فساد چگونه نظام آموزشی را تهدید می‌کند؟ – بخش سوم و پایانی

اطلاعات روز

حسین رضایی
نصاب درسی فسادزا و فاقد کیفیت

در یک تعریف ساده، نصاب درسی شامل محتوای درسی، محیط درسی، منابع درسی و نیروی انسانی و عناصر مختلف می‌شود. در این‌جا، منظورم از نصاب درسی، عبارت از تعبیر عامیانه‌ی آن که نصاب درسی را با محتوای کتاب درسی یکسان می‌دانند، می‌باشد. آنچه در گزارش کمیته‌ی نظارت و ارزیابی در مورد نصاب درسی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته، حجم نصاب درسی است. براساس این گزارش، حجم نصاب، به تعبیر واضح‌تر حجم کتاب‌های درسی و شمار کتاب‌های درسی نهایت زیاد بوده که خود زمینه را برای فساد فراهم ساخته است. در این مورد چند موضوع وجود دارند که در ذیل توضیح داده می‌شوند:
نخست، تفکیک جنسیتی در نظام آموزشی افغانستان سبب گردیده تا متعلمین ذکور و اناث در دوره‌های مختلف (شیفت درسی) و جدا از هم آموزش ببینند. این تفکیک جنسیتی یا آموزش متعلمین ذکور و اناث در دوره‌های مختلف، باعث شده تا مکاتب در جریان یک روز، تا چهار دوره‌ی آموزشی هم داشته باشند. براساس گزارش دیدبان حقوق بشر، 31 فیصد مکاتب افغانستان دارای چندین وقت درسی (شیفت درسی) می‌باشند که ساعات درسی‌شان را ناگزیر کم ساخته‌اند. علت دیگر آن کمبود ساختمان و صنف‌های درسی است که مدیریت مکاتب، ناگزیر آموزش متعلمین را در چندین دوره‌ی درسی تنظیم نماید.
براساس پالیسی وزارت معارف، وقت تدریس برای یک مضمون 45 دقیقه در نظر گرفته شده است که این موضوع به‌دلیل تراکم دوره‌های درسی، هیچ‌گاهی عملی نمی‌شود. آنچه واقعیت دارد، این است که در مکاتب وقت تدریس از 45 دقیقه تا 30 دقیقه کاهش می‌یابد که این موضوع یکی از عواملی است که کتاب‌ها تا پایان سال تعلیمی به‌صورت کامل تدریس نشوند. در سوی دیگر، معلمین مطابق «ترقی تعلیم» مکلفیت دارند که مضامین درسی‌شان را مکمل تدریس کنند. در نتیجه، معلم مجبور می‌شوند که با متعلمین مکاتب وارد تبانی و معامله شوند. آنچه در گزارش کمیته‌ی نظارت و ارزیابی بدان اشاره گردیده، نیز حکایت از این موضوع دارد. معلمینی که کتاب‌های درسی را تکمیل نمی‌توانند با متعلمین وارد معامله و تبانی می‌شوند تا کتاب را به‌صورت کامل در ترقی تعلیم برسانند و در مقابل، متعلمین را کامیاب می‌کنند. عکس این معامله نیز وجود دارد. از آن‌جایی‌که حجم و شمار مضامین درسی خیلی زیاد است و حفظ و یادگیری آن‌همه ممکن نمی‌نماید، بعضی از متعلمین مکاتب برای کامیاب شدن به معلمین‌شان رشوت پرداخت می‌کنند. همچنان، بعضی از معلمین به‌دلیل پایین بودن معاشات، از امتحانات مکتب به‌عنوان یک منبع عایداتی استفاده کرده و برگه‌های امتحانات را در بدل 500 تا 800 افغانی برای متعلمین می‌فروشند. در عین زمان، مواردی وجود دارند که متعلمینی که غیرحاضر دایمی‌اند همه‌ساله در بدل پرداخت رشوت، کامیاب می‌شوند. براساس گزارش کمیته‌ی نظارتی و ارزیابی، رقم شاگردان غیرحاضر دایمی، یک رقم خیلی درشت بوده که در حدود 20 تا 23 فیصد کل جمعیت متعلمین که در حدود کم‌وبیش 2 میلیون متعلم می‌شوند، را تشکیل می‌دهند. این موضوعات در کنار موارد دیگری مانند غیر حاضری معلمین، موجودیت معلمین غیرمسلکی، معلمین بی‌ظرفیت و… روی کیفیت آموزش، پیامدهای منفی برجای گذاشته است؛ چنانچه بخشی از متعلمین از نظام آموزشی کشور، سواد ابتدایی خواندن و نوشتن هم نصیب‌شان نمی‌شود.
نظام آموزشی افغانستان با شمار زیاد مضامین درسی در عین زمان کوتاه‌ترین سال تعلیمی را در منطقه دارا می‌باشد. در حدود 90 روز رخصتی زمستانی، در حدود 15 روز رخصتی تابستانی که با سپری نمودن امتحانات، بیش از 52 روز را در برمی‌گیرد، را هرگاه از سال تعلیمی تفریق نماییم به این نتیجه می‌توان رسید که در نظام آموزشی افغانستان تنها 20 هفته برای آموزش و تدریس باقی می‌ماند. در خوش‌بیانه‌ترین وضعیت که مکاتب افغانستان هر کدام چندین دوره (شیفت) درسی دارند، یک سال تعلیمی در نظام آموزشی افغانستان حدود 400 ساعت درسی را در برمی‌گیرد. حال‌آن‌که، در پاکستان مکاتب برای 34 هفته در سال باز می‌باشند و در هر هفته، 34 ساعت تدریس می‌شود. یعنی، شاگردان در پاکستان در جریان یک سال تعلیمی، 1156 ساعت درسی، درس می‌خوانند. در ایران، 37 هفته و در هفته 22.5 ساعت تدریس می‌شود که مجموع آن در یک سال تعلیمی، 833 ساعت می‌شود. با این مقایسه می‌توان فهمید که ما در افغانستان، در بهترین حالت – جدا از نگرانی‌هایی که پیرامون کیفیت آموزش و نگرانی‌های دیگر وجود دارد- صرف از لحاظ زمانی به اندازه‌ی نصف سال تعلیمی ایران، سال تعلیمی داریم.
دوم، نصاب درسی در نظام آموزشی افغانستان با مضامین خیلی زیاد، سنگین شده است. مشخصا، نصاب درسی شامل 8 عرصه‌ی عمده می‌شود؛ مطالعات اسلامی، زبان، ریاضی (محاسبه)، علوم طبیعی، علوم اجتماعی، مهارت‌های زندگی، هنر، کارهای عملی و آموزش تکنالوژی و در نهایت آموزش سپورت. از این دو مورد اخیر (آموزش تکنالوژی و آموزش سپورت)، در مکاتب افغانستان به‌عنوان «مضامین خیالی» تعبیر می‌شوند؛ زیرا زیربناهای اساسی برای آموزش کمپیوتر و آموزش سپورت در نظام آموزشی افغانستان وجود ندارد. تعداد کتاب‌های درسی، اگرچه نظر به صنف‌ها تفاوت می‌کند اما در هر حالت نظر به معیارهای منطقه‌یی و کوتاه بودن سال تعلیمی، شمار آن خیلی زیاد است. طوری‌که، صنف‌های 1-3 دارای 8 مضون درسی، صنف‌های 4-6 دارای 11 مضمون درسی، صنف 7-10، دارای 17 مضمون درسی و صنف‌های 11-12 دارای 16 مضمون درسی می‌باشند. کمیته‌ی نظارت و ارزیابی، در بخش سفارشات خویش به وزارت معارف پیشنهاد نموده است که شمار کتاب‌های درسی را تا 50 فیصد کاهش دهد.
این موارد در کنار عوامل دیگری مانند معلم بی‌ظرفیت، معلم غیرمسلکی، ضعف مدیریت، کمبود معلم، ضعف محتوای کتاب‌های درسی، نبود محیط سالم درسی، نبود منابع درسی و… پیرامون کیفیت آموزش تاثیرات منفی برجای گذاشته است. چنانچه مطالعه‌یی که پیرامون کیفیت آموزش انجام شده به نتیجه‌گیری نه‌چندان غیرمتعارفی در مورد متعلمین ابتداییه دست یافته است. براساس این مطالعه:
– 10 فیصد متعلمین دوره‌ی ابتداییه حتا یک کلمه‌ی ساده را خوانده نمی‌توانند؛
– 14 فیصد متعلمین یک عدد و سمبول ساده‌ی ریاضی (محاسبه) را نام گرفته نمی‌توانند؛
– 31 فیصد متعلمین حتا یک کمله‌ی ساده را نوشته نمی‌توانند.
اگرچه این مطالعه در مورد متعلمین دوره‌ی ابتداییه صورت گرفته است، واقعیت اما این است که دوره‌های متوسطه و ثانوی نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند. مشاهده نشان می‌دهد که در صنف‌های دوازدهم شمار متعلمینی که سواد خواندن و نوشتن را ندارند کم نیست. من این موضوع را در جریان مشاهده‌ام از مکاتبی که در کابل، زیر نظارت و ذره‌بین وزارت معارف قرار دارد، یافتم، چه رسد به ولایت‌های دور دست که هر از لحاظ در مقایسه به کابل، در وضعیت بدتری قرار دارند. افت کیفیت آموزشی، سبب شده است که مردم اعتماد خود را نسبت به نظام آموزشی کشور از دست بدهند و تمایل خانواده‌ها برای این‌که فرزندان‌شان را به مکتب بفرستند، موجی از عقب‌گرد را تجربه می‌کند. در بعضی از ولایت‌های کشور، آن اشیتاق و علاقمندی که پس از سقوط طالبان نسبت به آموزش ایجاد شده بود، اکنون وجود ندارد. مردم به‌دلیل پایین بودن کیفیت و همچنان به‌دلیل معضل بیکاری، ترجیح می‌دهند که فرزندان‌شان به‌جای آن‌که به مکتب بروند، آن‌ها را در امور اقتصادی و پیشبرد زندگی‌شان یاری و کمک نمایند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه