امیدها به ناامیدی تبدیل شده است
طالبان آزموده شده‌اند؛ آنان در نظام‌سازی ناکام بوده‌اند و در زمان حاکمیت‌شان حرمتی برای ارزش‌های انسانی قائل نبودند، به زنان که نیمی از پیکر جامعه را تشکیل می‌دهند در دوران حاکمیت آنان هیچ سهمی در حکومت داده نشده بود، اجازه‌ی کار و تحصیل و حتی حق انتخاب همسر را نداشتند.
«باید منسجم شویم»
به‌نظر من که یک شاگرد دین‌ام، زنان افغانستان باید در حد نامزدشدن برای ریاست‌جمهوری در مورد حقوق‌شان بحث کنند و پایین‌تر از آن چندان جای نگرانی ندارد؛ مثلا یک تعداد در مورد مسأله‌ی حجاب نگران‌اند، درحالی‌که زنان افغانستان بی‌حجاب نیستند که نیازی به طرح این مسأله باشد.
سیاسی‌شدن قومیت در افغانستان
امان‌الله خان بعضی تغییرات را که می‌خواست بیاورد، بیشتر نمایشی و تقلیدی از ایران و ترکیه بود. اما در اساس او بسیار «قوم‌پرست» بود. چنان‌که «قانون ناقلین» در زمان امان‌الله خان به میان آمد. اگرچه این عمل از قبل نیز وجود داشت.
«رعایت حقوق بشر متضمن صلح پایدار است»
به باور آقای دادگر، دولت افغانستان و طالبان هردو باید برای پایان‌دادن به خشونت جاری و برقراری آتش‌بس سراسری در کشور از خود انعطاف نشان دهند. وی می‌گوید، دولت افغانستان باید در چارچوب تعهدات بین‌المللی خود در زمینه‌ی حقوق بشر و بر مبنای ارزش‌های مندرج در قانون اساسی، در مورد مسئله‌ی صلح در افغانستان تصمیم بگیرد.
کج‌روی‌های اجتماعی با پوشش ارزشی؛ بهانه‌ای که نباید به دست دشمن داد
دو طرف گفت‌وگو تا زمانی که از خود انعطاف نشان ندهند نتیجه‌ای به‌دست نخواهد آمد و برای این انعطاف تا اندازه‌ای از خودگذری هم باید وجود داشته باشد، اما اگر هردو طرف به شروط و ارزش‌های خود تأکید کنند به نتیجه نخواهند رسید.
نقش «ثالث باالخیر»
من فکر می‌کنم که ضرورت عاجل به گروه میانجی‌‌گر است. گروه میانجی می‌تواند ضرورتا از نهادهای باشد که به‌صورت مستقیم در افغانستان نه حضور داشته و نه هم ضرورتا نقش داشتند. به خاطری‌که یک مقدار اعتمادسازی می‌تواند از این‌جا شروع شود که آن‌ها در پروسه افغانستان سهیم نبوده‌‌اند.
برای حفظ آزادی مبارزه خواهیم کرد
معامله با حقوق زنان نه تنها برای من، بلکه برای هیچ‌یک از زنان افغانستان قابل قبول نیست. دسترسی زنان به حقوق‌شان از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای آنان و در کل تمام شهروندان به شمار می‌رود، البته زنان افغانستان هنوز به صورت کامل به حقوق‌شان دست نیافته‌اند و مشکلات زیادی بر سر راه‌شان قرار دارد، اما ما به مبارزه ادامه می‌دهیم.
«دولت نباید در مورد حقوق زنان کوتاه بیاید»
باید اصل حاکمیت ملی و مردمی در هر نوع نظامی که در آینده ایجاد می‌شود به رسمیت شناخته شود و مردم در انتخاب مقامات عالی دولتی مانند رییس‌جمهور و نمایندگان پارلمان نقش اساسی داشته باشند. موضوع دیگری که بسیار اهمیت دارد، نقش مذهب در نظام آینده‌ی افغانستان است
«ناامنی فرصت پیشرفت را از زنان گرفته است»
حق زنان بغلان همیشه زیر پا شده است، برای مثال آنان آن‌طور که باید در ادارات سهم ندارند و سطح بی‌سوادی نیز در میان زنان بغلان بسیار بالا است. مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که وقتی از زنان ولسوالی‌ها و روستاها برای شرکت در برنامه‌های آگاهی‌دهی دعوت می‌شود، گاهی به دنبال جنبه‌ی مالی یا حتا وعده‌ی غذای برنامه‌اند و به‌نظر من یکی از دلایل آن بی‌باوری به این برنامه‌ها است
«حکومت به مشارکت سیاسی زنان باور ندارد»
زنان باید مشارکت معنادار می‌داشتند؛ یعنی باید زنانی که در مذاکره، علوم اسلامی یا فلسفه تخصص دارند برای مذاکرات انتخاب می‌شدند تا طالبان می‌فهمیدند که زنان فهیمی در تیم دولت افغانستان حضور دارند.
«باید راه برای صلح هموار شود»
آزموده را آزمودن خطاست. حرکات طالبان نسبت به گذشته نظام‌مندتر شده است. در مناطقی که این گروه در آن حضور دارد مکاتب دختران بسته است، زنان اجازه‌ی کار ندارند.