پرستو یاری
در محفل یادبود از شهادت استاد برهانالدین ربانی، استاد سیاف به حقایق ملموس و ناملموسی در جامعه اشاره فرمود. او اما، به این مسأله اشاره نکرد که زن و مرد شهروند افغانستان هستند و نباید در قبال هنر، فرهنگ، اندیشه، زشتیها و خوبیها نگاه مردانه داشت.گذشتههای دردناک و استخوانسوز نتیجهی تفکر مردانه بوده است و برای زنان جز بدبختی و فاجعه امر دیگری را در قبال نداشته است. از این جهت، لازم دیدم چند نکته را با شما در میان بگذارم.
جناب استاد سیاف! برخی مردان همانند شما فراموش کردهاند که آزادی، برابری و عدالت از موهبت الهی است که باید با در نظرداشت کرامت انسانی از آن استفادهی بهینه صورت گیرد. نباید شخصیت، اهلیت و اخلاق انسانی از دید و نگاه مردانه برای زنان اندازهگیری و قالببندی گردد، اگر نقص درکردار و رفتار برخی زنان است به نابهسامانیها و ناهنجاریهای جامعهی مردسالار برمیگردد که باید با خلق ارزشهای فرهنگی ذهنیتهای مسمومشده را از خواب چندین قرنه بیدار نمود. نباید فراموش کرد که همین اکنون در جامعهی ما شور تحول با حفظ ارزشهای پذیرفتهشدهی اسلامی و اخلاقی برای ایجاد جامعهی مدنی و انسانی در ذهنیت زنان تحصیلکردهی کشورمان شکوفا گردیده و موجی از انسانباوری به شکل گسترده در جامعه شکل گرفته است. حامل این شور تحول و نگاه انسانباورانه زنان و دختران این کشور هستند.
جناب استاد سیاف! فرهنگ مردسالار با گروگانگرفتن زنان در محوطهی خانه و دور نگهداشتن آنها از جامعه، مردان را به این نتیجه رسانده که زن متاع خانهیشان است و به خود حق میدهند مطابق به ذوق و سلیقهی کوتاهنظرانهی خویش، زن را از آزادی، برابری و تأمین عدالت محروم نگهدارند. آیا این نگاه مردان نسبت به زنان همان نگاهی است که قرآن نسبت به انسان دارد؟ آیت «و لقد کرمان بنی آدم …» از کرامت انسانی مرد و زن سخن میگوید. مردان و متولیان دین تا چه اندازه به این آیت قرآن پابند بودهاند؟ آیا نگه داشتن زنان در پستوهای خانه و زندانی کردنشان در چهاردیواری خانه تکریم کردن زنان است؟ آیا گرفتن حقوق انسانی و شهروندنی زنان به معنای تکریم زنان است؟
جناب استاد سیاف! به فساد گسترده، غارت اموال و دارای عامه، دزدی، قتل، قاچاق، ظلم، راهزنی، تجاوز به طفل کمتر از ده سال، رقصاندن اطفال معصوم، در قید نکاح در آوردن دختران خورد سال بدون توجیه شرعی و قانونی، گرفتن چهار زن بدون رضایت خانم قبلی، انتحار و انفجار که منجر به قتل هزارن انسان بیگناه و مسلمان در جامعه گردیده، نگاه کنید. آیا عاملین اینها زناناند؟ آیا زنان دست به فساد گسترده و قتل مردم و غارت اموال و دارایهای عامه زدهاند؟ چرا بهجای زنان به مردانی هشدار نمیدهید که دست به اعمال مذکور میزنند؟ چرا به افرادی هشدار نمیدهید که از فساد قصرها ساختهاند و زندگی فرعونی برای خود بنا نمودهاند؟
جناب استاد سیاف! بهتر نیست به ملاها و مولویهایی هشدار بدهید که در پستوهای مساجد بر شاگردان خردسال خود تجاوز میکنند و به بهانهی تدریس قرآن شریف اعمال ناشایست انجام میدهند. اگر از این مسأله خبر ندارید به گزارشهای رسانهها مراجعه کنید تا بدانید که متولیان دین و مولویها چه کارهای زشت و ناانسانی را مرتکب شدهاند و میشوند. فکر نمیکنید پرداختن به این مسأله نسبت به تاختن بر زنان ارجحیت داشته باشد؟
جناب استاد سیاف! در گذشته، زنان در چهاردیواری خانه زندانی بودند و مردان جامعه همین چهاردیواری را بر سرشان ویران کردند. حتا نگذاشتند که زنان در درون خانه آرام و آسوده زندگی کنند. مردان جامعه فرصت کافی برای ویرانی کشور داشتند. حالا بگذارید که زنان سهم خود را در آبادانی این کشور ادا نمایند. تا هنوز هیچ زنی در این کشور برای بربادی و ویرانی آستین بالا نزده است. دادخواهی برای حقوقشان به معنای بر باد دادن کشور و سست کردن ایمان مردان نیست.
جناب استاد سیاف! بگذارید که زنان دوشادوش مردان این کشور در آبادی این کشور سهم بگیرند. بگذارید که زنان به حقوق و وجایبشان که در قانون اساسی تعریف گردیده است، برسند. به شما میزیبد که مساجد و مدارس دینی را از وجود افراد فاسد دور نگه دارید. کاری کنید که اطفال مردم با آسودگی قرآن بیاموزند.
نامهی کوتاهی به عبدالرب رسول سیاف
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه