یک سال پیش، پایان 2014 یا ختم مأموریت نظامی ناتو، به کابوس وحشتناکی برای مردم افغانستان تبدیل شده بود. نهادها و رسانههای داخلی و خارجی آن طرف این گردونهی حساس را با فرضیههای مأیوس کننده و منفی ترسیم میکردند و مردم افغانستان آیندهیشان را تاریک و ترسناک میدیدند. شروع جنگهای داخلی، ترک و فراموشی افغانستان از سوی جامعهی جهانی، بازگشت دوبارهی طالبان، گسترش ناامنی، سقوط دولت و شروع هرجومرج، فرضیههای غالب در ارتباط با آیندهی افغانستان بودند. برخی نهادها و رسانههای غربی آیندهی افغانستان را چنان منفی و مأیوس کننده صفحه میبستند که جای هیچگونه تأمل و پرسش را باقی نمیگذاشتند و تمامی روزنههای امید و افقهای روشن را میبستند. به همین خاطر، در نتیجهی این القائات منفی، موج فرار سرمایه از کشور شروع شد، کاروبار مردم در بازار از رونق افتاد، روحیهی مردم تضعیف شد و گروههای تروریستی در افغانستان دوباره نیرو و انگیزه گرفتند.
رابطهی کجدار و مریض حکومت رییس جمهور کرزی با امریکا و تصادم و تنش دوامدار میان آنها، این تصور را قویتر ساخت و مردم را نسبت به آیندهی کشورشان پس از 2014 و در نبود نیروهای خارجی، بیشتر بدبین و ناامید کرد. در آن زمان تجدید نظر در استراتژی نظامی امریکا در افغانستان بعید به نظر میرسید و تمدید مأموریت نظامی سربازان این کشور و بازگشت به سیاست جنگ با گروههای تروریستی یک خوشخیالی محض پنداشته میشد. اما امروز، این خوشخیالی به واقعیت پیوسته است. با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، موافقتنامههای امنیتی با امریکا و ناتو که کرزی دو سال تمام از امضای آن سرباز زده بود، امضا شد و در کنفرانس لندن کمکهای جامعهی جهانی برای ده سال آیندهی افغانستان تضمین گردید. باراک اوباما با درک ضرورت مبارزه با تروریسم، مأموریت رزمی سربازان امریکایی را برای یک سال دیگر تمدید کرد؛ تعداد سربازانی که قرار است پس از سال 2014 در افغانستان باقی بمانند را افزایش داد و رییس جمهور غنی نیز به عملیاتهای شبانه برای تعقیب و دستگیری عوامل تروریستی و مخالفان مسلح دولت اجازه داد. بدین ترتیب، امریکا و دولت افغانستان بار دیگر اندک اندک به سیاست جنگ با تروریسم به افغانستان بازگشتند؛ امری که دوسال پیش ترک شد و در نتیجهی آن گروههای تروریستی در افغانستان دوباره قدرت گرفتند و ناامنی گسترش یافت. تاوان این استراتژی ناسنجیده را هنوز هم دولت افغانستان و ایالات متحدهی امریکا میپردازند.
با شروع بهکار حکومت وحدت ملی، زمینهی خوبی برای همکاریهای نزدیک افغانستان با متحدان غربیاش، خصوصا ایالات متحدهی امریکا فراهم شده است. با گامهایی که از سوی هردو جانب برداشته میشوند، کم کم وضعیت به سمت سالهای نخست مبارزه با تروریسم بازمیگردد و هردو جانب بیشتر به همکاریها و هماهنگیهای مشترک احساس نیاز میکنند.
نکتهی مثبت این است که افغانستان و ایالات متحدهی امریکا هردو به درک مشترکی از چگونگی مبارزه با تروریسم و ضرورت همکاریهای امنیتی و نظامی مشترک رسیدهاند. حکومت وحدت ملی این را درک کرده که افغانستان برای پیروزی در جنگ با تروریسم، تحکیم صلح و امنیت و توسعهی اقتصادی به کمکهای غرب و رابطهی استراتژیک با متحدان غربیاش، خصوصا امریکا، ضرورت دارد. آنها میدانند که حمایت غرب در فصل جاری تنها ضامن موفقیت در مبارزه با تروریسم و توسعهی اقتصادی در کشور است. از اینرو، تلاش میکنند عواملی را که در همکاری آنها اصطکاک خلق میکنند، از میان بردارند و زمینهی همکاریهای دوامدار را فراهم سازند. از سوی دیگر، ایالات متحدهی امریکا بهخوبی میداند که مبارزه با تروریسم در افغانستان هنوز به فرجام نرسیده و در صورت ترک افغانستان، خطر القاعده و طالب برای آنها بار دیگر زنده میشود. افزون برآن، آنها بهخوبی میدانند که افغانستان در خط نخست جبههی مبارزه با تروریسم بینالمللی قرار گرفته و برای امنیت آن، باید این جبهه را تقویت کرد. با توجه به درک نیاز متقابل، زمینهی خوبی برای همکاریهای بیشتر میان دولت افغانستان و متحدان غربیاش، خصوصا ایالات متحدهی امریکا فراهم شده است.