عابر شایگان
این روزها اثری پژوهشی-تاریخی در کابل رونمایی شده که بهباور منتقدان تاکنون در میان دهها اثری از ایندست، کمنظیر است. نماینده، کتابی است که داستان سیاستمدار هزارهیی را روایت میکند که چگونه در دههی ۴۰ خورشیدی از جامعهی محروم و دورافتادهی هزارهجات به قلههای بلند سیاسی در دوران خودش تکیه میزند. کتاب نماینده اثری است که زندگی، کارنامه و دیدگاههای سیاسی محمداکبر نرگس در آن روایت شده. شش دهه پیش از امروز، جوانی ۲۷ ساله از درهی «نرگس» ولسوالی پنجاب بامیان به مقام نمایندگی مردم دایزنگی در مجلس شورای ملی میرسد. پس از این او در دههی چهل خورشیدی در دو دور دیگر (دورهی دوازدههم و سیزدههم از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۲) نیز عضویت پارلمان افغانستان را کسب کرده است. بهطور کلی او سه دوره که یازده سال را در بر میگیرد عضویت شورای ملی این کشور را داشته است. منظور از دایزنگی، همان دایزنگی تاریخی است که شامل دایکندی فعلی، پنجاب، ورس، لعل، یکهاولنگ، و بهسود میشده است. موقعیت خانوادگی، هوش و بلندپروازی نرگس سبب شده که او از درون جامعهی بهشدت محروم دایزنگی پایش را به دنیای سیاست باز کند. بهدلیل شرایط خاص اجتماعی، فرهنگی آن زمان، نرگس از تحصیلات رسمی محروم بوده و پس از اینکه به مقام نمایندگی در پارلمان میرسد، شیوهی خودآموزی پیشه کرده و بهطور گسترده و عمیق مطالعه میکند. نرگس، نه مخالف قطعی نظام و نه هم حامی بیچونوچرای دولت بوده است؛ سیاستمدار میانهرو و منتقدی که به روش مسالمتآمیز مبارزه میکرده است. با مخالفان و موافقاناش رابطه داشته اما تا آخر خط، از مطالبه و خواستهایش کوتاه نیامده است. در سخنرانیهایی که در پارلمان ارایه کرده با جسارت تمام از بیعدالتی دولت، توجه به وضعیت هزارهجات، خدمات متوازن و فراگیرشدن آموزش و پرورش حرف زده است. کوشش او تا اندازهیی به جای رسیده است؛ از جمله لغو مالیات خسبری (مالیاتی که دولت به اجبار از مردم جمعآوری میکرد؛ نظیر للمی، روغن، حیوانات خانگی) و زمینهسازی برای دسترسی به خدمات آموزشی. او همچنان در دوران جنگهای داخلی راستها و چپیها بیطرف باقیمانده و در زدوخوردهای مجاهدان تلاش کرده تا زمینهی گفتوگو میان سران جهادی را باز کند. دکتور محییالدین مهدی، نویسنده و منتقد، میگوید که مهمترین میراث فکری محمداکبر نرگس برای نسل امروز، همان میانهروی و مبارزهی مسالمتآمیز برای دستیابی به مطالبات سیاسی است. به گفتهی نویسنده، اهمیت این اثر در این است که یک شهروند متولد دایزنگی در هفت دههی نخست سدهی جاری چگونه میزیست، در جایگاه یک سیاستمدار مستقل و منتقد با چه چالشهایی روبهرو بوده و سرانجام چه طرحی برای ساماندهی مدیریت سیاسی میتوانست ارایه کند. این اثر پژوهشی از چند نظر نسبت به اثرهای هممضموناش که شمار آنها به دهها جلد میرسد، برجستگی دارد.
بیطرفی در روایت
کتاب «نماینده» را ایوب آروین نوشته است. او خود روزنامهنگار است و با توجه به اصل بیطرفی روزنامهنگاری، این روحیه را در سراسر این اثر پژوهشی-تحلیلی حفظ کرده است. روش گردآوری منابع، چندگانه بوده است که این کار به باورپذیری اثر در نزد مخاطب کمک کرده است. هرچندی که بهقول نویسنده، بهدلیل کمبود منابع مکتوب، مجبور شده که به منابع کتابخانهیی و بایگانی مراجعه کند. داوود ناجی، از منتقدان این اثر، میگوید: با وجود آنکه نویسنده با نرگس، پیوند پدر-فرزندی دارد این پیوند به صاحب اثر کمک کرده که به زاویههای تاریک و اغلب پنهان زندگی سیاسی پدر بپردازد و کتاب نماینده را جامعتر کند. نرگس از خود اثری مستقل به جا نگذاشته و آنچه از او بهجا مانده، دستنوشتهها، یادداشتهای تاریخی و چند سخنرانی است که در دوران وکالتاش در پارلمان دههی ۴۰ افغانستان ایراد کرده است. منابع اصلی اثر به اضافهی این یادداشتهای تاریخی و سخنرانیها، گفتوگو و مصاحبههایی هستند که صاحب اثر با اعضای خانواده، شخصیتهای مهم سیاسی و نظامی و افرادی که نرگس با آنها ارتباط تنگاتنگ داشته، انجام داده است. همچنان نویسنده مدعی است که از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۸ در کنار پدر بوده و در سفرها و نشستها او را همراهی میکرده و دیدگاهها و اندیشههای او را یادداشتبرداری کرده است. از طرفی هم در سال ۱۳۷۷ نویسنده با پدر مصاحبهی مفصلی انجام داده و تمام خاطرات، دیدگاهها و نظرهای او را در این اثر گنجانده است. بهگفتهی دکتور مهدی، نزدیک به ۱۸۰ اثر تاریخی، تحلیلی در خصوص مسائل هزارهها و در حوزهی تاریخ جامعهی هزاره و حال و احوال هزارهجات نگاشته شده است. اما رویکرد نویسندگان این اثرها در شیوهی نگارش از دو وضع خارج نبوده؛ قاطی شدن مهر و عطوفت قومی-نژادی نویسنده در اثر و سیاهنمایی اغراقگرایانه و کمدقتی در ارایهی آمار و ارقام. با توجه به این ویژگیها، «نماینده» اثری برجسته و قابل تحسین در حوزهی تاریخنگاری کشور است. محتوای نماینده، گفتمان غالب امروز نماینده، کتابی نیست که از گذشته گفته باشد و در گذشته هم ختم شده باشد. در واقع اندیشههای بازتابیافته در این اثر، پردامنهترین مسألهی امروز جامعهی افغانستان است؛ ساختار نظام سیاسی، عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی گروههای مختلف اجتماعی و هویتی؛ چیزی که حالا در میان سیاستمداران و فعالان سیاسی و اجتماعی کشور به یک گفتمان پرمسأله و حرف غالب مبدل گشته است. آقای مهدی معتقد است که دیدگاه سیاسی آقای نرگس در خصوص نظام و ساختار سیاسی از آنجا مهم است که دغدغهی اصلی نسل جوان و سیاستمداران امروز را تشکیل میدهد. وقتی حرف از اصلاحات سیاسی بهمیان میآید تغییر به فدرالیسم و حفظ تمرکز قدرت، دو گزینهی محوری قابل بحث در گفتمان سیاسی کشور میشود. نرگس در پنجاه سال فعالیت سیاسی، مطالعهی جامعهی افغانستان و جامعهشناسی سیاسی این کشور، برای سروسامان دادن آشفتگی و گذر از عقبمانی به توسعه، طرح فدرالی کردن افغانستان را ارایه کرد. او عمیقا پیبرده بود که نابهسامانی کشورش متاثر از سوءمدیریت تنوع قومی، مذهبی و زبانی است. بهباور او این سوءمدیریت زمینهی شکافهای بزرگ و منازعه بین نخبگان گروههای قومی را فراهم کرده است. او معتقد بوده است که منطق اقلیت و اکثریت و فشردگی حلقهی تصمیمگیری و متمرکز شدن قدرت، سبب آشفتگی جامعه و منازعهی دوامدار گروههای هویتی در افغانستان شده است. بنابراین طرح او برای مدیریت و سامانبخشیدن این کشور، استقرار نظام فدرالی با ساختار پارلمانی بوده است. شیوایی در نگارش و زبانی که در نگارش «نماینده» به کار رفته، روزآمد و رسا است. زبانی است که زمینهی ارتباط مخاطبان و بهویژه نسل جدید را با کتاب بهخوبی فراهم کرده است. کماکان یکدستی در شیوهی نگارش و پیروی از رسمالخط نوین زبان فارسی، از نکات برجستهی دیگر این اثر است. آنگونه که خود نویسنده میگوید، سعی کرده دیدگاههای نرگس را با زبان روزآمدتر تحلیل کند تا برای مخاطبان امروزی قابل فهمتر باشد، این سعی موثر افتاده است.