فرهاد خراسانی
سازمان همکاری شانگهای که متشکل از کشورهای چین، روسیه، قزاقستان، قرغیزستان، تاجکستان و ازبکستان میباشد، در سال 2001 میلادی به منظور همکاریهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی میان کشورهای عضو و منطقهی تحت نفوذ این کشورها به وجود آمد. هدف سیاسی از تشکیل این نهاد، ایجاد موازنهی قدرت در برابر نفوذ امریکا و ناتو بوده است. افغانستان، ایران، هند، پاکستان و مغولستان کشورهای ناظر در این سازمان میباشد و در آن عضویت ندارند. این سازمان چهاردهمین اجلاس خویش را دیروز در دوشنبه، پایتخت تاجکستان برگزار کرد. حامد کرزی، رییس جمهور کشور نیز در این نشست شرکت کرده و سخنرانی کرد و از کشورهای عضو این سازمان و کشورهای عضو سارک خواست که در برابر تروریزم و افراطگرایی مبارزهی مشترک نمایند. از آنجایی که یکی از پایههای تشکیل پیمان شانگهای، مبارزهی مشترک با تهدیدهای امنیتی کشورهای عضو آن بوده است. تروریزم و افراطگرایی یکی از تهدیدهای بزرگ امنیتی میباشد که کشورهای عضو این سازمان را تهدید میکند و این سازمان باید در برابر آن مبارزه کند. افغانستان و پاکستان دو کشور در منطقه میباشند که افراطگرایی مذهبی و تروریزم در آن نفوذ دارد و فعالیتهای گروههای تروریستی افراطگرای مذهبی در این دو کشور از قدرت قابل ملاحظهای برخوردار میباشد. دولت پاکستان از افراطگرایی برای تداوم سیاستهای تخریبیاش در افغانستان حمایت میکند و مراکز تربیه و پرورش تندروی اسلامی را در خاک خویش اجازهی فعالیت داده است و گروههای افراطی مذهبی از افغانستان و کشورهایهای آسیای میانه؛ مانند ازبکستان و تاجکستان که هرکدام عضویت سازمان شانگهای را دارند، در پاکستان تربیه میشوند و دوباره برای جنگ به افغانستان و کشورهایشان میروند. حزب التحریر که یک گروه تندرو و طرفدار القاعده و طالبان میباشد و در ازبکستان نفوذ اجتماعی دارد، اعضای آن در صفوف طالبان علیه دولت افغانستان برای پیروزی طالبان و گسترش قلمروشان میجنگند. همچنین گروههای افراطی-مذهبی بهخاطر آنکه در آسیای میانه از قدرت سیاسی برخوردار نمیباشند و از طرف کشورهای مذکور سرکوب میشوند، تا هنوز نتوانستهاند در آنجا از قوت تهدیدکننده برای کشورهای مذکور مبدل شوند. اما ارزشهای مشترک میان کشورهای افغانستان، پاکستان و بعضی از کشورهای سازمان شانگهای و نیز وجود زمینههای تاریخی افراطگرایی اسلامی در آن کشورها این امکان را به وجود میآورد که اگر کشورهای عضو شانگهای و آسیای میانه در برابر نفوذ و قدرتگیری سیاسی جریانهای اسلامی-مذهبی و تروریزم مبارزهی مشترک و همانند ننمایند، افراطگرایی مذهبی در آن کشورها قوت مییابد.
نکتهی دیگری که در این خصوص قابل توجه است، این است که قرار است که نیرویهای ائتلاف مبارزه با تروریزم بعد از پایان سال جاری میلادی افغانستان را ترک نمایند و جنجالهای انتخاباتی و سیاسی در این کشور هنوز پایان نیافتهاند. اگر بحران در افغانستان ادامه پیدا کند و در برابر قدرتیابی طالبان، گروههای افراطی-مذهبی مبارزهی جدی صورت نگیرد، این خطر شدت مییابد که طالبان در شمال افغانستان از قدرت قابل ملاحظهای برخوردار شود و دامنهی نفوذ نظامی و سیاسی گروههای افراطی-مذهبی از افغانستان به کشورهای ازبکستان، ترکمنستان و تاجکستان گسترش یابد و این کشورها در معرض تهدید مستقیم و عملی افراطگرایی و تروریسم قرار بگیرد و امنیت این کشورها را به مخاطره بکشاند.
از اینرو، لازم است که کشورهای عضو شانگهای به درخواست مبارزهی مشترک رییس جمهور کرزی تأمل کنند و مبارزهی مشترک را علیه افراطگرایی مذهبی و تروریزم بنمایند و اعضای شانگهای بر دولت پاکستان فشار وارد کنند که در مبارزهی مشترک با تروریزم با این سازمان همکاری صادقانه کرده و مراکز افراطگرایی مذهبی را در آن کشور اجازهی فعالیت ندهد. گروهای تندرو و تروریستیای که از کشورهای ازبکستان، تاجکستان و ترکمنستان به آن کشور میآیند و در آنجا تربیت میشوند را از بین ببرد.
اگر مبارزهی مشترک و جدی از طرف کشورهای عضو شانگهای با همیاری و همکاری دولت افغانستان برای مقابله با گروهای تروریستی صورت نگیرد، تنها افغانستان با شرایطی که دارد، نمیتواند جلو قدرتگیری تروریزم و جریان افراطگرایی مذهبی را تحت نام طالبان و هر نام دیگری بگیرد.