مورد دوم از خصوصیات مردم افغانستان «جد و جهد» خوانده می‌شود. جمله اول این مورد نظر به عوامل محیطی و واقعیت‌های زندگی مردم در افغانستان در سطحی درست و قابل پذیرش است. جمله دوم باز کلیشه‌ای و عامیانه است. مفهوم «مردانگی» خود بار جنسیتی دارد که استفاده‌ آن در کتاب‌های معارف و آموزش آن برای دختران و پسران مناسب نیست.

جمشید خراسانی

شناخت ملتی و تعریف ویژگی‌های جمعی آن از موضوعات دشوار انسان‌شناسی است. بیان دقیق ویژگی‌های جمعی نیازمند مطالعات گسترده انسان‌شناسی به‌صورت بی‌طرفانه است. بی‌طرفی از آن جهت اصل است که چنین مطالعه‌ای، برای ارایه یک شناخت دقیق نیازمند تشریح هر دو ویژگی‌های خوب و بد جمعی است. واضح است که امکان ندارد مردمی (شامل همه و در هر جای دنیا) تماما از خصوصیات خوب برخوردار باشند و صفت منفی یا بد اصلا نداشته باشد. از ویژگی‌های زندگی جمعی ملتی در میان یا مقابل ملت‌های دیگر یکی پرورش ویژگی‌های است که نشان‌دهنده تفاوت باشد؛ طیفی از این ویژگی با تأکید بر برتری منفی و بد است. از طرف دیگر تعریف ویژگی‌های جمعی بدون مطالعه انسان‌شناسی و به‌صورت سیاسی اغلب اشتباه و بزرگ‌نمایی‌کردن است.

سیمای مردم افغانستان در کتاب‌های معارف

با توجه به آنچه گفته شد در این بخش به بررسی درسی در کتاب «وطن‌دوستی» صنف هفتم که تحت عنوان «خصوصیات افغان‌ها» است پرداخته می‌شود. این درس می‌کوشد با تشریح خصوصیات جمعی تصویری از انسان افغانستان ارایه دهد. تصویری که در این‌جا از انسان افغانستان ارایه می‌شود، همان تصویری است که سیاست‌مدارها در سیاست‌های عوام‌گرایانه‌شان به تشریح آن می‌پردازند و بخشی از مردم عام نیز نفهمیده آن را به‌صورت روزمره تکرار می‌کنند. درس مذکور چنین شروع می‌شود:

شاگردان عزيز! الله متعال براي ملت‌ها برخي از خصلت‌ها و عاداتی را ارزانی می‌فرماید كه در سایر ملت‌ها آن قدر به گونه‌ی آشکار و روشن مشاهده نمي‌گردد و آن اوصاف و عادات از خصوصيات ايشان پنداشته می‌شود، افغان‌ها نيز با داشتن برخي از صفات و خصلت‌های نیک، در طول تاريخ درخشيده و کارهای افتخارآفرين را انجام داده‌اند.

این افتخارات كدام‌هایند و كدام خصوصيات مهم است که ملت افغان را نامور ساخته است؟ در اين درس به اين پرسش‌ها جواب ارائه خواهد شد (ص: ۴۲).

ملاحظه می‌شود که آغاز درس با بیان این‌که «الله متعال براي ملت‌ها برخي از خصلت‌ها و عاداتی را ارزانی می‌فرماید كه…» به‌صورت ناخودآگاه خصوصیات جمعی را جنبه‌ دینی می‌دهد. در این مورد چند نکته قابل توجه است.

۱

ویژگی‌ها یا خصوصیات هم فردی و هم جمعی تحت تأثیر عوامل مختلف محیطی و ارثی، در تعامل با عقل و تفکر انسانی شکل می‌گیرد. یعنی انسان که عقل دارد و می‌تواند فکر کند با توجه به فرصت‌ها و چالش‌های محیطی انتخاب‌هایی می‌کند و رفتاری در پیش می‌گیرد که به مرور زمان تبدیل به خصوصیات یا ویژگی‌هایش می‌شود. در این روند عوامل ارثی نیز در بسا موارد به‌صورت ناخودآگاه دخالت دارد.

۲

نکته بالا نشان‌دهنده نظر سطحی مردم عام در مورد دین است که هرچیزی را به خدا حواله می‌کند. موردی که با دین نیز در تضاد است. از مباحث بزرگ در حوزه معرفت دینی یکی بحث اختیار انسان است. این بحث که خداوند انسان را با عقلی که داده مختار گذاشته که خود میان خوبی و بدی تمیز کند و دست به انتخاب بزند. و اگر که غیر از این باشد یعنی انسان در انتخاب میان خوب و بد مختار نباشد، سوال و جواب در دنیایی دیگر و مسئول دانستن انسان برای خطاها یا گناه‌هانش مطرح نخواهد بود.

۳

خصوصیات و ویژگی‌ها یا عادات را به خدا یا هر عامل بیرونی دیگر نسبت دادن مصداق موردی است که در روان‌شناسی فرافکنی خوانده می‌شود. این کار مسئولیت نگرفتن و شانه خالی کردن است. درحالی‌که انسان مسئول تمام رفتارها و عادات خود است و باید باشد.

درس با متن زیر ادامه می‌یابد:

الله تعالي به مردم افغانستان خصوصياتی را بخشيده است كه به اثر آن ملت افغانستان در طول تاريخ ملت نامور بوده، با سربلندي زيست نموده، به سطح جهان كارهای بزرگی را انجام داده، در سخت‌ترین شرايط استقلال خود را حفظ نموده و به خاطر مردم خویش كارهای مفيدی را انجام داده است، دانشمندان جهان، افغانستان را قلب آسيا ناميده‌اند.

با رسيدن دين مقدس اسلام به این سرزمین، مردم افغانستان آن را از صميم قلب پذيرفتند و در پخش آن به‌سوي شرق و شمال سهم فعال ايفا نمودند.

افغان‌ها انگلیس‌ها را هنگامي با شكست مواجه ساختند كه امپراتوري ايشان در شرق و غرب ريشه دوانيده بودو به اصطلاح آفتاب در قلمروشان غروب نمی‌کرد و اردوی آن‌ها در آن وقت از مجهزترين افواج به شمار می‌رفت.

همچنان افغان‌ها قشون سرخ شوروي را در حالي شكست دادند كه در اوايل جهاد، موفقيت ملت افغان بر مقیاس حساب‌های مادي محال به‌نظر می‌رسيد (ص: ۴۳-۴۲).

متن فوق باز هم خصوصیات را جنبه دینی داده و آن را ثابت فرض گرفته است. از طرف دیگر می‌گوید «ملت افغانستان در طول تاريخ ملت نامور بوده، با سربلندي زيست نموده، به سطح جهان كارهای بزرگی را انجام داده…» که معلوم نیست شاگرد از این متن چه یاد بگیرد. مثلا منظور از «طول تاریخ» چیست؟ مگر کشوری به‌نام افغانستان محصول اواسط قرن هجده نیست؟ «ملت افغانستان» که هنوز هم مورد بحث است در طول تاریخ کجا بوده؟ کارهای بزرگ این ملت به سطح جهان کدام‌ها است؟ آیا سه موردی که در ادامه به‌صورت ناقض می‌آید همان کارهای بزرگ به سطح جهان است یا شاگرد خود تصوری خیالی از کارهای بزرگ در ذهن خود ببافد؟ به آن سه مورد باید توجه شود.

در مورد اول گفته می‌شود: «با رسيدن دين مقدس اسلام به این سرزمین، مردم افغانستان آن را از صميم قلب پذيرفتند و در پخش آن به‌سوي شرق و شمال سهم فعال ايفا نمودند.» ملاحظه می‌شود که به شاگرد معلومات گمراه‌کننده داده می‌شود. واضح است که در زمان رسیدن اسلام به این منطقه نامی از افغانستان و ملت آن وجود نداشته است. اگر قبایلی در قسمت‌های بوده باشد، به معنای کشور یا سرزمین افغانستان و ملت آن نیست. دیگر این‌که دین اسلام بعد از جنگ‌های زیاد در این مناطق حاکم شد و در نتیجه پیروزی لشکر اسلام مورد پذیرش قرار گرفت. معلوماتی که در این مورد به شاگرد داده می‌شود بسیار محدود و سلیقه‌ای انتخاب شده است.

در مورد دوم گفته می‌شود: «افغان‌ها انگلیس‌ها را هنگامي با شكست مواجه ساختند كه امپراتوري ايشان در شرق و غرب ريشه دوانيده بود و به اصطلاح آفتاب در قلمروشان غروب نمی‌کرد و اردوی آن‌ها در آن وقت از مجهزترين افواج به شمار می‌رفت.» این معلومات هرچند در سطحی درست است اما نمی‌گوید که انگلیس‌ها را در افغانستان شکست داد. به این معنا که مردم افغانستان در کل قلمروی که گفته می‌شود آفتاب غروب نمی‌کرد با انگلیس‌ها به جنگ نپراخته‌اند که آن‌ها را شکست داده باشند. تنها در افغانستان و به عبارتی در پشت دروازه‌های خود با انگلیس‌ها جنگیده‌اند. از طرف دیگر باز چون متن سلیقه‌ای است و می‌خواهد با انتخابی عمل کردن و جهت‌دار ساختن بحث به شاگرد وطن‌دوستی یاد بدهد، از این که افغانستان امروز را همین انگلیس‌ها شکل دادند و تحدید حدود کردند و به‌عنوان یک کشور حایل با روسیه تزاری تشکیل دادند چیزی نمی‌گوید.

در مورد سوم هم که همان بحث بالا است که افغانستان «قشون سرخ» را در داخل خاک خود و بعد از سال‌ها اشغال شکست داد. رقابت جنگ سرد و کمک‌های غرب هم که در این شکست نقش عمده داشت. خلاصه این‌که اگر این سه مورد را به‌عنوان مثال برای «کارهای بزرگ به سطح جهان» بگیریم، دیده می‌شود که هر سه مورد جنگ است. جنگ‌ها و مبارزات ملی و استقلال‌طلبانه می‌تواند بخشی از افتخار یا دست‌آورد ملی باشد. تشریح کل افتخار در محور جنگ و جنگ‌آوری به‌صورت انتخابی و سلیقه‌ای شاگردی تربیه می‌کند که بیش‌تر از موارد دیگر به فکر جنگ باشد.

در ادامه درس موارد زیر را به‌صورت موردی به‌عنوان بخشی از «رواج‌ها و خصوصیات» مردم افغانستان معرفی می‌کند. معلوم نیست که وزارت معارف یا نهاد دیگری مطالعه انسان‌شناسانه را که براساس آن این خصوصیات به‌دست آمده، انجام داده باشد. از همین رو نکاتی مطرح می‌شود که در پایین به بحث گرفته می‌شود.

دينداري: مردم افغانستان مسلمان‌اند، به پيروي از دين مقدس اسلام فخر دارند، علما، دعوت‌گران و اشخاص متدین را محترم می‌شمارند و از مردمان بي‌دين نفرت می‌کنند (وطن‌دوستی صنف هفتم، ص ۴۳).

مورد اول از خصوصیات مردم افغانستان دینداری خوانده می‌شود. با توجه به اکثریت مسلمان در کشور این مورد از واقعیت‌های مسلم است. آنچه در این مورد قابل توجه است نفرت داشتن از «مردمان بی‌دین» است. از یک طرف معلوم نیست که منظور از «مردمان بی‌دین» کدام مردم است. منظور غیر مسلمان‌ها است یا کسانی که خداناباور[i]  خوانده می‌شوند. اگر منظور غیر مسلمان‌ها باشد به این معنا است که متن برای شاگرد صنف هفت نفرت در برابر میلیاردها انسان را آموزش می‌دهد. اگر منظور همان خداناباوران باشد که چنین چیزی در تجربه جمعی مردم افغانستان وجود ندارد. ممکن اشاره متن به جهان‌بینی کمونیستی باشد. در هر صورت گمراه‌کننده است. از طرف دیگر معلوم نیست این نتیجه از کجا به‌دست آمده است. حداقل دو نکته خلاف آن را می‌توان اشاره کرد که در متن به صورت سلیقه‌ای و جهت‌ در نظر گرفته نشده است. اول به‌لحاظ فکری تساهل صوفیانه‌ای است که در این منطقه تاریخ پرباری دارد و انسان‌ها را به‌جای نفرت ورزیدن و نفرت داشتن به دوستی و دوست داشتن تشویق می‌کند. دوم این‌که به‌صورت تاریخی این منطقه شاهد زیست گروه‌های فرهنگی و دینی مختلف در کنار هم بوده است. هنوز هم در شهرهای افغانستان معابد و کنیسه‌های وجود دارد که نشان از زندگی گروه‌های دینی دیگر در کنار مردم این سرزمین دارد. در نتیجه یکی ضرورت ذکر نفرت‌داشتن با آن ابهامی که ذکر شد معلوم نیست و دیگر این‌که این نکته به‌عنوان خصوصیت از کجا و براساس چه آمار یا واقعیت‌های تاریخی آمده است.

جد و جهد: افغان‌ها مردم زحمت‌كش بوده، مشکلات و تكاليف را متحمل می‌شوند و در انجام امور وكارهای مشكل از صبر و حوصله كار می‌گيرند. همين خصلت به ايشان توانمندي می‌دهد تا موقف مردانگي را نگهداشته، به زور و تعدي سر تسليم فرود نیاورند.

مورد دوم از خصوصیات مردم افغانستان «جد و جهد» خوانده می‌شود. جمله اول این مورد نظر به عوامل محیطی و واقعیت‌های زندگی مردم در افغانستان در سطحی درست و قابل پذیرش است. جمله دوم باز کلیشه‌ای و عامیانه است. مفهوم «مردانگی» خود بار جنسیتی دارد که استفاده‌ آن در کتاب‌های معارف و آموزش آن برای دختران و پسران مناسب نیست. جمله دوم به‌عنوان پیشنهاد می‌توانست بگوید که این خصلت به مردم افغانستان این امکان و توانمندی را می‌هد تا بیش‌تر کار کنند و به آبادانی کشور خود بپردازند.

دلسوزي و انصاف: افغان‌ها در مقابل زورمندان به مثابه‌ی كوه موقف گرفته و ايستاد‌گي می‌نمايند، همچنان ظلم و تجاوز را بر مردم ضعیف عیب می‌پندارند و دلسوزي و همكاري با مظلوم را کار باافتخار می‌شمارند.

مورد سوم از خصوصیات مردم افغانستان «دلسوزی و انصاف» خوانده می‌شود. ملاحظه می‌شود که همیشه تلاش می‌شود چیزی از زور و جنگ‌آوری گفته شود. درحالی‌که در مورد دلسوزی و انصاف گپ بسیار است. به‌عنوان پیشنهاد متن می‌توانست از خوبی‌های دلسوزی و انصاف بگوید و اشاره کند که مردم در افغانستان از این خصوصیت برخوردار است (البته باز نکته مطالعه انسان‌شناسانه مطرح می‌شود که به‌نظر انجام نشده است) و برای شاگردان توصیه بکند که خوب است این ویژگی را در خود پرورش دهند.

امانتداري و وفا: افغان‌ها امانتداري را خصلت خوب می‌دانند، وفا به وعده را كمال مردانگي می‌پندارند، خیانت در امانت و تخلف از وعده را كار زشت و ناپسند می‌شمارند.

مورد چهارم از خصوصیات مردم افغانستان «امانتداری و وفا» خوانده می‌شود. پذیرش آمانتداری به‌عنوان ویژگی مردم افغانستان به‌دلیل دهه‌ها ویرانی که این کشور شاهد بوده و هنوز هم است بسیار دشوار است. امانت‌داری در صورت جمعی باید در آبادانی خود را نشان دهد نه در ویرانی و خرابی. از طرف دیگر «وفا به وعده» به صورت جنسیت‌زده و پدرسالارانه «کمال مردانگی» خوانده شده است. تا این حد ادبیات عامیانه نباید شامل کتب معارف باشد.

ايثار و فداكاري: گذشت از منافع شخصی در مقابل منافع ديگران و ايثار و قرباني دادن به خاطر آن‌ها را فداكاري گويند، به اثر اين خصلت، اتحاد و يگانگي بين جوامع بشري تكميل و جامعه به‌سوي نيكبختي سوق می‌گردد، ايثار و فداکاری در فرهنگ افغاني يک خصلت مهم و پسندیده می‌باشد.

مورد چهارم از خصوصیات مردم افغانستان «ایثار و فداکاری» خوانده می‌شود. این نکته که ایثار و فداکاری یک «خصلت مهم و پسندیده» است شامل تمام فرهنگ‌ها می‌شود. ولی آنچه مهم است رفتار مطابق در عمل است. به‌نظر می‌رسد از آن‌جا که برای برشمردن این خصوصیات مطالعه‌ای صورت نگرفته است، این خصلت به‌صورت سلیقه‌ای انتخاب شده و به مردم افغانستان نسبت داده شده است. واقعیت امروز و تاریخ افغانستان متأسفانه خلاف آنچه را در بالا در قالب ایثار و فداکاری ادعا می‌شود نشان می‌دهد. در عمل آن‌قدر جنگ و جنگ‌آوری تشویق شده و می‌شود که جایی برای ایثار و فداکاری باقی نمی‌ماند. بیش‌تر مردم ما به‌صورت احساساتی عمل کرده و به‌صورت مقطعی به منافع خود فکر می‌کنند. مطالعه تاریخ از منابع مستقل بیش‌تر نشان‌دهنده سیاست‌های قومی، حذف‌گرایانه و قتل و کشتار است تا ایثار و فداکاری.

این درس با جملات زیر ختم می‌شود:

در پهلوي خصلت‌های فوق، اخلاق نيكوي ديگري مانند: احترام به زنان، مهمان‌نوازي، حيا و ناموس‌داری نیز از خصوصيات افغان‌ها محسوب می‌گردد.

ما نسل امروزي وآينده‌ی افغانستان وظيفه داريم تا خصلت‌های خوب را در خود بپرورانيم و از خصلت‌های زشت دوری نماییم.

ملاحظه می‌شود در درسی که ویژگی‌های خوب مردانه و مردانگی توصیف می‌شود گوشه‌ای از احترام به زنان گفته می‌شود. موردی که در عمل حتا در خود درس نیز رعایت نشده است. از طرف دیگر از خصوصیاتی مثل تفکر و فکرورزی، دوست‌داشتن دانش و آگاهی، تعقل و تدبر، تلاش برای ساختن و آبادانی، تساهل و مدارا، احترام و همدیگرپذیری، برابری و عدالت و دیگر خصوصیات خوب انسانی سخن گفته نشده و برای شاگرد توصیه نمی‌شود که این خصوصیات را در خود پرورش دهند.

در نتیجه نیاز است تصویر انسان افغانستان در معارف براساس مطالعات انسان‌شناسانه واقع‌بینانه ترسیم شود و تلاش شود در کنار خصوصیات خوب، خصوصیات بد نیز که نیاز به تغییر دارد، آورده شود و بر تغییر آن نزد شاگردان تأکید صورت گیرد. در کنار آن هم از خصوصیات که بالا گفته شد که وجود ندارد باید گفته شود و به شاگردان توصیه شود که این خصوصیات را به‌عنوان نسل فردای کشور در خود پرورش دهند.

ادامه دارد…

نوت: بخش‌هایی که از کتاب درسی معارف نقل شده، به‌صورت صوری ویرایش شده است.


[i] Atheist /

مشترک شدن
اطلاع رسانی
guest
0 دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
View all comments