همه‌ی بازیگران و بازیگردانان جنگ و صلح افغانستان باید در خصوص کناره‌گیری رییس‌‌جمهوری از قدرت، هزار وسواس و احتیاط و تدبیر را طرح و پیگیری کنند. به هیچ صورت نباید استعفای رییس‌‌جمهوری به‌جای تسریع و تشدید مذاکرات صلح، به خلای قدرت، فروپاشی دولت، هرج‌ومرج و سقوط مطلق کشور به کام طالبان منجر شود.
نفس‌های صلح، هنوز هم می‌تپد
گیریم دولت افغانستان یا طالبان، موفق به شکستن زانوی یکدیگر شدند و بر کرسی اقتدار نشستند، نشاندن پرچم حاکمیت بر بلندترین بام ارگ حاکمیت یک سرزمین سوخته، ویران، نشسته در فاجعه و سراسر فلاکت، چه افتخار و و حرمتی دارد؟
نیروهای امنیتی ملی و بسیج مردمی را به‌هم پیوند بزنید
نیروهای امنیتی ملی افغانستان، در مقایسه با طالبان، مجهزتر، پرتعدادتر، آموزش‌دیده‌تر و برخوردار از مشروعیت و حمایت قدرتمند داخلی و بین‌المللی هستند اما در میدان عمل و جنگ، این جنگجویان طالبان هستند که خط به خط، قدم به قدم، ولسوالی به ولسوالی و شهر به شهر فاتح میدان‌های نبرد می‌شود.
«برنامه واضح امنیتی» حکومت مانند امید بستن به سراب نباشد
اشرف غنی خود معترف است که ضعف در قدمه‌های پایین صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی یکی از عوامل وضعیت جاری در کشور است. نبود سوق و اداره منظم نیروها و مدیریت درست آن در مواردی باعث شده است که ولسوالی‌ها و یا مناطق به‌دست طالبان بیفتد.
مسئولیت شورای امنیت سازمان ملل، اقدام قاطعانه است نه توصیه
عمق خونریزی لجام‌گسیخته‌ی کنونی به حدی رقت‌بار و خونین است که الزامیت دارد جامعه‌ی جهانی، نهادهای بین‌المللی و در رأس آن‌ها شورای امنیت سازمان ملل، به‌صورت فعال، تأثیرگذار و قاطع وارد عمل شده و از گسترده‌شدن این بحران انسانی جلوگیری کنند.
مقاومت و بسیج مردمی علیه طالبان؛ امکانی از دل خون و فاجعه
خودسری‌های اطرافیان او جز اینکه فاصله او را با مردم بیشتر کند، نتیجه دیگری نداشته است. پیامد چنین سیاستی، توزیع ناعادلانه عدالت و منابع، افزایش نارضایتی عمومی و در نهایت افزایش شکاف میان مردم و دولت بوده است.
تهدید فروپاشی روند صلح؛ هنوز هم توپ در میدان طالبان است
هنوز هم توپ در میدان طالبان است. هنور برای نجات روند صلح افغانستان از کام فروپاشی، فرصت و زمینه باقی‌ست. طالبان باید دست از طرح ناکام و خونبار فتح افغانستان و دریافت سند تسلیمی از دولت و مردم افغانستان بردارند.
بن‌بست صلح و شدت جنگ؛ مردم از سرقومندان اعلا پاسخ روشن می‌خواهند
بزرگ‌ترین چالشی که حکومت آقای غنی با آن مواجه است، بحران مشروعیت است. این بحران مشروعیت پیامد انتخابات بحرانی‌ای بود که حکومت آقای غنی از آن بیرون آمد. این بحران مشروعیت در دو سطح قابل بحث است. سطح اول میان نخبگان سیاسی و رهبران قومی است. سطح دوم که عمیق‌تر نیز می‌باشد، بحران مشروعیت مردمی است.
به بسیج‌های مردمی، در سطح محلی صلاحیت رهبری جنگ را بدهید
علاوه بر مشکلات در عدم حمایت و تجهیز کافی این نیروها، مطرح‌کردن بحث ملیشه و افراد مسلح غیرمسئول از طرف برخی از مقامات حکومت در خصوص این نیروها، به مانند زهری عمل می‌کند که باعث می‌شود انگیزه‌‌ی این نیروها در دفاع از محلات‌شان در برابر طالبان مخدوش شود.
طالبان چه می‌کنند؟
طالبان نمی‌دانند که با انتقام‌جویی و کینه‌توزی، زخم‌های تازه و بی‌پایان دیگر را باز می‌کنند. زخم‌هایی که ربطی به حکومت و قدرت ندارد. خانه به خانه کاشته می‌شود و روزی ممکن است به برخوردی مشابه با طالبان بینجامد. و این همان چرخه‌ی باطلی است در آن غرقیم.
ضرورت فعال‌شدن اهرم‌های فشار؛ اعلامیه‌ی روم باید از نصیحت فراتر برود
طرف‌هایی که در شهر روم جلسه برگزار کردند باید برای تسریح روند صلح و حفاظت از روند سیاسی جاری در برابر آسیب‌های شدت گرفتن روایت جنگی، فراتر از استقبال، حمایت و توصیه عمل کنند. تنها توصیه و تشویق و حمایت کافی نیست.
با کلید‌خوردن پایان «اشغال»، تلفات ملکی در افغانستان رکورد زد
با توجه به مفاد توافق‌نامه و کلید‌خوردن خروج نیروهای خارجی از افغانستان انتظار می‌رفت که این گروه عقل‌ستیز، دیگر دلیلی برای کشتار، ترور و خلق وحشت نداشته باشد. اما درست زمانی که خروج نیروهای خارجی از افغانستان کلید خورد و زمان‌بندی خروج آن‌ها مشخص شد، به‌یکباره ماشین کشتار طالبان فعال‌تر شد.