یک هفته از گروگانگیری چهار نفر از شهروندان جاغوری، دو زن، یک کودک و یک مرد راننده توسط افراد مسلح در منطقهی رسنه که به طرف جنوب جاغوری موقعیت دارد، میگذرد. این افراد عصر روز دوشنبه، 18 جوزا، هنگاهی که به طرف خانههایشان در «دهمرده»ی جاغوری میرفتند، توسط افراد مسلح از رسنه ربوده شدند. بزرگان جاغوری به دنبال این رویداد با بزرگان رسنه مذاکره کردند تا آنها برای آزادی این مسافران ربودهشده همکاری کنند و بکوشند که آنها آزاد شوند و همچنان ربایندگان آنها را شناسایی کنند، وگرنه از اینکه این مسافران در منطقهیشان ربوده شده، مسئولیت آن به نحوی به گردن آنها میافتد. بزرگان رسنه این موضوع را تعقیب کردند. ابتدا با طالبان منطقهیشان این موضع را مطرح کردند و طالبان محلی رسنه گفتند که گروگانگیری کار آنها نیست. بعد از دو روز معلوم شد که افراد دیگری این مسافران را ربودهاند و به خارج از رسنه به طرف ولایت زابل انتقال دادهاند. بزرگان جاغوری و رسنه برای آزادی این مسافران تا کنون چندین نشست داشتهاند و آخرین بار، دو روز پیش بود که ربایندگان به طور آشکار از انگیزهی گروگانگیری این مسافران پرده برداشته و به ریشسفیدان رسنه گفتند که این افراد را در بدل رهایی یک زن شورشی خارجی که در نزد امنیت ملی زندانی میباشد، گروگان گرفتهاند. آنها گفتهاند که برای رهایی این مسافران، سه شرط دارند: 1- در بدل رهایی آنها 2.5 میلیون افغانی داده شود؛ 2- مردم جاغوری به امنیت ملی فشار بیاورند که آن زن شورشی خارجی را آزاد کند؛ 3- در غیر آن ما مسافران را رها نمیکنیم. حاضریم با مردم جاغوری بجنگیم و این مردم میدان جنگشان را مشخص کنند.
این گروگانگیری در حالی صورت میگیرد که پیش از این این گروگانگیرها در چهارم حوت سال گذشته 31 مسافر را زمانی که از قندهار به سوی کابل در حرکت بودند، از ولایت زابل ربودند و پس از حدود دوماه، 19 تن آنها را با زنان و کودکان بهجامانده از شورشیان خارجی تبادله کردند. از این میان، 11 تن از مسافران نزد گروگانگیران باقی ماندند و یک تنشان از سوی آنها به قتل رسیده بود.
گروگانگیری 31 مسافر واکنشهای گستردهای را در داخل و خارج از کشور به دنبال داشت و مردم یکصدا این عمل را محکوم کردند. فعالان مدنی و خانوادههای آنها با برپایی خیمههایی، ماهها تحصن کردند و خواستار رهایی مسافرانشان شدند. از همان زمان نگرانی این بود که تبادلهی این مسافران با زندانیان شورشی پیامدی جز ترویج گروگانگیری ندارد.
گروگانگیری اخیر ادامهی همان گروگانگیری قبلی است و کسانی که 31 مسافر را ربوده بودند، حالا برای آزادی افراد دیگرشان و باجگیری از مردم و دولت، این چهار نفر را نیز ربودهاند.
گروگانگیری تاکتیک جدیدی است که طالبان و گروههای شورشی از آن کار میگیرند. آنها برای تحقق دو هدف از این تاکتیک استفاده میکنند: یک، با این عمل میخواهند افراد خطرناکشان را از زندان دولت آزاد سازند؛ دو، با این عملشان بحران اجتماعی و تنشهای قومی را دامن میزنند و از آن برای تضعیف دولت و ایجاد فضای بیاعتمادی میان مردم و دولت کار میگیرند. طالبان و گروههای شورشی تا کنون توانستهاند با این کار برای تحقق این دو هدف بهره ببرند.
اما افزون بر اینکه این عمل شوم طالبان و گروههای مخالف، شرمآور، ننگین و شکنندهی ارزشها و روابط میان اقوام و مردم افغانستان است، تا کنون اثرات زیانبار و مخرب آن را دولت و مردمانی که این عمل در منطقهیشان و توسط فرزندانشان انجام میشود، جدی نگرفتهاند. این واقعیت میرساند که انگیزهی این گروگانگیریها، افزون بر اهداف سیاسی، به نحوی ذهنیت قومگرایانه و سرکوب قومی نیز هست. در دو قضیهی گروگانگیری که تا کنون صورت گرفته، هدف هزارهها بوده و در قبال آن بزرگان پشتون که این عمل در منطقهیشان صورت گرفته، واکنش جدی نشان ندادهاند و با سکوتشان به نحوی این عمل را توجیه کردهاند. اینکه گفته میشود این گروگانگیری کار افراد داعش است، داعش در افغانستان وجود خارجیای غیر از طالبان و شورشیان همنوا با این گروه ندارد و این افراد خودی از یک قوم خاص اند که هم در صف داعش قرار گرفتهاند و هم به نام این گروه دست به گروگانگیری قومی میزنند. آنها با این کارشان اختلافهای قومی را دامن میزنند و در پی هژمونی قومشان و ستم بر قوم دیگر این سرزمین میباشند. اگر چنین نیست؛ چرا یک طالب پشتون معتقد به اخوت اسلامی پیدا نمیشود که این عمل را در قلمرو طالبان نکوهش کند و جلو آن را بگیرد؟ چرا یک ریشسفید و بزرگ قومی پشتون نیست که صدای اعتراضش را بلند کند و روستا به روستا، ولایت به ولایت در میان قومش بگردد و بگوید که باید این عمل در منطقهاش و توسط فرزندان قومش انجام نشود؟ یا چرا یک سیاستمدار وطندوست پشتون پیدا نمیشود که از نفوذ سیاسیاش استفاده کند و این عمل را به طور جدی محکوم کرده و توان و قدرت دولت را برای جلوگیری از این عمل و نیز سرکوب این نفاقافگنان به کار بیاندازد؟ کجاست آن ننگ پشتانه که نمیتواند لکههای ننگین تحجرگرایی، تفکر طالبانی و آدمربایی قومی را از دامن فرزندان پشتون پاک کند؟ اگر بزرگان این قوم برای پاککردن این لکههای ننگین به پا نخیزند، در فردای تاریخ در برابر وجدان انسانی فرزندان آیندهیشان و عزت و شرف انسانی این سرزمین و قومشان روسیاه اند.