رییس جمهور غنی که روز گذشته در مراسمی به مناسبت بزرگداشت از روز جهانی حقوق بشر صحبت میکرد، با نکوهش حملات انتحاری و کشتار مردم ملکی گفت که بهدنبال راهحل اساسی برای تأمین صلح در کشور است. آقای غنی گفت که حملات انتحاری مغایر ارزشهای حقوق بشر اند و از مردم خواست که در برابر ترور بیایستند و با یکصدا بگویند که ترور و تروریسم را قبول ندارند.
افغانستان از نظر امنیتی و سیاسی در شرایطی قرار گرفته که نه رییس جمهور و نه هیچ یک دیگر از مقامهای بلندپایهی دولتی نمیدانند چه بگویند و چه بکنند. حکومت در برابر دیو انتحار و ترور که در برابر مردم افغانستان دهان گشوده و همهروزه گروه گروه مردم بیگناه و بیپناه را به کام خود میبرد، ناتوانتر و مظلومتر از مردم ظاهر شده است. دیو ترور و دهشت که از نهانگاههای امنش در وزیرستان، کویته، باجور و دیگر ساحات آنسوی سرحد برخواسته است، کابل، قندهار، مزار، بامیان و سراسر افغانستان را یکسره به ماتمکده تبدیل کرده است. هیچ روزی نیست که مردم ملکی در گوشه و کنار کشور دسته دسته قربانی آتش ترور و دهشتافگنی نشوند. رییس جمهور که خود در حصارهای بلند ارگ و تفکرات و ذهنیتهای تاریک قبیلهای قرار گرفته و با رییس اجرایی مصروف تقسیم قدرت و امتیاز اند، تراژدی کشتار افغانها را با فلاکت و درماندگی، فقط نظاره میکنند. آنها با ذلت و درماندگی فقط قتل عامها، کشتار کودکان و زنان و ناامنیهای روزافزون را از پنجرههای کوچک ارگ و قصر سپیدار مشاهده میکنند.
مردم افغانستان در برابر دیو انتحار و ترور از دولت و رهبران سیاسیشان ناامید شدهاند؛ چون آنها هیچکاری نمیتوانند. رییس جمهور و رییس اجرایی فقط حملات مرگبار تروریستان را محکوم و تقبیح میکنند و خوب یاد گرفتهاند که بر جنازههای قربانیان و خانوادههای داغدار آنها، چگونه نمایش ابتذال عوامگرایی را اجرا کنند.
حکومت به عنوان قدرت بلامنازع و نهاد تأمینکنندهی نظم، امنیت و قانون در کشور مسئولیت دارد تا نظم و امنیت در کشور را تأمین کرده و از جان و مال شهروندان در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی محافظت کند. رییس جمهور به عنوان رأس قدرت حاکم، باید از موضع مقتدرانه در برابر دشمنان داخلی و خارجی صحبت کند؛ اما در افغانستان او و حکومت مظلومتر و بیچارهتر از مردم بیدفاع ظاهر شدهاند. رییس جمهور در مرگ غیرنظامیان مثل شهروندان بیدفاع فقط مرثیهسرایی میکند و با فرافگنی تلاش میکند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
این بیچارگی و درماندگی زمانی بیشتر روشن میگردد که رییس جمهور با این واقعیت در محضر عام مواجه شود. دیروز وقتی رییس جمهور در مراسم بزرگداشت از روز جهانی حقوق بشر در محذوریت مواجهه با این واقعیت قرار گرفت، عمق درماندگیاش را بارز ساخت. آقای غنی بهجای اینکه به تروریستان هشدار دهد و از موضع قاطع و مقتدرانه با این گروه سخن بگوید، گفت که کشتار غیرنظامیان و حملات ترور و انتحار مغایر ارزشهای حقوق بشر اند. مگر طالبان و تروریستان به حقوق بشر باور دارند؟ آیا واقعا جناب ایشان از طالبان و گروههای تروریستی توقع دارد که به ارزشهای حقوق بشری احترام بگذارند؟ یا درک ایشان از این گروه واقعا این قدر اندک و سطحی است؟ مردم سالها پیش ترور و دهشت را نفی کرده بودند و سالهاست که فریاد میزنند که ترور را نمیپذیرند. اما این سیاستمداران و حکومت هستند که با اغماض بر جنایتهای طالبان، آغوش برادری و باب دوستی را بهروی آنها گشوده و در تلاش بازگرداندن دوبارهی آنها به قدرت هستند.
جناب رییس جمهور! اینگونه درماندگی و بیچارگی در شأن این ملت نیست. شما باید از موضع مقتدرانه و قوی در برابر طالبان تروریست حرف بزنید، نه اینکه در صف مرثیهسرایان بیپناه و بیدفاع، مرثیهی درماندگی و مظلومیت بسرایید.