پولیس در ولایت هلمند اعلان کرده است که یک دختر چهارده ساله که از سوی خانوادهاش وادار به انجام حملهی انتحاری شده است، قبل از حمله خودش را به نیروهای پولیس تسلیم کرده است. این دختر گفته که از سوی پدر و مامایش وادار به انجام حملهی انتحاری بر نیروهای پولیس شده است.
در طول سیزده سال گذشته این بار دوم است که وادارسازی دختران خردسال به انجام عملیاتهای انتحاری افشا میشود. سال گذشته نیز یک دختر ده ساله در ولایت هلمند که از سوی برادرش وادار به انجام حمله انتحاری شده بود، قبل از حمله خودش را به نیروهای امنیتی تسلیم کرد. اما تاکنون مشخص نیست که آیا در افغانستان در چند سال گذشته عملیاتهای انتحاری از سوی زنان انجام شده یا نه؟ یا اینکه زنان در صفوف طالبان و عملیاتهای انتحاری حضور دارند یا خیر؟
استفاده از کودکان در عملیاتهای جنگی و انتحاری پدیدهی رایج در افغانستان است. بارها کودکان خردسال از میدانهای جنگ یا در جریان تلاش برای انجام حملات انتحاری از سوی نیروهای امنیتی دستگیر گردیدهاند. بدرفتاری، تجاوز جنسی و جنایت علیه کودکان بارها از سوی طالبان که خود را پاسداران و اعادهکنندگان شریعت اسلامی میخوانند، صورت گرفته است. چندین مورد عوامل انتحاری که از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، در اعترافات خود گفته بودند که بارها از سوی فرماندهان و مربیان طالب در مدارس دینی و پایگاههای آموزشیشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. شبیه اینگونه بدرفتاریها و جنایت علیه کودکان از سوی طالبان تروریست بارها تکرار شده است؛ اما بهصورت عموم حریم زنان و خانوادهها در نزد جنگجویان طالب محترم و مصئون پنداشته میشد. تاکنون علیرغم دیدگاههای سختگیرانهی آنها در ارتباط با زنان، این گروه همواره عزت زنان و حریم حیثیتی آنها را بر اساس باورهای خودشان محفوظ نگهداشته بودند و سخت به آن پابند به نظر میرسیدند. فرماندهان طالبان تاکنون اگر به حقوق و آزادیهای زنان تاختند و در کشتار مردم ملکی و سوء اسفتاده از کودکان جنایتها مرتکب شدند؛ اما در ارتباط با عزت و حیثیت زنان با تفسیر سختگیرانهی خودشان متعصبانه برخورد کردند و این باور بهوجود آمده بود که حریم حیثیتی زنان از نظر طالبان محفوظ و استفادهی ابزاری از آنها در دیدگاه طالبان نکوهیده است. اما این اتفاقها نشان میدهند که کم کم حریمهای ممنوعه و ارزشهای متصلبانهی آنها نیز قربانی فعالیتهای جنگی و تخریبیشان میشود. فرماندهان طالبان به هیچ چیزی، از جمله حریم حیثیتی زنان و عزت خانوادههایشان نیز احترام ندارند. آنها زنان، دختران و خواهرانشان را نیز به انجام عملیات انتحاری و تروریستی ترغیب مینمایند.
این تاکتیک طالبان خطرناک است. مهار و شناسایی زنان انتحاری برای نیروهای امنیتی فوقالعاده دشوار است. تلاشی زنان در مکانهای عمومی یا نگاه به اندرون برقع و دیگر شیوههای پوشش زنان در جامعهی افغانستان، تابو است و نیروهای امنیتی حق ندارند زنان را، حتا اگر مرموز و مظنون هم باشند، بازرسی نمایند. مگر اینکه پولیس نیز باید خانم باشد. اما از آنجایی که پولیس زن در ساختار نیروهای امنیتی افغانستان بسیار اندک است، آنها نمیتوانند در تمام مناطق، در شهر و روستا و شاهراهها، خصوصا مناطق ناامن، حضور داشته باشند و زنان را تلاشی نمایند.
به همین خاطر است که استفاده از پوشش زنان یکی از تاکتیکهای مهم طالبان بوده است. این گروه بارها عملیاتهای انتحاری و دیگر فعالیتهای تخریبی را با استفاده از همین تاکتیک انجام داده است. با سختگیریهای شدید نیروهای امنیتی، ممکن است طالبان از این ابزار بیشتر استفاده نمایند؛ چون مهار و مدیریت آن برای نیروهای امنیتی سخت و امکان استقرار پولیس زن در تمام مناطق وجود ندارد. باید دولت افغانستان راههای مؤثری را برای مقابله با این تاکتیک طالبان روی دست گیرند و اجازه ندهند با اغفال و فریب زنان و دختران، از آنها در راستای دهشتافگنی استفاده نمایند.