روز شنبه، نهم عقرب سال ۱۴۰۳، یک مهاجم انتحاری مربوط به «ارتش آزادیبخش بلوچستان» جلیقهی انتحاری خود را در میان گروهی از نظامیان پاکستان در ایستگاه راهآهن شهر کویته، مرکز ایالت بلوچستان منفجر کرد. این حمله یکی از مرگبارترین حملههای انتحاری «ارتش آزادیبخش بلوچستان» بود که در آن دهها غیرنظامی و دستکم ۱۴ نظامی ارتش پاکستان جان باختند.
براساس اطلاعات منتشرشده از سوی «ارتش آزادیبخش بلوچستان»، مهاجم انتحاری محمدرفیق بیزنجو نام داشت و با دورزدن ایستهای بازرسی ایستگاه راهآهن، خودش را به نظامیان پاکستانی که قصد سفر از کویته به راولپندی، مقر مرکزی ارتش پاکستان داشتند، رساند.
جنرال عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان خود را از راولپندی به کویته رساند و در مراسم تشییع پیکر نظامیان شرکت کرد. او سپس به شفاخانه رفت و از دهها زخمی، بهشمول نظامیان بازدید کرد. جنرال عاصم منیر بر مبارزه با «تروریسم» تأکید کرد و هشدار داد که عزم قوی برای مهار تهدید تروریسم دارد. او از مردم پاکستان هم خواست تا با حمایت از ارتش و سازمان استخبارات، برای رفع تهدیدها همکاری کنند. در دوران انتصاب جنرال عاصم منیر در ستاد ارتش پاکستان، ناامنی تشدید شده است و به همین خاطر، او مورد انتقاد افکار عمومی آن کشور قرار دارد.
«ارتش آزادیبخش بلوچستان» متشکل از باشندگان بلوچ ایالت بلوچستان پاکستان است که داعیه تجزیهطلبی دارند. این گروه از حکومت مرکزی پاکستان که از آن بهعنوان حکومت پنجابیها نام میبرد، شکایت دارد و میگوید که حقوق بلوچها را نادیده گرفته است و در قیاس به درآمد ملی بلندی که از استخراج منابع زیرزمینی این ایالت حاصل میکند، کمترین بودجه را به این ایالت تخصیص میدهد.
«ارتش آزادیبخش بلوچستان» در دو سال گذشته حملات خود را بر منافع حکومت مرکزی پاکستان و عوامل چینی دخیل در کریدور اقتصادی چین-پاکستان متمرکز کرده است. به نظر میرسد که این گروه شورشی بلوچ اکنون تصمیم گرفته است تا از نیروی انتحاری نیز استفاده کند. ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، بریتانیا و پاکستان «ارتش آزادیبخش بلوچستان» را سازمان تروریستی اعلام کردهاند.

بسمالله تابان، پژوهشگر مطالعات امنیتی در گفتوگو با روزنامه اطلاعات روز میگوید که استفاده از نیروی انتحاری از سوی گروههای شبهنظامی فشار بر نظامیان پاکستانی را تشدید میبخشد؛ «وضعیت ظاهرا به سمتی در حرکت است که استفاده از نیروهای انتحاری برای گروههای مانند ارتش آزادیبخش بلوچستان به یک وسیلهی مورد علاقه تبدیل شود؛ اگر چنین شود در کنار تواناییهای عملیاتی تهاجمی این گروه، شرایط را برای نیروهای امنیتی پاکستان تنگتر خواهد ساخت و هزینههای جانی و مالی را برای نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور افزایش خواهد داد.»
خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان پس از حملهی مرگبار کویته، آن را بخشی از جنگ نیابتی دهلی نو -با تبانی طالبان- علیه آن کشور دانست. او گفت: «نمیتوان گفت که این (حمله کویته) با تأیید رسمی حکومت افغانستان انجام شده است، اما عدم اقدام علیه این گونه فعالیتها و یا نادیده گرفتن آنها، نشان از چشمپوشی و یا حتا تبانی غیرمستقیم است.» او ادعا کرد که خاک افغانستان برای اقدامات تروریستی علیه پاکستان استفاده میشود.
وزیر دفاع پاکستان چند بار دیگر هم دهلی نو را به حمایت از تروریسم و دوام جنگ نیابتی متهم کرده بود، اما هند این اتهامات را رد کرده است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که بهتازگی جیپی سینگ، مقام ارشد هندی به کابل سفر کرده است و با ملا یعقوب، وزیر دفاع و امیرخان متقی، وزیر خارجهی طالبان گفتوگو کرده است.
وزارت خارجهی طالبان حملهی انتحاری در ایستگاه راهآهن کویته را محکوم کرده و با خانوادههای قربانیان این انفجار همدردی کرده است. طالبان در گذشته استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر را بارها رد کرده و حضور تحریک طالبان پاکستان «تیتیپی» و دیگر گروههای تروریستی در خاک افغانستان را بیبنیاد خواندهاند.
ارتش و سازمان استخبارات پاکستان افزون بر «ارتش آزادیبخش بلوچستان»، از سوی تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و گروههای همپیمان آن و همچنین شاخهی خراسان داعش تهدید میشود. این گروهها با سلطهی طالبان در افغانستان، دامنهی حملات و انفجارهایشان را افزایش دادهاند.
حکومت و ارتش پاکستان تحت فشار اقتصادی قرار دارند و گروههای شبهنظامی هم با بهرهگیری از محدودیت مالی ارتش، حملات مسلحانه، انفجاری، انتحاری و گروگانگیریشان را تشدید کردهاند. اسلامآباد کوشیده است که توجه امریکا و کشورهای عربی را برای حمایت مالی در مناطق ناامن در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان جلب کند. پاکستان در زمان حضور نظامی ایالات متحده امریکا و ناتو در افغانستان، از گروه طالبان حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی کرد. حمایت قوی پاکستان از طالبان باعث شده است که سیاستگذاران امریکایی در واشنگتن به «حسن نیت» آن کشور در پیکار با تروریسم شک داشته باشند.

تقلید از طالبان
گروه طالبان با حمایت ارتش و سازمان استخبارات پاکستان، نیروی انتحاری و قابلیت حملات انفجاری خود را افزایش داد و مرگبارترین حملات بر نظامیان و غیرنظامیان در دوران نظام جمهوریت را عملی کرد. سلطهی مجدد طالبان در افغانستان باعث «انگیزهدهی و الهام» گروههای شبهنظامی در منطقه، از جمله پاکستان شده است. کامیابی طالبان در افغانستان این گروهها را نیز امیدوار کرده است که با تقلید از تاکتیک طالبان، به رویایشان مبنی بر براندازی حکومتهای کشور شان خواهند رسید.
تحریک طالبان پاکستان «تیتیپی» و «ارتش آزادیبخش بلوچستان» از تاکتیک جنگ چریکی طالبان استفاده میکنند. ناظران بر اوضاع امنیتی پاکستان میگویند که شرایط کنونی در ایالتهای بلوچستان و خیبرپختونخوا مشابه به آغاز حملات چریکی طالبان پس از سال ۲۰۰۶ در افغانستان است که این گروه با گذشت هر سال تقویت شدند. براساس این تحلیلها، مقامهای ارشد پاکستانی، از جمله جنرال عاصم منیر نگران تقویت قدرت عملیاتی شبهنظامیان و تکرار سناریوی سقوط افغانستان در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان است.
ارتش و سازمان استخبارات پاکستان در دوران حاکمیت سهسالهی طالبان شماری از فرماندهان و نیروهای منتسب به تیتیپی و «ارتش آزادیبخش بلوچستان» را در افغانستان ترور کرده است. تیتیپی از متحدان جنگ طالبان در مقابل حکومت پیشین افغانستان و متحدان غربی آن بود و دوشادوش طالبان جنگید. این موضوع باعث شده است که طالبان علیه تیتیپی اقدام نظامی نکنند و از اسلامآباد بخواهند که با این گروه گفتوگوهای صلح را از سر گیرد.
پاکستان با هجوم ارتش سرخ شوروی پیشین به افغانستان در دههی ۸۰ میلادی، سرمایهگذاری روی آموزش نیروهای رادیکال را آغاز کرد و از ایجاد و توسعه مدارس دینی در مناطق قبایلی این کشور در راستای تأمین نیروی جنگی به افغانستان حمایت کرد. این مدارس دینی در دوران جنگ و شورشگری طالبان هم نیروی مجانی و «فداکار» تأمین میکرد و با کشته و معلول شدن نیروهای طالبان در جنگ با حکومت افغانستان، بخشی از تجدید قوا طالبان از این مدارس انجام میشد.
با رشد بنیادگرایی اسلامی در مناطق قبایلی، گروههای شبهنظامی، از جمله تیتیپی توانستند که از این مدارس سربازگیری کنند. سیاست ارتش و استخبارات پاکستان مبنی بر کنترل بر گروههای تروریستی اشتباه از آب درآمده است و به همین منظور است که این کشور گواه تشدید حملات انفجاری و انتحاری است.