کمیسیون مستقل انتخابات مسئولیت دارد که با ‌توجه به ‌شدت و حدت نزاع‌های سیاسی، پرونده‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری ۶ میزان را با مسئولیت‌پذیری تمام دنبال و ختم بخیر کند. رسیدگی مسئولانه و شجاعانه‌ی کمیسیون‌های انتخاباتی به امور این انتخابات فارغ از آن‌که می‌تواند از این پروسه اعاده‌ی حیثیت کرده و اعتماد صدمه دیده‌ی مردم را ترمیم کند، در مقام یک بازدارنده‌ی قانونی و صاحب صلاحیت می‌تواند با جسارت و مسئولیت‌پذیری، از وقوع برخی بحران‌ها جلوگیری یا دست‌کم از شدت آن بکاهد.

انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان پس از سه بار تأخیر و تردیدها در خصوص برگزاری آن، در ششم میزان زیر تهدیدهای سنگین امنیتی برگزار شد. گروه طالبان که تهدید کرده بودند انتخابات را مختل می‌کنند و هرنوع تجمع انتخاباتی را اهداف مشروع نظامی‌شان اعلام کرده بودند، با وصف انجام حملاتی پراکنده در برخی نقاط کشور، در مختل‌کردن پروسه ناکام ماندند. برمبنای اعلام کمیسیون مستقل انتخابات، تا کنون حدود سه‌هزار و ۷۰۰ مرکز از نزدیک به پنج‌هزار مرکز، قریب به دو میلیون و دوصدهزار نفر رأی داده‌اند. به این ترتیب به‌نظر می‌رسد مشارکت نزدیک به سه میلیون برسد. آماری که نشان می‌دهد مشارکت در چهارمین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، افت چشم‌گیر داشته است.

پیش‌بینی می‌شود سقوط مشارکت تا مرز ۲۰ درصد باشد، در این صورت افت مشارکت نخستین بحرانی است که مشروعیت ناشی از این انتخابات را به چالش می‌کشد. از میان قریب به ۹ میلیون رأی‌دهنده‌ای که برای اشتراک در انتخابات ثبت‌نام کرده بودند، بیش از ۶۵ درصد آن از اشتراک در انتخابات به دلایل مختلف خودداری کردند. این یعنی تعداد کسانی که در رأی‌دهی شرکت نکردند، دوبرابر کسانی‌ست که رأی دادند. در کشوری با بیش از ۳۰ میلیون نفر، مشارکت ۳ میلیونی در انتخابات، مشروعیت حکومتی را که به موجب انتخابات روی کار می‌آید، نمی‌تواند تأمین کند. فارغ از بعد حقوقی، گروه طالبان همان‌طور که در اعلامیه‌ی رسمی ادعا کرده‌اند، از سقوط مشارکت به‌عنوان ابزاری برای به چالش‌کشاندن نظام جمهوری اسلامی افغانستان استفاده می‌کنند. در منازعه‌ی جمهوری اسلامی افغانستان و طالبان، سقوط مشارکت به سود طالبان است. هرچند در کوتاه‌مدت احتمالا تبعات سقوط مشارکت به آشکارا قابل لمس نباشد، اما در کلان‌وضعیت شورش طالبان در برابر نظام، افت مشارکت، تیغ طالبان در برابر نظام جمهوری اسلامی را دسته می‌کند. این موضوع، می‌تواند به لحاظ تبلیغاتی و حتا سیاسی، موضع طالبان در برابر جمهوری اسلامی افغانستان را تقویت کند.

سقوط مشارکت به حدود ۳ میلیون عمدتا ناشی از کاهش اعتماد و باور افکار عمومی نسبت به سلامت و شفافیت پروسه‌ی انتخابات است. فساد و تقلب گسترده در انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷، باعث شد که بخش وسیعی از افکار عمومی به این نتیجه برسند که رأی‌دادن یا ندادن آن‌ها، تغییری در نتیجه ایجاد نمی‌کند. تقلب و سوءمدیریت گسترده در انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷، این باور را در بخش قابل توجهی از افکار عمومی ایجاد کرد که به‌دلیل نفوذ و شایع‌شدن تقلب، رأی‌دادن مردم تغییری در نتیجه‌ی انتخابات ایجاد نمی‌کند. سقوط مشارکت، تاوانی است که تقلب و فساد بر جمهوری اسلامی افغانستان تحمیل کرد.

دومین تهدید، تقلب و بحران ناشی از جنجالی‌کردن نتیجه‌ی انتخابات به بهانه‌ی تقلب است. ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها از جریان اجرای تقلب در برخی مراکز رأی‌دهی منتشر شده، نشان ‌می‌دهد که در برخی مراکز رأی‌دهی تقلبات انبوه صورت گرفته است. اگرچه این موارد از میزان تقلبی که نسبت به وقوع آن هشدار داده می‌شد، اندک است اما به‌نظر می‌رسد رسانه‌ای‌شدن این موارد تقلب و مانور رسانه‌ای در مورد آن، می‌تواند شفافیت حداقلی پروسه را به چالش بکشد. از طرف دیگر، در مشارکت پایین، تقلبات انتخاباتی می‌تواند تعیین‌کنندگی بیش‌تری در پیروزی نامزدی و ناکامی نامزد دیگر داشته باشد. هنوز موارد تقلب و رسیدگی به شکایات انتخاباتی ناشی از گزارش تقلبات انتخاباتی در کمیسیون شکایات انتخاباتی به‌‌صورت کامل مستند نشده است، اما اگر این آرای فاسد و تقلبی از سیستم خارج نشود، می‌تواند به وجهه و جایگاه انتخابات به‌عنوان ستون فقرات نظام جمهوری اسلامی افغانستان آسیب بیش‌تری بزند. فارغ از آن، اگر این آرا از سیستم خارج نشود، مایه‌های نزاع و بحران سیاسی بر سر انتخابات را فربه می‌کند.

به بحران‌بردن نتیجه‌ی انتخابات به بهانه‌ی تقلب، تهدیدی دیگری است. به‌نظر می‌رسد این تهدید به‌صورت بالقوه فعال است و می‌تواند هشداری جدی به مشروعیت و سلامت انتخابات باشد. رییس‌جمهور غنی و داکتر عبدالله عبدالله دو نامزد پیشتاز و مدعی پیروزی در این انتخابات هستند. جناح‌بندی سیاسی تیم‌های تحت رهبری این دو نامزد به‌صورتی است که پیروزی هرکدام، به معنای پایان حیات سیاسی جناح مقابل یا دست‌کم انزوای سیاسی شدید آن است. با توجه به این‌که انتخابات ریاست‌جمهوری ۶ میزان، به بازی مرگ و زندگی دو جناح تبدیل شده است، به‌نظر می‌رسد به بحران‌بردن نتیجه‌ی انتخابات از طرف هر یک از دو جناح در صورت ناکامی، یک اقدام تاکتیکی برای بقای حیات سیاسی باشد. با توجه به اوضاع حساس سیاسی و امنیتی افغانستان و گسترش شورش طالبان، بحرانی‌شدن نتیجه‌ی انتخابات افغانستان را بر لبه‌ی تیغ قرار می‌دهد.

کمیسیون مستقل انتخابات مسئولیت دارد که با ‌توجه به ‌شدت و حدت نزاع‌های سیاسی، پرونده‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری ۶ میزان را با مسئولیت‌پذیری تمام دنبال و ختم بخیر کند. رسیدگی مسئولانه و شجاعانه‌ی کمیسیون‌های انتخاباتی به امور این انتخابات فارغ از آن‌که می‌تواند از این پروسه اعاده‌ی حیثیت کرده و اعتماد صدمه دیده‌ی مردم را ترمیم کند، در مقام یک بازدارنده‌ی قانونی و صاحب صلاحیت می‌تواند با جسارت و مسئولیت‌پذیری، از وقوع برخی بحران‌ها جلوگیری یا دست‌کم از شدت آن بکاهد. نهادهای ناظر و حامی انتخابات افغانستان و رسانه‌ها، با اطلاع‌رسانی و نظارت مسئولانه از پروسه‌های شمارش و بازشماری آرا، سهم برجسته و تعیین‌کننده‌ای در به سلامت‌رساندن کشتی انتخابات به مقصود دارد.

خادم‌حسین کریمی خادم‌حسین کریمیدبیر، تحلیلگر و گزارشگر تحقیقی

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of