محمد اشرف غنی، رییس حکومت وحدت ملی برای بررسی رویداد اخیر در ولسوالی جلریز ولایت میدان وردک یک هیات حقیقت یاب تعیین کرده است. در خبرنامه ریاست جمهوری آمده که این هیات به ولسوالی جلریز سفر و “عوامل و انگیزه اصلی” رویداد روز پنجشنبه را بررسی خواهد کرد. در فرمان رییس جمهور که برای تعیین هیات حقیقتیاب صادر شده، آمده است که این هیات در همکاری با والی، شورای ولایتی، علمای دینی و بزرگان محلی وضعیت امنیتی ولسوالی جلریز میدان وردک را بررسی کند و تلفات و زیانهای آن را تثبیت و به ریاست جمهوری گزارش دهند.
غنی دستور داده است که تا سه روز آینده نتایج تحقیقات این هیأت باید مشخص شود و به ریاست جمهوری سپرده شود. این هیئت در حالی اعزام میگردد که اعتراضهای مدنی و مردمی در شبکههای اجتماعی و رسانهها نسبت به این رویداد همچنان قدرتمند جریان دارد و شورای امنیت ملی نیز روز گذشته روی این موضوع جلسه تشکیل داده بود.
حالا اما سوال اساسی این است که حکومت با نتایج این تحقیقات چه خواهد کرد و آیا آنچه حقیقت بود را هیئت حقیقت یاب پیدا خواهد توانست؟
اول – تجارب گذشته از کارهای کمیسیونها و هیئتهای حقیقیت یاب در موضوعات مختلف و در زمانهای متفاوت نشان میدهد که آنچه این کمیسیون به عنوان نتیجه ارزیابی شان به ریاست جمهوری خواهد فرستاد، عین حقیقتی که در جلریز وجود دارد نخواهد بود. به چند دلیل:
1- این هیئت از جانب فردی تعین میشود که به عنوان سر قوماندان اعلی قوای مسلح در اجرای وظایفش کوتاهی کرده است و به درخواستهای پولیس محلی در جلریز رسیدگی نکرده است. با در نظرداشت این نکته، بعید است که هیئت آنچه را که حقیقت بود گزارش دهد.
2- در میان هیئت افرادی مانند والی ولایت میدان وردک انتخاب شده است و علمای دین و بزرگان محلی. والی متهم به همکاری با طالبان است به این دلیل که خودش گفته است که چند پوسته امنیتی را در لحظهی جنگ مجبور به عقب نشینی تاکتیکی کرده است. پوستههایی که جنگ پولیس محلی را تماشا میکردند، اما جنگ نمیکردند و طالبان با آنان جنگ نداشتند، چرا باید عقب نشینی کنند؟ از این رو والی ولایت میدان وردک مسئولیت دارد در برابر کشتاری که در جلریز صورت گرفت. این والی آیا میتواند حقیقت را گزارش دهد؟ علمای محل و مردم محل، بیشتر افرادی اند که هوادار طالبان بوده اند در این جنگ. آنها آیا به کشف حقیقت کمک میتوانند یا حضور آنان در ترکیب هیئت باعث خواهد شد که گزارش یک جانبه بازتاب داده شود.
3- بسیاری کسانی که بخشی از قضیه و مسئلهی میدان وردک بودند، دیگر زنده نیستند. سربازانی که در جنگ شهید شدند، اگر زنده میماند برای درک حقیقت و فهم حقیقت کمک میکرد و حضور آنها الزامی بود. اما حالا که آنها شهید شده اند و شاهد وضعیت امنیتی و کار مقامات محلی دولتی و طالبان بوده اند، و جنگ را دو شبانه روز پیش برده اند؛ آیا بخشی از حقیقت از دست نرفته است و ما قادریم بدون آنها به حقیقت دست پیدا کنیم؟
4- آنگونه که انگیزه برای جنگ با تروریستان وجود ندارد و با آنها سیاسی بازی میکنیم، ارگ در پیدا کردن حقیقت نیز انگیزهی انسانی و اخلاقی ندارد و از تشکیل و ارسال این هیئت به عنوان یک راه فرار از انتقادات و اعتراضات مردم استفاده خواهد کرد و حمایت قاطع برای درک و پیدا کردن حقیقت یک جنایت نخواهد شد.
دوم: این کمیسیون حالا به جلریز خواهد رفت. حقیقت را یا پیدا میکند یا گُم میکند و دوباره به کابل خواهد آمد و به رییس جمهور گزارش خواهد داد. اگر از قضا این هیئت حقیقت را گزارش داد، آن وقت قرار است با آن حقایق چه کنیم؟
مثلاً اگر بخشی از حقیقت این بود که والی سهل انگاری کرده و قوماندان امنیه غفلت، با این دو مقام ریاست جمهوری چه خواهد کرد. یا اگر مثلاً ثابت شد که سرپرست وزیر دفاع و وزیر داخله و سایر مسئولین امنیتی به درخواستها و تماسهای سربازانی که در جنگ بودند، پاسخ نداده است، آن وقت با این مقامات چه خواهیم کرد.
از این رو، پیدا کردن حقیقت با این افراد یک کار دشوار است و اگر احیانا حقیقت پیدا شود، ما نه تنها که برای حق کاری کرده نمیتوانیم، بلکه تحمل شنیدن حقیقت را هم نخواهیم داشت. پس این هیئت بازی، کار بیهوده برای فریب مردم و افکار عمومی است نه برای درک حقیقت و تطبیق عدالت.