هیأت پشت هیأت، هشدارهای پیهم و ضربالاجلهایی که برای امضای موافقتنامهی امنیتی به آخر میرسند. هنوز جیمز دابینز، فرستادهی خاص اوباما برای افغانستان پس از مذاکره با مقامهای دولت افغانستان از کابل به واشنگتن نرسیده بود که چاک هیگل، وزیر دفاع این کشور سرزده وارد کابل شد. در طول دو هفته پس از برگزاری لویه جرگه، این چهارمین مقام عالیرتبهی کاخ سفید است که برای قانع کردن رییس جمهور کرزی به امضای هرچه زودتر قرارداد همکاریهای امنیتی و دفاعی به کابل میآید. چاک هیگل گفته است که بسمالله محمدی، وزیر دفاع افغانستان به او اطمینان داده که قرارداد همکاریهای امنیتی و دفاعی امضا میشود. آمریکا بر امضای هرچه زودتر این سند اصرار دارد، اما رییس جمهور کرزی هنوز از موضعش کوتاه نیامده است. هرچه آمریکاییها بیشتر اصرار میکنند، رییس جمهور کرزی به لیست پیششرطهایش میافزاید. اکنون به نظر نمیرسد که رییس جمهور کرزی به این سادگیها به امضای این سند راضی شود. وی در امضای سند، به دنبال ضمانت است، ضمانتهایی که نشان دهند آمریکاییها در روند مصالحه دولت افغانستان را همکاری صادقانه میکنند و دیگر تلفات غیرنظامیان را مرتکب نمیشوند. مقامهای آمریکایی تاکنون از دادن چنین ضمانتی به رییس جمهور سر باز زده و گفتهاند که برای آوردن صلح در کشور تلاش میکنند، اما به دولت افغانستان ضمانت داده نمیتوانند.
هرچه این معادله بیشتر کشدار و طولانی میشود، تأثیرات منفیای در عرصههای اقتصادی و سیاسی کشور وارد میگردند. هماکنون به دلیل بنبست سیاسی میان کابل و واشنگتن، نرخ سرمایهگذاریهای بزرگ در کشور کاهش یافته، پروژههای اقتصادی و توسعهای متوقف شده، خرید و فروش در بازار مسکن کاهش یافته و تاجران و سرمایهگذاران تا معلوم شدن وضعیت دست از کار گرفتهاند. انگیزهی کار و سرمایهگذاری در مردم تضعیف شده و روزنهی امیدی که پیش از این در کورسوی 2014 به چشم میخورد، اکنون بسته شده و امضا نشدن این پیمان و کابوس رفتن ناتو و جامعهی جهانی از افغانستان، فکر و ذهن مردم افغانستان را اشغال کرده و مثل خورهای دارد امید و اشتیاق به کار و سرمایهگذاری را در مردم میخورد. در عرصهی سیاسی نیز سبب سردرگمیهای زیادی شده است. تداوم این سردرگمیها برای روابط افغانستان با متحدانش و در داخل کشور ضرر دارد.
دلایل آمریکا و رییس جمهور کرزی هردو قابل درک است؛ آمریکاییهای میگویند سرنوشت این سند هرچه زودتر روشن شود تا ما طبق آن برنامههای بلندمدت خود را تهیه کنیم و منابع مالی آن را بسنجیم، در حالی که به گفتهی جان کری، «در حال حاضر نمیدانیم چه کنیم». سرنوشت این سند برای برنامههای آیندهی ایالات متحدهی آمریکا در افغانستان ضرور است و آنها باید بدانند که سرنوشت حضور آنها چه خواهد شد و آیندهی همکاریهای امنیتی و سیاسی آنها با افغانستان چگونه شکل خواهد گرفت تا براساس آن برنامهریزی کنند. ناتو نیز برای حضور در افغانستان در سالهای پس از 2014 نیاز به چارچوب قانونی دارد. دولت افغانستان باید چارچوب قانونی حضور سربازان ناتو را مشخص کند و سرنوشت ماندن و رفتن آنها را روشن سازد. بنابراین، اصرار آمریکا به امضای هرچه عاجل این سند، منطقی و قابل درک است و نباید از آن تعبیر سیاسی کرد. در سوی دیگر، ملاحظات و نگرانیهای رییس جمهور کرزی نیز منطقی و قابل درکاند. آقای کرزی از این ترس دارد که نشود با امضای این سند، تراژدی کشتار غیرنظامیان از سوی سربازان آمریکایی و بازیهای پیچیده و چندپهلوی آنها در معادلهی مصالحه ادامه یابد و حکومت افغانستان هیچابزاری برای جلوگیری از آن نداشته باشد. بنابراین، عبور از بنبست کنونی فقط با اعتمادسازی متقابل امکانپذیر است؛ مقامهای آمریکایی باید ارادهی خود به آوردن صلح در افغانستان و جلوگیری از تلفات غیرنظامیان را ثابت سازد و به دولت افغانستان اطمینان لازم را بدهد. رییس جمهور کرزی نیز باید محدودیتها و ناگزیریهای آمریکاییها را درک کرده و با روشن ساختن سرنوشت قرارداد همکاریهای امنیتی و دفاعی، راه را برای تصمیمها و اجرای برنامههای بلندمدت آنها در افغانستان باز کند. امضای سند به نفع هردو کشور میباشد و مقامهای کابل و واشنگتن هردو بهخوبی این نکته را درک کردهاند؛ اکنون فقط اعتمادسازی و دادن اطمینان به همدیگر ضرورت است.
پیامدهای منفی بنبست سیاسی کابل-واشنگتن
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه