- عیسا قلندر
به اطلاع عموم شهروندان افغانستان رسانیده میشود که محمد عمر داوودزی ملقب به «بدیل در حال انتظار» چوکی فانی دارالانشای شورای عالی صلح را وداع گفته و به زحمت ناحق پیوسته است. به همین مناسبت به اطلاع کلیه دوستان، آشنایان، رفقا، مبهبهان و مچهچهان (کسانی که کج و راست بهبه و چهچه میگفتند) ایشان رسانیده میشود که متن ذیل را بخوانند:
محترم عمر داوودزی قبل از اینکه رییس دارالانشای شورای عالی صلح و مشاور رییسجمهور در امور اجماع منطقوی محسوب شود، یک رهبر مستقل، پرمدعا، ثروتمند و در یک کلام، بدیلی در حال انتظار بود. بدیل در حال انتظار به این معنا بود که جلالتمآب اشرف غنی چه وقت دیقمرگ میشود که بدیلمآب عمر داوودزی عنان حکومت بهدست گیرد و بهسوی رفاه و آسایش کشور بتازد.
همهچیز آماده بود. معاونین، وزرا، معینان، رؤسای ریاستهای مستقل، والیها، ولسوالها، سفیران و قنسولان تعیین شده بودند. تمام این آدمها هر روز تحت ریاست محمد عمر داوودزی در حال انتظار بودند. هی فیسبوک را بالا و پایین میرفتند که خبر به رحمت حقپیوستن آقای غنی را بشنوند. اما نشنیدند که نشنیدند. حتا یک نفر در این جمع پیدا نمیشد که به ادامهی زندگی آقای غنی باورمند باشد. به جز یک خاله که کارش چای دمکردن بود. این خاله بارها گفته که اشرف غنی اینقدر زود نمیمیرد. او غنی است. اما بقیه به شوخی به او میگفته «خاله دعا کن زودتر بمیرد. تو را سکرتر وزیر امور زنان مقرر میکنیم هههههه.» البته منابع غیررسمی به ما میگوید که هفتاد درصد این بدیلهای در حال انتظار یک روز جمع شده بودند و تسبیح میگرداندند که احوال آمد اشرف غنی میخواهد محترم عمر داوودزی را همزمان هم رییس دارالانشای شورای عالی صلح و هم مشاور مقرر کند. عمر داوودزی با متانت و وقار واقعا عالی، رو به بقیه بدیلهای در حال انتظار کرد و پرسید «چه کار کنیم، برویم یا باشیم؟» گفته میشود افراد به دو دسته تقسیم شدند.
دستهای اول که هنوز هم فکر میکردند که ریاستجمهوری از آنهاست، اصرار داشتند که همچنان بدیل در حال انتظار و منتظر خبر مرگ غنی باقی بمانیم. دستهای دوم پیشنهاد رفتن دادند و این دسته یک نفر بیشتر داشت. چنین شد که آقای داوودزی به شورای عالی صلح رفت.
آقای داوودزی در شورای عالی صلح خوش درخشید. از کارنامههای درخشان او میتوان به اشتراک محمدحنیف اتمر در نشستهای مسکو، جلسات هفتگانه زلمی خلیلزاد با طالبان در قطر، ارسال لیست ۲۴۰ نفره که قرار بود به دوحه بروند، اما جلسه لغو شد و نرفتند، اشاره کرد. همچنان همکارانم اشاره دارند که برگزاری لویهجرگهی مشورتی صلح را نیز یادآور شوم و بگویم که کل ماموریت آقای داوودزی در شورای عالی صلح، برگزاری همین لویهجرگه بود و حالا وقتش است که از او در پروژهای دیگر استفاده شود.
پروژهای جدید آقای داوودزی، پروژهای چشمگیری است. او قرار است رییس کمپاین اشرف غنی شود. من برای سلامتی آقای داوودزی دعا میکنم و امیدوارم که بچههای ادارهی امور این دفعه دست آقای داوودزی را از بودجه کوتاه نکنند. در شورای عالی صلح که بودجه دست همین بچههای چست و چابک بود و آقای داوودزی به امید دریافت مدال غازی امانالله خان تا آخر لویهجرگه دوام آورد. ورنه در همان ابتدای لویهجرگه عصبانی شده بوده و میخواسته دوباره بهعنوان بدیلی در حال انتظار به زندگی ادامه دهد؛ البته این دفعه با شدت بیشتری. امیدوارم غنی به او مدال داده باشد.
تعدادی از دوستان او هنوز هم گاهگاهی در صفحاتشان مینویسند که داوودزی فعلا هم بهصورت باالقوه همان بدیل در حال انتظار سابق است. «زود باشد که او بااقتدار چندبرابر برگردد و چوکی ریاست بدیلهای درحال انتظار را با برکت وجودش مزین کند. ما دوباره قد خواهیم کشید، از سوراخها جوانه خواهیم زد و به این خاک و زمین، طراوت و سلامتی هدیه خواهیم داد. منتظر ما باشید.»
اما من با آنها موافق نیستم. نظر من یک رقم دیگر است. اگر آزادی نظر باشد، من میگویم عمر داوودزی تمام این مدت، بددل در حال احتضار بوده است. احتضار برای خیلی چیزها، از جمله احتضار برای غنی. بهزودی شاهد درفشانیهای او در مورد اشرف غنی خواهیم بود. چون حتا اگر اشرف غنی دوباره رییسجمهور انتخاب شود، عمر داوودزی سهـچهار ماهی بیشتر لباس عزیز مصر را بر تن نخواهد داشت. بمیرم برایش. تقریبا باور کرده بودم که او بدیل در حال انتظار است. چون یکی از جوانان اصلاح و تغییر هر روز به من میگفت که داوودزی یک رقم طرحهای عجیب و کلان دارد که چه پرسان میکنی!
طنزی خوبی بود!