پس از مردم ملکی و نیروهای امنیتی، شاید کارمندان مؤسسات امدادرسان بزرگترین قربانیان جنگ در افغانستان را تشکیل دهند. در طول یازده سال گذشته صدها تن از کارمندان نهادهای امدادرسان بینالمللی در افغانستان کشته شده و بارها دفاتر و تأسیسات آنها از سوی مخالفان مسلح دولت، گروههای مسلح خودسر و حتا در مواردی خود مردم افغانستان مورد حمله قرار گرفتهاند. تازهترین قربانی نهادهای امدادرسان بینالمللی، شب جمعهی سیاه این هفتهی کابل بود. سیزده شهروند خارجی که اکثر آنها کارمندان سازمان ملل متحد و صندوق بینالمللی پول بودند، در کنار هشت شهروند افغانستان در این رویداد کشته شدند. هرچند بیم این میرفت که مؤسسات امدادرسان بینالمللی که مطمئنترین کمک کنندگان مردم افغانستان در سختیها و دشواریها بودهاند، در پی این حادثه دست از کار نکشند، اما این نهادها با نکوهش کردن این رویداد و با سوگواری در مرگ همکارانشان در این رویداد بر عزمشان به ماندن و تعهدشان به کار و کمک به مردم افغانستان تأکید کردهاند. بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد گفته است که سازمان ملل متحد به فعالیتش در افغانستان ادامه میدهد و تأکید کرده که به وعدههایش برای کمک به مردم افغانستان در آوردن صلح، امنیت و توسعه متعهد میباشد.
بدون تردید، نهادهای امدادرسان بینالمللی با مقاومت، هزینه و ریسک و خطر تعهد خود به مردم افغانستان را ثابت کردهاند. در این مدت این نهادها از نظر تحت فشارهای شدید و در تنگناهای خطرناک قرار گرفتند، اما هیچگاه از کار و فعالیت بشردوستانه در افغانستان دست نکشیدند. با وجود قحط سالیها و بحرانهای مالی، سقف بودجهی این نهادها برای کمک به افغانستان همچنان بالا رفت و کارمندان این نهادها برای کمک به مردم افغانستان در سراسر کشور و در دوردستترین نقاط نیز رسیدند. هماکنون صدها و هزاران کارمند این نهادها در سراسر کشور و در خطرناکترین مناطق مشغول ارائهی کمکهای بشردوستانه به مردم افغانستاناند و همهروزه قربانی میدهند. گاه کارمندان این نهادها مستقیما از سوی طالبان و مخالفان مسلح دولت کشته میشوند و گاه نیز این افراد از سوی گروههای نظامی خودسر اختطاف میشوند. دولت افغانستان متأسفانه تاکنون نتوانسته امنیت کار امدادرسانهای بینالمللی را تأمین کنند.
در عرصههای اجتماعی و ارائهی خدمات عمومی و کمکهای بشردوستانه نقش نهادهای بینالمللی پررنگتر از دولت افغانستان بوده است. دولت افغانستان و متحدان بینالمللیاش مشغول جنگ و صلح با مخالفان مسلحش شد و این تنها نهادهای بینالمللی بودند که مردم افغانستان در بخشهای معارف، صحت، کمک به قربانیان جنگ و فقرزدایی کمک کردهاند. هماکنون اکثر پروژههای بزرگ توسعهای و برنامههای خدمات اجتماعی یا مستقیم از سوی نهادهای بینالمللی یا هم با حمایت مالی آنها به پیش برده میشوند. این نهادها در جریان فعالیتهای حقوق بشریشان، تبعیض و تفاوتی میان این و آن قایل نشده و به کارشان فقط از دید حقوق بشری نگریستهاند. در موارد و مواقعی حتا مخالفان مسلح دولت نیز کمکهای بشردوستانهی این نهادها، نظیر یونسیف، صلیب سرخ، مؤسسات ماینروبی و دیگر نهادهای مشابه بهرهمند شدهاند. هماکنون بخش عمدهی جمعیت افغانستان را معلولان سه دهه جنگ تشکیل میدهند که از نظر اقتصادی و معیشتی در وضعیت نامناسبی قرار داشته و بیش از هر جای دیگر نیازمند کمک امدادگران خارجیاند، اما از سوی دیگر، افغانستان خطرناکترین جای برای فعالیت اینگونه مؤسسات میباشد.
مخالفان مسلح دولت هیچگونه اعتنایی به اهداف و فعالیتهای حقوق بشری آنها نداشته و به این نهادها نه به عنوان گروههای بشردوستانه، بلکه به چشم کافران و دشمنانی مینگرند که حکم کشتن آنها پیش از پیش امضا شده است. دولت افغانستان نیز نتوانسته یک پوشش امنیتی گسترده و قابل اعتمادی را برای فعالیتهای آنها که اغلب در کوهها و روستاهای دوردست میروند، ایجاد نماید. به همین دلیل، هر از چندگاهی شاهد اختطاف یا کشتن مأموران ماینروبی در جاهای مختلف میباشیم.
نهادهای بشردوستانهای نظیر مؤسسات ماینروبی، کمیتهی صلیب سرخ، یونیسیف و سایر نهادهای عامالمنفعهای که در این زمینه کار میکنند، متعلق به تمام بشریتاند، نه به یکی از طرفهای منازعه. بنابراین، جدا از حقوق و عرف بینالملل که حمایت از فعالیتهای گروههای حقوق بشری جزو مکلفیتهای هر یک از طرفهای منازعه میباشند، وجدان انسانی و مسئولیت اسلامی ایجاب مینماید که از گروههایی نظیر مؤسسات ماینروبی و سایر سازمانهای امدادرسانی بشری حمایت شود.
امدادرسانهای بینالمللی به پای تعهدات خود میمانند
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه