همکاری سهجانبه میتواند کلیدی برای تامین ثبات در منطقه باشد
دیپلمات/احمد بلال خلیل
ترجمه: حمید مهدوی
پیش از آنکه بریتانیا به شبهقارهی هند بیاید، مرزهای امروزی در منطقهی افغانستان و پاکستان وجود نداشت. بهخصوص چین، افغانستان و پاکستان سنت دیرینهیی از تعامل داشتند. در واقع، دو امپراتوری باستانی کوشان و هفتالی که بر اکثریت مناطق افغانستان و پاکستان امروزی حکومت کردند، از چین سرچشمه گرفته بودند. باورها بر ایناند که کوشانیها، که در چین به یوئهچی شهرت دارد، از گانسوی امروزی در چین برخواستهاند. هفتالیها (یا یادا به زبان چینی) نیز گمان میشود که از چین به افغانستان مهاجرت کرده باشند. این دو قبیله دو امپراتوری قوی یکی پس از دیگری در منطقهی افغانستان و پاکستان ساختند.
علاوه بر این، بودیسم از مراکز بودایی خیبر پشتونخواه امروزی در پاکستان و ولایت لوگر در افغانستان و همچنین مناطق زیاد دیگری به چین گسترش یافت. اسلام نیز به چین گسترش یافت و مهاجرتها از سینکیانگ چین به افغانستان و برعکس اتفاق افتاد – از قبیل مهاجرت تاجیکان و دیگر گروههای قومی به سینکیانگ و مهاجرت اویغورها و دیگران به بدخشان افغانستان.
جدای از این، نمیتوان جادهی ابریشم تاریخی را فراموش کرد، جادهیی که بهدلیل بازدیدهای پرماجرای سفیر ژانک کیان به غرب چین، از جمله بلخ در افغانستان رونق یافت. دلیل کامیابی جادهی ابریشم کهن در آن زمان عمدتا حضور امپراتوریهای قوی و یک وضع باثبات امنیتی در منطقهی افغانستان و پاکستان و فراتر از آن بود.
امروزه، روابط بسیار نزدیک مردم-با-مردم و نهادهای اقتصادی-با-نهادهای اقتصادی بین پاکستان و افغانستان؛ روابط در حال تقویت مردم-با-مردم، نهادهای اقتصادی-با-نهادهای اقتصادی و حکومت-با-حکومت بین چین و افغانستان؛ و روابط استراتژیک «شیرینتر از عسل، قویتر از آهن، بلندتر از هیمالیا و عمیقتر از عمیقترین اقیانوس» بین پاکستان و چین وجود دارد. اما جدای از این روابط دوجانبه، هر سه کشور، باوجود نمونهی دوران باستان (دوران جادهی ابریشم باستان) زیاد همکاری نکردهاند.
بهعنوان مثال، از 1950 بدینسو، پاکستان و چین بیش از 350 تفاهمنامه امضا کردهاند. افغانستان و چین در این دوره بیش از 150 تفاهمنامه امضا کردهاند، درحالیکه افغانستان و پاکستان نیز بیش از 250 تفاهمنامه امضا کردهاند. با اینحال، تفاهمنامههای بسیار محدودی بین هر کشور امضا شده است. به هر اندازهیی که تعداد تفاهمنامهها کمتر باشد، به همان اندازه فرصتهای همکاری سهجانبه کمتر خواهد بود. تعدادی از موانع فراروی همکاری سهجانبه وجود دارد: فقدان روشهای حل مناقشات در مسایل تجارتی، امنیتی، نظامی و اقتصادی؛ سیاسی شدن مشکلات مربوط به مهاجرین، تجارت، ترانزیت و دیگر مسایل؛ و فقدان یا کندی اجرای سیاستها، تعهدات یا وعدههای قبلی.
آیا امروزه همکاری سهجانبه ممکن است؟
به هر اندازهیی که تعامل چین در افغانستان بیشتر باشد، به همان اندازه این کشور فرصتهای اثرگذاری بهتری بر اوضاع امنیتی و سیاسی افغانستان خواهد داشت. افغانها بهدنبال تعامل فعالتر چین در افغانستان هستند؛ تصمیم رییسجمهور غنی برای دیدار از چین در اولین سفر خارجیاش یکی از نشانههای اشتیاق کابل به دخیلسازی پکن در روابط دوجانبهی افغانستان-پاکستان، اوضاع امنیتی افغانستان و روند صلح است.
پاکستان نیز طرفدار مراقبه و تعامل چین در افغانستان است. از دید پاکستان، چین میتواند نفوذ هند را در افغانستان محدود سازد. در این مورد، جنرال عاصم سلیم بجوا، سخنگوی ارتش پاکستان، در مصاحبهیی با سی.سی.تی.وی گفت: … هرچیزی که قرار است در افغانستان اتفاق بیفتد اساسا برای تصمیمگیری افغانها است، اما چنانچه آنها تصمیم بگیرند که میخواهند از چین کمک بگیرند… پاکستان همیشه از هر کشوری که برای کمک کردن و تامین ثبات در افغانستان بیاید، بدون اینکه از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند، استقبال میکند. و از آنجایی که چین نزدیکترین دوست ما است، فکر میکنم برای پاکستان مایهی خوشی خواهد بود که ببیند چین در افغانستان یک نقش سازنده ایفا میکند.
از سوی دیگر، چین نیز یک سلسله اقداماتی را روی دست میگیرد – از جمله افزایش کمکها، تبدیل شدن به یک میزبان و ناظر گفتوگوهای صلح افغانستان در ارومچی و موری و پیوستن به گروه همکاری سهجانبه – تا در مسایل افغانستان دخیل شود. چین، برای نخستینبار، بهدلیل نگرانیهایی از مشکل خودش در سینکیانگ و ابتکار عکل کمربند و جاده، کمک نظامی به حکومت افغانستان را آغاز کرده است. همکاری سهجانبه میان افغانستان، چین و چاکستان در دورهی دوم تصدی حامد کرزی، رییسجمهور پیشین، آغاز شد. گفتوگوها و نشستها در سطح معینان وزارت خارجهی هر سه کشور آغاز شدند، اما این نشستها اکنون بهدلیل غلبهی پالیسیهای امنیت-محور بر پالیسیهای اقتصاد-محور متوقف شدهاند. در حال حاضر، کابل در پالیسیهای امنیتی یکدل با پکن همکاری میکند. مشکل، بین کابل و اسلامآباد است.
متاسفانه، پاکستان سیاست «عمق استراتژیک» دوران جنگ سردش را که از «سیاست پیشرویجویانه»ی بریتانیای کبیر تاثیر پذیرفته بود، ادامه داده است. افغانها هردو پالیسی را امپریالیستی میدانند. در نتیجه، رویکرد اسلامآباد در قبال افغانستان بیش از حد روی امنیت متمرکز میشود، نه مسایل اقتصادی. برای مثال، مقامهای امنیتی پاکستان ترسی از از دست دادن تجارت و ترانزیت با افغانستان بهدلیل مسدودشدن مرزهای تورخم و چمن ندارند. با اینحال، سیاست «عمق استراتژیک» پاکستان در افغانستان به یک شکست تبدیل میشود. مردم و حکومت افغانستان، هردو، اکنون استقلال سیاست خارجیشان را به حضور یا عدم حضور نیروهای ایالات متحده در افغانستان نه، بلکه به روابطشان با دهلی جدید – دقیقا همان چیزی که اسلامآباد میخواهد از آن جلوگیری کند – پیوند میدهند.
باتوجه به توافق قابل توجه در سیاستهای اقتصادی منطقهیی هر سه کشور، این الگوی امنیت-محور باید تغییر کند و میتواند تغییر کند. هر سه کشور باید به شکل چندجانبه با هم همکاری کنند. هر سه پالیسی – ابتکار عمل «یک کمربند، یک جاده» چین، دهلیز اقتصادی چین-پاکستان، و پروژههای بیشمار «کنفرانسهای همکاری اقتصادی منطقه در مورد افغانستان» این ظرفیت را دارند که همکاری چندجانبه را، جدا از مسایل سیاسی و اقتصادی، تقویت کنند.
غنی، حین ملاقات معاون رییسجمهور چین در کابل، آشکارا گفت که وقتی پای روابط چین، افغانستان و پاکستان در میان میآید، کابل اقتصاد را بر سیاست و امنیت ترجیح میدهد. هر سه کشو ر میتوانند بهراحتی روی چنین پروژههایی همکاری کنند که میتواند برای همه برد-برد باشد.
طرحی برای همکاریهای سهجانبه
اگر هر سه کشور همکاریهای سهجانبهشان را عمیقتر سازند، نقش مربوط هرکدام آنها چه خواهد بود؟ کابل امیدوار خواهد بود شاهد نقش رهبری چین در دهلیز اقتصادی چین-پاکستان و «یک کمربند، یک جاده» باشد و همچنین پادرمیانی چین در روابط دوجانبهی پرتنش افغانستان-پاکستان را داشته باشد. زمانی که حکومت ترامپ سفیر و سیاستی برای منطقهی افغانستان و پاکستان ندارد، در بریتانیا انتخابات در راه است و ترکیه در سوریه گرفتار است، چین میتواند در خارج ساختن روابط کابل-اسلامآباد از حالت انجماد نقش مفیدی بازی کند. افغانستان همچنین دوست خواهد داشت چین، صرف نظر از سیاست ایالات متحده در افغانستان، در روند صلح افغانستان یک نقش فعالتر بازی کند. در کل، در درازمدت، یک افغانستان صلحآمیز و امن به نفع چین است. احتمالا به این دلیل است که باوجود حضور امریکاییها، پکن به تدریج بهسوی تعامل عمیقتر در افغانستان در حرکت است.
افغانستان، از طریق موقعیت استراتژیکاش، نهتنها میتواند بر موفقیت «یک کمربند، یک جاده» و «دهلیز اقتصادی چین-پاکستان» تاثیر بگذارد، بلکه میتواند نقطهی تقاطع هردو پروژه نیز باشد. افغانستان یک مسیر ترانزیتی طبیعی است و بسیاری از پروژههای زیربنایی خودش میتواند با «یک کمربند، یک جاده» همسو شود. چین همچنین میتواند در منابع و مواد معدنی دستنخوردهی افغانستان (که در حال حاضر طبق برآورد سروی جیولوژیکی ایالات متحده ارزش آن بیش از 1 تریلیون دالر است) سرمایهگذاری کند.
افغانستان و پاکستان، هردو، تاحد زیادی بهدنبال سرمایهگذاریهای چین در پروژههای چینی یا دیگر پروژهها و تامین مالی آنها هستند – از قبیل پروژهی خط لولهی تاپی (ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند)، لین 500 کیلوولتی تاپ (ترکمنستان-افغانستان-پاکستان)، کاسا 1000، دهلیز راهآهن پنج کشور و دیگر پروژها. چنانچه که چین، یا بهتنهایی یا در کنار پاکستان، بهطور فزایندهیی با افغانستان داخل تعامل میشود، این تعامل نگرانیهای مرتبط به افغانستانِ اسلامآباد را کمتر خواهد ساخت.