در منطقهی «دند خشک» شهر جلالآباد، مرکز ولایت ننگرهار در شرق افغانستان، در میان زنان دستفروش، زنان آموزگاری به چشم میخورند که پس از برکنار شدن از کار آموزگاری، با فروش در بازار مصارف زندگیشان را تأمین میکنند. این آموزگاران زن که تا پیش از حاکمیت طالبان در مکاتب مصروف فعالیت بودند، اینک به دستفروشی در کنار خیابان روی آوردهاند تا در جنگ با روزگار تاب بیاورند و مصارف بخورونمیر فرزندانشان را تأمین کنند.
لیلما (نام مستعار) حدود ۴۰ سال سن دارد و نیمی از عمر خود را بهعنوان آموزگار در مکتبهای دولتی در ننگرهار صرف کرده است، اما حالا در کنار خیابان «دند خشک» ماسک، مواد ضدعفونی و لوازم دستی میفروشد. او در صحبت با روزنامه اطلاعات روز میگوید که عاید برخی از روزهایش ۱۰۰ تا ۱۵۰ افغانی است و حتا روزهایی هم میشود که هیچ درآمد ندارد.
لیلما دو سال قبل روزی مطلع شد که از سوی معارف ننگرهار بست او تنقیص شده و از کار برکنار شده است. او آن لحظه را یکی از دشوارترین لحظات زندگی خود میداند؛ لحظهای که تجربهی دودهه در بخش آموزگاری او نقش بر آب شد. او هیچگاه تصور نمیکرد که با وجود داشتن کار دولتی و شغل آموزگاری، بدون اینکه خطایی کرده باشد، از کارش برکنار شود؛ اما طالبان او را از کار برکنار کردند؛ «طالبان به من گفتند که نام من در فهرست تنقیص آمده و به همین خاطر از کار برکنار شدهام. وقتی این خبر را شنیدم خیلی ناراحت شدم. من از زمانی که بیکار شدم، مجبور شدم که به دستفروشی روی بیاورم.»

«زنان حق کار ندارند»
لیلما چندین مرتبه به ریاست معارف ننگرهار مراجعه کرد تا بپرسد چرا از کار برکنار شده است، اما مسئول طالبان در معارف به او گفته است: «زنان حق کار ندارند و باید در خانه بمانند.» او پس از آن کوشید در نهادهای خصوصی کار پیدا کند، اما موفق نشد تا اینکه سرنوشت او را به دستفروشی در کنار خیابان کشاند.
همسر لیلما نیز بهدلیل بیماری فوت کرده است و او تنها نانآور خانوادهاش است. لیلما در اوایل کارش بهعنوان دستفروش میگوید که احساس «شرم» میکرد، اما رفتهرفته با این کار عادت کرده است؛ «هر وقت دانشآموزان مکتب من را در حالت دستفروشی میبینند، گریه میکنند و من هم نمیتوانم جلو گریهی خود را بگیرم. من هیچگاهی فکر نمیکردم که اینچنین روزهای سختی را تجربه کنم.»
برای لیلما، برکناری از کارش بهعنوان آموزگار که به آن عشق میورزیده، نقطهی پایان زندگی نیست. او اکنون که یکی از هزاران دستفروش در ننگرهار است، روزی را تصور میکند که دوباره دروازههای مکتبها بهروی دختران باز شود و او بتواند بار دیگر در صنف درسی حاضر شود.
مبارزه برای بقا در سایه محدودیتها
نازنین (نام مستعار)، یکی دیگر از آموزگاران پیشین، در کوچهی «بنگریوالان» شهر جلالآباد دستمال کاغذی و لوازم بهداشتی میفروشد. شوهر نازنین در جریان جنگ طالبان با حکومت پیشین افغانستان جان باخته است و به همین دلیل مسئولیت تأمین مصارف فرزندانش را به تنهایی بر عهده دارد.
او به روزنامه اطلاعات روز میگوید: «زمانی که شوهر من زنده بود، مشکلات اقتصادی نداشتم، اما حالا او نیست و من باید کار کنم. طالبان کمکی به ما نمیکنند و مرا از کار هم برکنار کردند. من مجبور شدهام هر صبح از خانه بیرون شوم تا نان پیدا کنم. روزانه حدود ۲۰۰ افغانی درآمد دارم و با این پول مشکلات اقتصادی من حل نمیشود.»
اما دستفروشی هم تحت حاکمیت طالبان بدون مشکل و دردسر برای زنان از جمله نازنین نیست. محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان چندین بار به او هشدار دادهاند که دست از کار بهعنوان دستفروش بکشد؛ «چندین بار از سوی مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان از دستفروشی منع شدهام، اما من برایشان توضیح دادم که باید کار کنم. برخی مردم هم برایم حرفهای غیراخلاقی میزنند، اما من همهی اینها را بهخاطر مجبوریتی که دارم تحمل میکنم و چیزی نمیگویم، چون برای من محافظت و نگهداری از فرزندانم از همه چیز مهمتر است.»

از صنف درس تا فروش بولانی
گلثوم (نام مستعار)، یکی دیگر از آموزگاران پیشین، در دوران حاکمیت طالبان به بولانیفروشی روی آورده است. او نیز دو سال پیش از سوی طالبان از کارش بهعنوان آموزگار با بیش از ۱۰ سال تجربه بیکار شد و حتا طالبان دو ماه معاش اخیر او را نیز پرداخت نکردهاند.
او میگوید که هیچگاه حتا به این فکر هم نکرده بود که شغل آموزگاری خود را از دست بدهد، اما طالبان او را از کار برکنار کردند و هیچ توضیحی هم ندادند که به چه دلیل این کار را کردهاند. گلثوم دو فرزند دارد و میگوید: «در خانه بولانی، سمبوسه و پکوره میپزم و سپس در شهر میفروشم. پولی که پیدا میکنم خیلی کم است و نیازهای من را رفع نمیسازد. حتا روزهایی میشود که دست خالی به خانه میروم و بولانیهای من در بازار به فروش نمیرسد.»
لیلما، نازنین و گلثوم تنها نمونههایی از هزاران آموزگار زن در افغانستان هستند که حکومت طالبان آنان را از کار برکنار کرده و مجبور به روی آوردن به کارهای شاقه و دستفروشی شدهاند. این در حالی است که حکومت طالبان آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده است و وقتی دورهی متوسطه و لیسه تعطیل باشد، آموزگاران نیز بیکار میشوند.
حکومت طالبان میگویند که رویکردشان نسبت به زنان مبتنی بر «شریعت اسلامی» است. منتقدان معتقد اند که در هیچ کشور اسلامی دیگر در سطح جهان نمونهای مشابه آنچه طالبان انجام دادهاند وجود ندارد. آنان میگویند در کشورهای دیگر اسلامی زنان از کارهای دولتی از جمله آموزگاری برکنار نمیشوند و اجازهی کار هم دارند.
حکومت طالبان در دورهی نخست حاکمیت خود در نیمهی دوم دههی ۹۰ میلادی نیز تمامی آموزگاران زن را از کارهایشان برکنار کرده و خانهنشین ساخته بود.