر 2001، سرنوشت طالبان را دگرگون کرد و این سوال را بی‌جواب گذاشت که در صورت عدم وقوع چنین رخدادی، آیا این گروه می‌توانست حکمروایی‌اش را بر تمام مناطق افغانستان گسترش بدهد؟ تقدیری که برای طالبان رقم خورد، این گروه را بی‌آن‌که فرصت چندانی برای بسط نفوذ خود داشته باشد، از افغانستان متواری کرد. اما به‌مرور زمان، به‌خصوص پس از شروع جنگ عراق و سقوط صدام، طالبان توانستند دوباره به‌عنوان یک تهدید جدی در برابر نظام سیاسی‌یی که پس از سقوط این گروه روی کار آمده بود، عرض وجود کنند.
طالبان توانستند به‌خصوص پس از سال‌های 2008 و 2009، بر میزان توانایی عملیاتی‌شان بیفزایند و توان مقابله و رویارویی‌شان را با نیروهای خارجی و دولت افغانستان ارتقا بدهند. به همین دلیل، پس از شروع دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری حامد کرزی، ناامنی گسترش یافت، دایره‌ی نفوذ طالبان وسیع‌تر شد و مقدار حملات این گروه افزایش یافت؛ به گونه‌یی که به‌صورت میانگین سالانه 5هزار فرد ملکی و بیش‌وکم به همین اندازه نیروی نظامی در هر سال بر اثر حملات طالبان یا در درگیری‌های مستقیم جان باخته‌اند. طالبان از این منظر، به‌رغم انتظاری که وجود داشت، نه‌تنها به حاشیه نرفتند که حتا توانستند تجدید قوا کنند. پس از 2014 طالبان تا آن‌جا پیش رفتند که برای تصرف ولایات و ولسوالی‌ها برنامه‌ریزی کردند. مبتنی بر آماری که «سیگار» بازرس ویژه‌ی ایالات متحده، ارائه کرده، افزون بر یک‌سوم خاک کشور به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در کنترل طالبان است. آن‌ها هرچند تاکنون نتوانسته‌اند، بر اساس طرح‌شان، پنج‌ تا شش ولایت را تصرف کنند، اما هم‌اکنون ده‌ها ولسوالی از بدخشان تا بادغیس و فاریاب و از هلمند تا نورستان را در کنترل خود دارند.
از این‌منظر، در می‌یابیم که طالبان بر خلاف انتظار، پس از یک دوره‌ی زمانی کوتاه، دوباره قدرت یافته‌اند و توانایی‌شان در برهم زدن امنیت و گسترش بی‌ثباتی چندبرابر شده است. گره اصلی «جست‌وجوی راه‌حل سیاسی» نیز در همین مسأله نهفته است. چه این‌که گروه‌های مخالف دولت و رادیکال، عموماً تا زمانی که به این جمع‌بندی نرسند که در صورت امتناع از مصالحه محکوم به نابودی‌اند، تن به آشتی نمی‌دهند. از طرفی دیگر، هر دو طرف تاکنون نه بر سر جنگ به بن‌بست رسیده‌اند و نه در میز گفت‌وگو. نه طالبان می‌پذیرند که جنگ‌شان به بن‌بست خورده و نه حکومت می‌تواند بپذیرد که توانایی نابودی این گروه را از دست داده. گفته‌های اخیر دونالد ترمپ مبنی بر سرکوب طالبان و لانه‌های آن‌ها گرچه تا حدی توانسته وضعیت معلق کنونی را تغییر بدهد، اما هنوز هرگونه نتیجه‌گیری از آن شتاب‌زده خواهد بود.
به‌صورت میانگین روزانه 20-30 فرد وابسته به طالبان در عملیات نظامی نیروهای امنیتی و دفاعی یا عملیات نیروهای امریکایی و ناتو، کشته می‌شوند. این روند در چهارده‌سال ادامه داشته، اما هنوز نه کاهشی در نیروی انسانی این گروه به‌میان آمده و نه حوزه‌های سربازگیری طالبان را آسیب زده. برعکس، تاکنون طالبان در جذب جنگ‌جو موفق بوده است. با توجه به این‌که هزاران مدرسه‌‌ در پاکستان که عمدتاً منابع غنی‌یی برای سربازگیری گروه‌های تروریستی است وجود دارند، و هسته‌های بنیادگرایی در داخل کشور نیز فعال‌اند، بعید به‌نظر می‌رسد که طالبان نگران کاهش جنگ‌جویانش باشد.
در یک‌ونیم دهه‌ی پس از سقوط طالبان، مسأله‌ی مهمی که مورد غفلت جامعه‌ی جهانی و دولت افغانستان قرار گرفته، رشد بنیادگرایی داخلی بوده است. هم‌اکنون صدها مدرسه چنان «اشرف‌المدارس» و مدرسه‌ی دینی هرات وجود دارد که بنیادگرایی را ترویج می‌کنند؛ گرچه مستقیماً نقشی در جذب جنگ‌جو برای طالبان ندارند. همین‌طور هنوز منازعات محلی و قومی، ظرفیت عظیمی برای طالبان به‌وجود آورده تا از آن به نفع خود استفاده کنند. حتا در مواردی، مثلاً در هلمند، منازعات محلی مایه‌ی اصلی جنگ طالبان محلی با نیروهای دولتی است. دولت می‌توانست با استراتژی فرهنگی مدون، زمینه‌ها و حوزه‌های نفوذ طالبان را به چالش بکشد؛ کاری که نشد.
از این‌منظر هنوز دشوار است که به یک راه‌حل سیاسی که مبتنی بر تماس مستقیم طالبان و دولت باشد، فکر کنیم. اما به این معنا نیست که جست‌وجوی چنین راه‌حلی بی‌نتیجه است. برعکس، طالبان متأثر از عوامل داخلی و منطقه‌یی بسیاری‌اند. می‌توان به حمایت پاکستان از این گروه، نقش این کشور در تسهیل دست‌یابی طالبان به اسلحه و منابع مالی، و نیز حمایت کشورهایی مانند ایران و روسیه از برخی گروه‌های وابسته به طالبان، در توضیح بقای این گروه استناد کرد. از این جهت، تا آن‌جا که به گروه طالبان مربوط می‌شود، مهم‌ترین زمینه برای یافتن راه‌حل سیاسی برای پایان بخشیدن به جنگ در افغانستان، کشورهای منطقه است. سازمان ملل متحد می‌تواند با اعمال فشار بر این کشورها یا پی‌گیری گفت‌وگوی روشن میان این کشورها و افغانستان، فرصتی را فراهم آورد تا حمایت‌های منطقه‌یی از طالبان به‌صورت قابل اعتنایی کاهش یابد. در آن‌صورت می‌توان به جادوی سیاست برای گذار از بحران موجود دل بست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه