[su_label]رحمتالله ارشاد[/su_label]
کم اتفاق میافتد که سیاستمداران افغانستان برای مردم سخن راست بگویند. کمتر از آن اتفاق میافتد که رییس جمهور به مردم راست بگوید. وعدههایی نظیر ایجاد یک میلیون شغل، شکستن حصارها و زندانهای جغرافیایی درمرکز، ساختن برق، بهبود امنیت، رشد اقتصادی، چهارراه ترانزیتی، مبارزه با فساد اداری، اصلاح قضا، حکومتداری خوب، حل بحران کابلبانک، تأمین عدالت اجتماعی و رفاه مردم؛ از وعدهها و حرفهای رییس جمهور غنی بود که اینک همه میدانیم راست نبوده. نظیر این، بسیار است سخنانیکه هیچگاهی تحقق نیافتادند. اما آنچه رییس جمهور غنی در مورد مهاجران به بی بی سی گفت، حرف راست و سخنی از صدق دل است که نگاه او به مهاجران افغانستان را بازتاب میدهد.
رییس جمهور غنی اخیراً در مصاحبهیی با بی بی سی از روند مهاجرت شهروندان به اروپا بهشدت انتقاد کرده و گفته است که دلش به حال این مهاجران نمیسوزد. او گفته است که افغانها باید در کشورشان بمانند و این کشور را بسازند. این گفتهها از سوی رییس جمهور در حالی اظهار میشود که سال گذشته بیش از 250 هزارتن افغانی کشور را ترک کرده و تن به مهاجرت دادند. این رقم مهاجرین، افغانستان را پس از سوریه در جایگاه دوم از لحاظ بیشترین رقم مهاجران در جهان قرار میدهد.
موضع آقای غنی، موضع بسیار ناروا و غیرمترقبهیی بود که علیه مهاجران گرفته شده است. این موضع شوک بزرگی بر جامعه وارد کرده و بسیاریها را متحیر ساخته است. کمتر کسی توقع داشت که چنین موضعی از مقام ریاست جمهوری افغانستان در قبال بخش عظیمی از جمعیت کشور گرفته شود و چنین غیرمسئولانه با آنان برخورد شود. کسانیکه طی سال گذشته کشور را ترک کردند، اکنون با انواع مشکلات و درد سرها گرفتار میباشند؛ از خطرات راه گرفته تا دوری از خانواده، توهین و تحقیر و در نهایت سرنوشت مبهم. بیگمان تاختن و انتقاد از این جمعیت نهتنها نشانهیی از سهلانگاری، بلکه بیتفاوتی و بیمسئولیتی در قبال شهروندان این کشور نیز هست.
آقای غنی در گفتههای خود بیشتر انگشت انتقاد را بهسوی مردم، بهخصوص مهاجرانی نشانه گرفته که از سر ناگزیری پشت به کشور میکنند و گویا در آبادانی آن سهم نمیگیرند. اما او از مسئولیتهای خود در قبال مردم و کشور یادی نمیکند و فراموش کرده است که مسئول اصلی وضع موجود خود او می باشد.
مهاجرت مردم از کشور زمانی آغاز شد که حکومت آقای غنی نتوانست به هیچ یک از مطالبات مردم پاسخ مثبت بدهد و گام عملی در جهت تحقق وعدههای دادهشدهی خود به مردم بر دارد. آقای غنی در زمان انتخابات ریاست جمهوری گفته بود که یک میلیون شغل در کشور ایجاد میکند، اما نهتنها این گفته اتفاق نیافتاد، بلکه با روی کار آمدن او، هزارانتن از شهروندان شغلهای داشتهی خود را نیز از دست دادند و فرصتهای شغلی محدودتر گشت. نرخ افغانی در برابر ارزهای خارجی سقوط کرد و میلیونها دالر سرمایهی شخصی از کشور بیرون شد. وضع امنیتی در کشور دشوارتر شد و مناطق زیادی یکی پی دیگر بهدست طالبان سقوط کردند. پیشروی داعش، حملات انتحاری، ترورهای هدفمند، راهگیری و اختطاف و انواع جرایم سازمانیافته ، بهشکل بیپیشینهیی در کشور افزایش یافت و امنیت جان، مال و ناموس مردم را به خطر انداخت. فساد در دستگاههای حکومتی گستردهتر شد و قدرت از سوی شخص رییس جمهوری بهسمت انحصارگرایی رفت. ثبات سیاسی با خطر جدی فروپاشی و نابودی نظام مواجه شد. حکومت هیچ گامی را در راستای عملیسازی توافقنامهی تشکیل حکومت وحدت ملی برنداشت و اختلافات میان دو جناح حاضر در قدرت اثرات نامیمونی را در کشور بهجا گذاشت. این وضعیت بود که موجی از ناآرامی روانی، اضطراب و ناامیدی را در کشور بهوجود آورده و چشمانداز آینده را تاریک و مبهم ساخت. در معرکهی جنگ و ناامنی، فقر و بیکاری و اختلافات سیاسی دیگر کمتر کسی پیدا میشود که بهبهبود وضعیت چشم دوخته و نسبت به آینده دلگرم شود.
با اینوصف، بهجای اینکه رییس جمهور خود و همراهان خود را مقصر اصلی فاجعهی مهاجرت در کشور بداند، انگشت انتقاد خود را بهسوی مردم نشانه میرود. این رفتار او نه روش یک رییس جمهوری است که بر اساس رأی مردم و روند دموکراتیک انتخاب شده و در قبال سرنوشت آنان مسئول میباشد، بلکه اداهای مستبدانهیی است که از یک شخصی متمایل به خودکامگی سر میزند. رییس جمهور در قصر خرم و آباد زندگی میکند، او درک نمیکند که مردماش در سایهی حکومت او چه روزگار سختی را تجربه میکنند.