شهریار فرهمند
تراژدی برفکوچها در ولایتهای شمالی و مرکز کشور، تمام مردم افغانستان را سوگوار کرده است. تلفات ناشی از برفکوچ تا کنون در ولایت پنجشیر به بیش از دوصد تن رسیده و همینطور در ولایتهای بدخشان و بعضی مناطق مرکزی نیز تلفاتی به دنبال داشته است. با اینکه تمام رهبران حکومت وحدت ملی هرکدام از پنجشیر و مردم آسیبدیدهی آن بازدید کردند و با اعلام سه روز عزای ملی، تمام مردم افغانستان برای قربانیان سوگواری خواهند کرد؛ اما این هیچ دردی از قربانیان این فاجعه را درمان نمیکند. هنوز هم دهها تن احتمالا در زیر آوار برفها گیر مانده و رقم تلفات از این هم بیشتر خواهد شد.
با گذشت چند روز از وقوع فاجعهی برفکوچها، هنوز هم تیمهای امداد به آخرین نقطههای آسیبدیده و مردم گیرمانده زیر برف نرسیدهاند. امدادگران و دولت تلاش میکنند که راههای مواصلاتی به این مناطق را باز کنند و کمکهای اضطراری را به مردم فاجعهدیده برسانند. دولت، با تمام آمادگی، قدرت و امکانات خود، فقط توانسته آمار قربانیان را ثبت و کشته شدهها را دفن کند. اندکی کمکهای اولویه و مواد ابتدایی را به فاجعهزدهها برساند و شمار کشته شدهها، زخمیها و ناپدید شدهها را ثبت نماید. آنها فقط توانسته کمپل، غذا و دارو به مردم آسیبدیده برسانند و بیشتر از آن کار چندانی برای نجات مردم از بحران و فاجعهی مرگبار انجام ندادهاند. هنوز هم راههای رفتوآمد چندین ولسوالی این ولایت با مرکز قطع اند و دولت و تیمهای امداد نتوانسته این مسیرها را باز کنند.
در حالی که میبایست در همان روزهای نخست وقوع فاجعه، راههای مواصلاتی مناطق فاجعهزده را باز کنند و مردم را از زیر آوار برفها بیرون کنند؛ اما دولت این کار را تا هنوز هم نتوانسته است.
مردم افغانستان در برابر حوادث طبیعی، خصوصا سرما، برف و سیلاب بهشدت آسیبپذیر اند. نبود تأسیسات محافظتی در برابر سیلاب و راههای ترانسپورتی در مناطق کوهستانی و دورافتاده، احتمال بروز حوادث طبیعی و فجایع انسانی را همیشه قابل تصور و امری نزدیک به وقوع ساخته است؛ اما متأسفانه دولت هیچگاه مسئولانه به این تهدیدها و چالشها نمیاندیشد. دولت در برابر این امر بهشدت منفعل بوده و تدابیر پیشگیرانه هیچگاه در مخیلهی دولتمردان و تصمیمگیرندگان نبوده است.
دولت همیشه پس از تشدید فاجعه و بروز بحران وارد عمل شده و زمانی میجنبد که فاجعهای بروز کرده، بحرانی تشدید یافته و تعدادی از مردم بیپناه تلف گردیده باشند؛ در حالی که اصولا با توجه به پیشبینیپذیر بودن این بحرانها، باید دولت پیشاپیش برای جلوگیری از بروز بحران، تدابیر پیشگیرنده اتخاذ کند و استراتژیاش در مبارزه با این آفتها، جلوگیری از بحران باشد، نه کمک به قربانیان و آسیبدیدگان بحران.
نمیتوان جلو بروز حوادث طبیعی مثل سیل، برف و یخبندان را گرفت؛ اما میشود مردم را در برابر صدمات آن حمایت کرد و میزان آسیبدیدگی را کمتر ساخت. آنچه مهم است، جلوگیری از بروز بحران و مصئون ساختن دایمی مردم از چنین بحرانها میباشد. بحرانهای طبیعی مانند هر بحران دیگری قابل مدیریت اند یا حداقل میشود دامنهی خسارتها و آسیبهای انسانی آن را کاهش داد. استراتژیهای بنیادین برای مدیریت بحران یا جلوگیری از بروز فاجعه نیز روشن و مشخص اند.
احداث سرک و وصل ساختن مناطق دوردست به مرکز از طریق راههای مواصلاتی و نیز ساخت تأسیسات محافظتی در مسیر سیلاب، مهمترین راههای جلوگیری از چنین بحرانها میباشند. بنابراین، توقع میرود که پس از این دولت، جلوگیری از چنین بحرانها را در دستور کار خود قرار دهد و به صورت بنیادین با اینگونه مشکلات و بحرانها مبارزه نماید. با ایجاد بندها و تأسیسات محافظتی در گذرگاهها و مسیرهای سیلاب، میتوان به صورت دایمی از این مشکلات جلوگیری کرد.