پس از نشست دوم مسکو، اختلاف نظرها میان حکومت وحدت ملی و جمعی از احزاب و چهرههای سیاسی در خصوص مذاکرات صلح افغانستان تشدید شد. حکومت افغانستان که در پی بهدست گرفتن مدیریت مذاکرات صلح با طالبان در گفتوگوهای بینالافغانی بود، از اشتراک مستقلانهی برخی چهرهها و احزاب سیاسی در دیدار با نمایندگان طالبان در مسکو، به شدت برآشفت. طالبان، به هیچ یک از درخواستها و در مواردی فشارهای دیپلماتیک برای گفتوگو با حکومت افغانستان تن ندادند و سعی کردند با دیدار و گفتوگو با احزاب و چهرههای سیاسی عمدتا مخالف حکومت، دستگاه سیاسی حاکم بر افغانستان را دور بزنند.
در نشست دوم مسکو، توافق نمایندگان طالبان و احزاب و چهرههای سیاسی عمدتا مخالف حکومت بر آن بود که دور بعدی گفتوگوهای بینالافغانی در دوحه برگزار شود. بر مبنای این توافق، اگر افرادی از حکومت افغانستان در نشست شرکت میکنند، به نمایندگی از دیدگاهها و نظریات فردیشان گپ میزنند و اشتراک افرادی از حکومت، به معنای گفتوگوی طالبان با حکومت افغانستان نخواهد بود. پس از نشست مسکو، حکومت افغانستان در یک مواجههی دوپهلو با جناحها و چهرههای سیاسی به مخالفت و گفتوگو با آنها در خصوص رسیدن به یک توافق برای گفتوگو با طالبان پرداخت. حکومت نمیخواست/ نمیخواهد که پس از مذاکرات میان دپیلماتهای ایالات متحده و نمایندگان طالبان، در گفتوگوهای بینالافغانی نیز در حاشیه قرار بگیرد. ارگ ریاست جمهوری، در تلاش این بود که برخلاف توافق صورتگرفته میان دو طرف نشست مسکو، در دومین گفتوگوی بینالافغانی در دوحه، اگر نتوانست طرف اصلی گفتوگو باشد، دستکم بتواند حضور پررنگ داشته باشد. بر مبنای ادعای طالبان در واکنش به لغو شدن نشست مسکو، حکومت افغانستان بر آن بود که با ارایهی یک فهرست 250 نفری و حضور پررنگ نمایندگان حکومت در آن، آجندای نشست را برخلاف توافق از قبل تعیین شده به گفتوگویی میان نمایندگان حکومت و طالبان تبدیل کند.
حکومت افغانستان در آستانهی دومین نشست بینالافغانی در دوحه، فهرستی از افراد را به نمایندگی از حکومت و مردم افغانستان در دیدار با طالبان منتشر و نهایی کرد. این فهرست اگرچه طولانی و دور و دراز بود اما به لحاظ توازن و گستردگی، از حداکثر گروههای سیاسی و اصناف اجتماعی افغانستان نمایندگی میکرد. طالبان اما آن فهرست را به دلیل حضور پررنگ نمایندگان حکومت و رهبری آن بر هیأت، نپذیرفت و نهاد برگزارکنندهی نشست نیز در مخالفت با آن فهرست، فهرست دیگری از اشتراککنندگان نشست دوحه را که قبلا توافق شده بود، منتشر کرد. علاوه بر طالبان، جناحهای سیاسی داخلی و عمدتا مخالف حکومت نیز فهرست ارایهشده توسط حکومت را نپذیرفتند. در فهرست ارایهشده توسط نهاد برگزارکنندهی نشست، رهبران سیاسی و جهادی، نمایندگان احزاب سیاسی و گروهی از نمایندگان طالبان و چهرههای سیاسی نزدیک به طالبان حضور داشتند. فهرستی که فاقد نمایندگی شایسته، متوزان و گسترده از تنوع سیاسی و اجتماعی افغانستان بود و چند گروه اصلی سیاسی و اجتماعی در آن غایب بود؛ زنان، جامعهی مدنی، جوانان و افغانستان جدید، دانشگاهی و متعلق به باورها و ارزشهای نوین.
دومین نشست بینالافغانی در دوحه، به دلیل امتناع طالبان از گفتوگو با حکومت افغانستان و اختلاف نظر حکومت و مخالفان سیاسیاش بر سر چگونگی و ترکیب هیأت گفتوگوکننده با نمایندگان طالبان، لغو شد. حکومت افغانستان میخواست با ارسال یک هیأت که رهبری آن را در اختیار داشته باشد، نشست بینالافغانی دوحه را مطابق به اهدافش مدیریت کند. جناحهای سیاسی داخلی و عمدتا مخالف حکومت، به حضور پررنگ نمایندگان حکومت در ترکیب هیأت منتشرشده توسط حکومت و قرارگرفتن مدیریت گفتوگوها به دست حکومت وحدت ملی، تن ندادند. طالبان نیز مطابق انتظار، از گفتوگو با هیأتی که طرف اصلی آن نمایندگان حکومت بودند، امتناع کردند. به نظر میرسد اگر جناحهای سیاسی داخلی و حکومت افغانستان ، بر سر ترکیب یک هیأت جامع و متشکل از نمایندگان دوطرف و یک مواجههی یکدست و اجماع حداکثری در خصوص مذاکره با طالبان به توافق نرسند، گفتوگوهای بینالافغانی صرفا میان طالبان و جناحهای سیاسی داخلی منهای حکومت افغانستان صورت خواهد گرفت. اتفاقی که نمیتواند در گام اول گستردگی این گفتوگوها به لحاظ حضور همهی طرفهای سیاسی و اجتماعی افغانستان را ترسیم کند و در گام دوم نمیتواند مشروعیت و ضمانت اجرایی داشته باشد، زیرا حکومت وحدت ملی، تنها نهاد و دستگاه رسمی موجود برای مشروعیت بخشیدن به اتفاقی به نام مذاکرات و احیانا توافق صلح افغانستان است.
کسانیکه و کشورهایکه دیروز رهبران جهادی افغانستان را حمایت میکردند و همه زیربنای افغانستان را به خاک یکسان کردن امروز از طالبان حمایت مییکند موضوع در ان زمان جهاد نبود در راه خداوند و امروز هم همی قسم است انهایکه در افغانستان جهاد را روا میدانند چی در زمان داکتر نجیب و چی اکنون که میگن جهاد در افغانستان فرض است یک بار به کشور خود نگاه کند که چند فیصد احلام الاهی احلام اسلامی در ان کشور عملی میشد باز میاید در افغانستان جهاد کند مقصر خود ملت افغانستان اینها جاهل استند که مثلی ایران پاکستان و همسالی این کشورها به بهانه گوناگون به جنگ انداخته اند و خون بی گناه انسانها را میرزند . ما از هیچ کسی و هیچ کشوری امید از ایرا ندارم که در افغانستان برای صلح کار کند و هرگز نمیکند خداوند اینها به اعمال جزای شان براساند ما صرف از خداوند امید و ارزو دارم که بالای مردم بی گناه افغانستان خودش رحم کند و او عده افغانهایکه در جنگ مفاد خوده میبیند و ان کسانیکه از این قسم مردم حمایت میکند نیست نابود بگردند امین .