با گذشت هر روز و وقوع هر رویداد انتحاری و یورشهای مسلحانهی مخالفان مسلح دولت، سیاست اشتباه دولت افغانستان در ارتباط با روند مصالحه بیشتر آشکار میشود. هر قربانی که رویدادهای خشونتبار در کشور میگیرد، عامل آن سیاست و مشی سازشگرانهی دولت افغانستان در ارتباط با طالبان است. از اینرو، مردم افغانستان قربانی سیاست اشتباه دولت اند و روند یکجانبهی مصالحه در حقیقت سرآشیب رو به تباهی و نومیدکنندهای است که حاصل آن فقط سرشکستگی، شکست و تحقیر است و چشمانداز آن نیز تیره و نگرانکننده به نظر میرسد. دولت افغانستان به منظور جلب اعتماد رهبران طالبان و برای ترغیب آنها به پیوستن به روند مصالحه، بازوی نظامی مبارزه با تروریسم را کنار گذاشته و بهجای آن سیاست بخشایشگری را در پیش گرفته است؛ اما طالبان در مقابل آن کشتار، تخریب، ترور و دهشت را تشدید کرده و همهروزه قربانیهای بیشتری را از مردم افغانستان میگیرد.
حکومت افغانستان در محاسبات خود در ارتباط با جنگ و صلح با طالبان دچار یک خطای استراتژیک است. آنها روند مصالحه را خوشبینانه نگریسته و بازیهای طالبان را در این روند، به معنای کاهش خشونت تلقی مینمایند. خوشبینیهای قبل از وقت آنها و توهم دستکشیدن طالبان از جنگ، سبب سستی در روند مبارزه و غفلت از آمادگیهای امنیتی و استخباراتی در نیروهای امنیتی کشور گردیده است. طالبان از آوان طرح مصالحه تاکنون بازی دوگانهای را در پیش گرفته؛ هم در روند مذاکره با حکومت افغانستان و متحدانش برای کسب قدرت و امتیازات بیشتر چانه میزند و هم جنگ، تخریب و ترور را شدت بخشیده است.
حقیقت این است که این گروه هیچگاه از اعمال تخریبی و کشتار مردم بیگناه دست نمیکشند؛ نه روند مذاکره و مشوقهای یکطرفهی دولت افغانستان و جامعهی جهانی و نه اعلامیههای تبلیغاتی رهبران آنها، هیچکدام نتوانسته از کشتار غیرنظامیان و خصوصا کودکان و زنان توسط این گروه جلوگیری نمایند. تقویت بازوی نظامی و روحیهی جنگی طالبان، گسترش دامنهی ناامنی، رهایی شماری از خطرناکترین فرماندهان و رهبران آنها از زندانهای تحت کنترول دولت افغانستان و ناتو و نهایتا تضعیف اقتدار دولت افغانستان در برابر گروه تروریستی طالب، تنها ارمغانی است که سیاست آشتی و مصالحه بهبار آورده است.
طالبان همیشه بزرگترین عامل تلفات غیرنظامیان در افغانستان بوده و در ده سال گذشته بیشترین رقم تلفات غیرنظامیان را به خود اختصاص داده است. جنگجویان این گروه، هیچ تفاوتی میان ساحات نظامی و غیرنظامی، مردم ملکی و نظامیان داخلی و خارجی، تأسیسات عامه و دولتی نگذاشته و برای هراسافگنی، از کشتن غیرنظامیان هیچ ابایی نداشته است. این گروه در ده سال گذشته هرگز به تاکتیکهای جنگی و نظامی که باعث بیشترین تلفات ملکی در افغانستان گردیده، تجدید نظر نکرده و اساسا استفاده از غیرنظامیان و مکانهای عمومی به منظور هراسافگنی بیشتر از تاکتیکهای استراتژیک آنان بوده و انتظار نمیرود که این تاکتیک را کنار بگذارد؛ مگر اینکه مشکلاتشان با دولت افغانستان و جامعهی جهانی حل شده و سلاح را به زمین بگذارند.
روند مصالحه، سیاست دولت افغانستان و مشی امریکا و ناتو و امتیازها و مشوقهای جامعهی جهانی نیز هرگز به رویهی عملی طالبان در برخورد با غیرنظامیان هیچ تغییر وارد نکرد و کماکان تا هنوز کشتن و آسیب رساندن به غیرنظامیان و مورد حمله قرار دادن تأسیسات عامه و دولتی برای هراسافگنیهای بیشتر از برنامههای همیشگی این گروه میباشد.
رهبران طالبان با بازی دوگانهی جنگ و صلح، سیاستمداران افغانستان و رهبران ناتو را فریب دادهاند. آنها از یکسو دالانهای مذاکره، چانهزنی و مصالحه را با دولت افغانستان و امریکا گشوده و از سوی دیگر، جنگ و دهشتافگنی را چند برابر افزایش دادهاند. امریکا نیز علیرغم درک مشی اشتباه سیاست آشتیجویانه در برابر طالبان، متأسفانه از این سیاست اشتباه چشمپوشی کرده و حتا در مواردی، خود نیز برای معامله و سازش با طالبان پا پیش گذاشته و قربانیهای سیزده سالهی مردم افغانستان و سربازان امریکایی را در معرض خطر قرار داده است. تعداد زیادی از جنگجویان و عوامل انتحاری که این روزها در گوشه گوشهی افغانستان دست به دهشت و ترور میزنند، همانهایی اند که از زندانهای امریکا به پیشواز مصالحه رها شدهاند.