داستان ناگفته‌ی قتل اسامه بن لادن- بخش ششم

نویسنده: سیمور هرش

برگردان: جواد زاولستانی

منبع:  London Review of Books

مقام بازنشسته‌ی سیا گفت:«آنها می‌دانستند که هدف در کجا بود- طبقه‌ی سومَ، دروازه‌ی دوم به طرف راست. مستقیم به طرف او بروید. اسامه از ترس خود را در کنج اتاق خواب جمع گرفته بود. دو تیرانداز به دنبال او رفتند و آتش گشودند،‌ بسیار ساده، ‌بسیار مستقیم و بسیار حرفه‌ای.» به گفته‌ی این مقام بازنشسته‌ی سیا، بعضی از اعضای تیم عملیات خاص از اصرار کاخ سفید مبنی بر اینکه آنان بن لادن را به خاطر دفاع از خود شان به گلوله بستند، شگفت‌زده شده بودند. شش تن از قوی‌ترین و با تجربه‌ترین اعضای نیروی عملیات‌های خاص ایالات متحده با یک فرد غیرنظامی سالخورده روبرو شده بودند. در این حالت آیا آنان به خاطر دفاع از خود مجبور به کشتن او بودند؟ خانه‌ا‌ی که بن لادن در آن زندگی می‌کرد کهنه بود، خانه‌ای که در پنجره‌های آن میله‌های حفاظتی و بر بام آن سیم خاردار نصب شده بود. قاعده این بود که اگر بن لادن دست به مقاومت بزند،‌ آنها اختیار دارند که دست به اقدامات مرگ‌بار بزنند. اما اگر آنها به این ظن رسیدند که او شاید در زیر ردا و لباس خود واسکت انتحاری داشته باشد، نیز می‌توانند او را بکشند. بنابر این، گویا اسامه نیز در زیر جامه‌اش واسکت مواد انفجاری دارد و او را به گلوله می‌بندند. او را به این دلیل نکشتند که می‌خواست سلاح در دست بگیرد. قواعد به آنان صلاحیت مطلق کشتن او را می‌دادند. این مقام بازنشسته گفت که یک یا دو گلوله‌ی که بر سر بن لادن شلیک شد، بیهوده بود. «تیم این عملیات از در وارد شدند و او را کشتند، چنان‌که خود اعضای این عملیات می‌گویند،‌«به پشتش لگد زدیم و نفسش را گرفتیم.»

مقام بازنشسته گفت که پس از آن‌که بن لادن را کشتند، «اعضای تیم عملیات آنجا نشسته بودند و بعضی‌شان از تصادم هواپیما زخم برداشته بودند و منتظر هلیکوپتر کمکی بودند. بیست دقیقه‌ی دشوار. هلیکوپتر تصادم کرده هنوز می‌سوخت. چراغی در شهر روشن نبود. برق نبود. پولیس نبود. موترهای آتش‌فشان نیز جود نداشت. کسی را اسیر نگرفته بودند.» همسران و کودکان بن لادن برای بازجویی و تغییر مکان برای آی‌اس‌آی گذاشته شده بودند.» به گفته‌ی این مقام بازنشسته، «بر خلاف تمام حرف و حدیث‌ها،‌ هیچ کیسه‌ی پر از کمپیوتر و ابزارهای ذخیره‌ی اطلاعات وجود نداشت. اعضای تیم عملیات فقط چند جلد کتاب و چند ورق کاغذ را که در اتاق بن لادن بود، جمع کردند و در کوله‌پشتی‌های شان انداختند. تیم نیروهای عملیات خاص برای این آنجا نبودند که فکر می‌کردند بن لادن آنجا را تبدیل به مرکز فرماندهی عملیات‌های القاعده کرده بود- چیزی که کاخ سفید بعدا به رسانه‌ها گفت. آنها کارشناسان مسایل استخبارات نبودند که از داخل خانه مواد اطلاعاتی جمع کنند.»

به گفته‌ی مقام بازنشسته‌ی سیا، در یک مأموریت معمولی،‌ زمانی‌که هلیکوپتر پایین می‌شود، دیگر فرصتی برای انتظار وجود ندارد. اگر چنین بود نیروهای ویژه‌ی عملیات خاص با عجله کار شان را تمام می‌کردند،‌ همه چیز را گذاشته در یک هلیکوپتر، باقی‌مانده بالا می‌شدند و در حالیکه اعضای تیم عملیات از دروازه‌ها آویزان بودند، هواپیما راه برگشت را در پیش می‌گرفت. آنها هلیکوپتر تصادم کرده را آتش نمی‌زدند. هیچ هواپیما ارزش جان ده یا دوازده تن را ندارد- مگر این‌که آنها بدانند که جان شان محفوظ اند. به جای شتاب برای ترک محل، آنها در بیرون مجتمع منتظر نشستند تا هواپیمای دیگر برسد.» پاشا و کیانی به تمام وعده‌های خود عمل کردند.

بحث و جنجال‌های پشت‌پرده در کاخ سفید به زودی پس از انجام موفقانه‌ی مأموریت، آغاز شد. جنازه‌ی بن لادن در راه انتقال به سوی افغانستان بود. اکنون بحث این بود که آیا اوباما به توافقش با کیانی و پاشا که زودتر از هفت روز کشته‌شدن بن لادن را اعلان نکند، پابند بماند و آن‌گاه اعلان کند که بن لادن بر اثر حمله‌ی یک هواپیمای بدون‌ سرنشین در کوه‌های افغانستان کشته شد یا فورا کشته شدن او را اعلان کند؟ تصادم هلیکوپتر قناعت دادن اوباما به اعلان فوری کشته‌شدن بن لادن را آسان ساخته بود. انفجار و آتش ناشی از آتش زدن هلیکوپتر ناممکن بود که پنهان شود و احتمال افشا شدن زودهنگام آنچه اتفاق افتاده بود، زیاد بود. اوباما مجبور بود که پیش از آن‌که کسی از پنتاگون آن را افشا کند و تأثیر سیاسی آن را به حداقل برساند، خبر کشته‌شدن بن لادن را اعلان کند.

همه با این برنامه موافق نبودند. یکی از مخالفان رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده در‌ آن زمان، بود. او اصرار می‌کرد که توافق با پاکستان پاس داشته شود. گیتس در کتاب خاطراتش با عنوان وظیفه (Duty) خشمش را پنهان نکرده است:

پیش از آن‌که ما آن را اعلان کنیم و رییس جمهور به طبقه‌ی بالا برود تا آنچه را به تازگی اتفاق افتاده بود به مردم امریکا بگوید، من برای همه یادآوری کردم که تکنیک‌ها، تاکتیک‌‌ها و روش‌های تیم عملیات خاص در عملیات کشتن بن لادن استفاده کرده، هر شب در افغانستان استفاده می‌شود…به این خاطر، لازم بود که ما به توافق می‌رسیدیم که هیچ جزئیاتی درباره‌ی این حمله منتشر نکنیم.  من گفتم آنچه لازم است بگوییم، فقط این است که او را کشته‌ایم. همه‌ی حاضران در اتاق توافق کردند که جزئیات حمله را علنی نکنیم. این تعهد فقط پنج ساعت طول کشید. نخست کاخ سفید و سپس سیا (CIA) این تعهد را شکستند. آنان نمی‌توانستند صبر کنند. می‌خواستند لاف بزنند و اعتبار بگیرند. واقعیت‌ها اغلبا اشتباه گزارش داده شد…با این وجود، اطلاعات داشت بیرون داده می‌شد. من خشم‌گین شده بودم و در یک مورد، به مشاور امنیت ملی، تام دانیلن، گفتم چرا هیچ کس نمی‌تواند جلو دهنش را بگیرد؟

به گفته‌ی مقام بازنشسته‌ی سیا، متن سخنرانی اوباما با عجله نوشته شده بود و مشاورانش آن را یک سند سیاسی می‌دانستند نه پیامی که برای توضیح به دستگاه اداری امنیت ملی داده می‌شد. این نوع بیانیه‌‌های خودخواهانه و نادقیق، در هفته‌های بعدی هرج و مرج خلق می‌کند. اوباما گفت که حکومتش از طریق یک رهنمای در دسترس در ماه آگست گذشته پی‌برد که بن لادن در پاکستان است. و این بیانیه خود بیانگر این نکته بود که کسی مانند آن افسر بلندرتبه‌ی آی‌اس‌آی امریکایی‌ها را از موقعیت بن لادن آگاه کرده باشد.این بیانیه باعث شد که سیا به خلق داستانی دست بزند تا قضیه را بپوشاند. در نتیجه‌، سیا داستانی ساخت که آنان شبکه‌ا‌ی از قاصدهای بن لادن را پیدا کردند که دستورهای عملیاتی او را به القاعده می‌رساندند.

دیدگاه‌های شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *