هاملت
باشندگان محلی در ولسوالی لعلوسرجنگل ولایت غور میگویند که طالبان از هر ۴۰ گوسفند یک گوسفند عشر میگیرند. طبق گفتهی باشندگان محل، طالبان در لعلوسرجنگل قریه به قریه رفته و گوسفندان مردم را حساب کردهاند. از آن تعداد خانههایی که گوسفندانشان به صورت رمه در ییلاق بوده و طالبان دسترسی نداشته که حساب کنند، «لیست چوپان» خواستهاند. در اول بهار بعضی قریهها چوپان میگیرند، مردم و چوپان قراردادخطی مینویسند که علاوه بر زمان و معاش چوپان، آمار گوسفندان را نیز در آن مشخص میکنند. در آن قراردادخط، هم تعداد گوسفندانِ هر خانواده و هم تعداد مجموعی گوسفندانِ قریه مشخص است. طالبان در هر قریهای که دسترسی نداشتهاند تا خودشان گوسفندان مردم را حساب کنند، همان قراردادخط مردم با چوپان را خواسته و از روی همان آمار عشر میگیرند.
عشر طالبان البته گوسفند نیست، پول نقد است. به این معنا که طالبان از هر خانهای که ۴۰ گوسفند دارند، یک گوسفند نه، بلکه بهای یک گوسفند را به صورت پول نقد میخواهند. به همان خانهها میگویند که گوسفندانشان را بفروشند و بهایی را که میگیرند به آنان بدهند. این درحالی است که در قریههای دوردست لعلوسرجنگل پیدایش پول نقد کم است. عموم خانهها فقیر و دستتنگ اند و کسی پیدا نمیشود که مواشی آنان را بخرد. مردم برای پرداخت قیمت مواد خوراکه، لباس، دارو، وسایل حملونقل، سوخت موتورسایکل و دیگر اجناس ضروریشان، نیز باید مواشی بفروشند و پول نقد پیدا کنند.
دسترسی به پول نقد کم است. کمبود پول نقد در لعلوسرجنگل آدم را یاد زندانهای کار اجباری میاندازد. آنجاها که زندانیانِ کار اجباری، بهطور نمونه دکتور وکتور فرانکل در زندان کار اجباری نازیها گاهی روزها منتظر یک نخ سیگار میمانده و اگر سیگار هم پیدا میشده دار و ندارش را به حراج میگذاشته تا یک نخ سیگار در جیب بزند. این مردم هم درست، مانند زندانیان کار اجباری، مجبور شدهاند که دار و ندارشان را به حراج گذاشته تا برای طالبان پول نقد پیدا کنند.
در همین وضعیتی که هر روز دسترسی مردم به پول نقد کم و کمتر میشود، طبق قوانین طالبان، باید گوسفند مردم فروخته و به طالبان پول نقد پرداخت شود. باشندگان بعضی از قریههای لعلوسرجنگل میگویند که نیروهای طالبان قبل از وضعِ این قانونِ عشرِ اجباری نیز از آنان پول گرفتهاند. به گفتهی آنان، همان روزهای نخست که لعلوسرجنگل بهدست طالبان افتاده بود، آنان در قریهها آمده و از مردم پول خواسته بودند. بهطور مثال، طالبان در قریهی «جر افغانان» آمده و از مردم ۱۰ هزار افغانی پول نقد خواسته بودند. مردمی که برای پرداخت قیمت یک کیلو چای خشک نیز مجبورند یا مواشی بفروشند و یا هم قروت و گندم و دیگر داشتههایشان را؛ مجبور شدهاند خودشان را به هر آب و سنگی بزنند تا برای این اربابان مسلحِ این روزهای سیاه، ۱۰ هزار افغانی پول نقد تهیه و به آنان تقدیم کنند.
ظلم بقا ندارد،ستم گر به زودی نابود می شود،این وعده پروردگار جهان یان است.