شهریار فرهمند
ملایی که یکماه پیش در ولایت قندوز به دانشآموزش، دختر ده ساله، تجاوز جنسی کرده بود، از سوی محکمه به بیست سال زندان و پرداخت یکونیم میلیون افغانی خسارت محکوم شده است. این ملا که سی سال سن دارد و ملا امام یک مسجد در ولایت قندوز میباشد، در حدود یکماه پیش به اتهام تجاوز جنسی بر یک دختر ده ساله از سوی پولیس دستگیر گردید. این متهم در دادگاه ابتدایی به جرم خود اعتراف کرده است. وزارت امور زنان و نهادهای مدنی از صدور این حکم استقبال کرده و آن را عادلانه و گامی در راستای تأمین عدالت اجتماعی، دفاع از حقوق زنان و تطبیق قانون منع خشونت علیه زنان خواندهاند.
این رویداد بازتاب رسانهای گستردهای یافت و موجی از نکوهشها و انزجار عمومی جامعه را در آن زمان برانگیخت. البته اینگونه رویدادها در افغانستان امری تازه نیست؛ بلکه تکرار مکرر اینگونه رویدادها در گوشه و کنار افغانستان اکنون به یک واقعیت کهنه و روال عادی بدل شده است. هرازچند گاهی رویدادهای مشابه و حتا تکاندهندهتر از تجاوز بر اطفال و زنان در رسانهها منتشر میشوند؛ اما کسی تمام این موارد را جدی نمیگیرد و پس از یکی دو روز، به بوتهی فراموشی سپرده میشود. در گذشته افراد زیادی در قضایای مشابهی از سوی پولیس دستگیر گردیدهاند؛ اما تاکنون کمتر شاهد محکمهی آنها بودهایم. تعدادی از این افراد زورمند یا متعلق به زورمندان و اشخاص بانفوذ هستند و پروندههای آنها بدون بررسی بسته شده و خودشان رها میگردند. هم اکنون دهها و صدها پروندهی تجاوز جنسی و انواع دیگر خشونت وحشیانه با اطفال و زنان در دادگاههای عدلی و قضایی خاک میخورند؛ در حالی که عاملان آنها در بیرون، آزادانه زندگی میبرند. متأسفانه تجاوز و جنایت بر زنان و اطفال هنوز هم روندی رو به افزایش دارد. در طول چند هفتهی اخیر نیز چندین مورد از تجاوز بر اطفال و خشونت با زنان در نقاط مختلف کشور گزارش شده است. تنها موارد معدود از خشونت و جنایت با زنان و اطفال در رسانهها بازتاب پیدا کردهاند.
همه روزه کودکان مظلوم و بیپناه خیابانی در شهرها و روستاهای افغانستان از سوی مردان مورد تجاوز جنسی و استثمار قرار میگیرند که نه رسانهای صدای نحیف آنها را میشنود و نه دیدگان حقوق بشر و نهادهای مدنی و فرهنگی یا مسئولان دولتی مظلومیت آنها را میبینند. حقیقت این است که علیرغم ده سال تلاش مستمر داخلی و خارجی در راستای تأمین حقوق بشر، هنوز هم زنان و کودکان افغانستان در معرض انواع خشونتها و تعصبهای کور قرار دارند و قربانی میدهند.
این امر عوامل گوناگون دارد. باورهای کور قبیلهای، سنتهای جاهلانه، فرهنگ مردسالارانه، بینظمیها و وجود گروههای خودسر و زورمندان محلی، ضعف حاکمیت قانون، فقر و بیسوادی از جملهی عوامل اصلی خشونت علیه زنان و اطفال در کشور میباشند. در این میان شاید ضعف سیستمهای عدلی و قضایی و برخورد سست نهادهای امنیتی و قضایی کشور با مسببان تجاوز و بدرفتاری، بیشتر از هر عامل دیگر در افزایش تجاوزهای جنسی بر اطفال دخیل باشد؛ چون بیشتر موارد تجاوز و بدرفتاری بر اطفال در شهر و مناطقی اتفاق افتاده که دولت حاکمیت دارد و نهادهای عدلی و قضایی در آنجاها فعال میباشند.
کمتر ناقضان حقوق زنان در کشور محاکمه و مجازات گردیده و پروندههای ننگین و وحشیانهی خشونت با زنان مورد دادرسی عدلی و قضایی قرار گرفتهاند. ناقضان حقوق زنان و اطفال همواره گریزان از قانون بوده و نهادهای امنیتی و قضایی کشور در محاکمه و دادرسی از آنان اقدامات جدی نکردهاند. همین امر سبب گردیده تا فرهنگ معافیت در کشور ترویج و نقض حقوق زنان به موضوع ساده و کماهمیت در نگاه دستگاههای امنیتی و عدلی تلقی گردد. حکم محکمهی ابتدایی کابل در مورد این پرونده، قابل قدر است؛ اما انتظار میرود که نهادهای عدلی و قضایی دیگر پروندههای بستهی خشونت و تجاوز بر اطفال و زنانی که در گذشته اتفاق افتاده را نیز یکی یکی بازرسی کرده و عدالت را در مورد آنها نیز تطبیق کنند.
I visited multiple blogs but the audio quality for audio songs present at this web site is really excellent.|