رهبر گروه طالبان در روزهایی مدعی «امنیت سراسری افغانستان» شده است که افغانستان در آتش انفجار می‌سوزد. تنها در یازده روز گذشته، از (۳۰ حمل تا ۹ ثور) دست‌کم ۱۸ انفجار خونین، به شمول تیرباران‌کردن ۵ نفر کارگر هزاره صورت گرفته است.
«ساعت هفت‌بجه‌ی صبحِ روز یک‌شنبه با مادر، پدر و خواهر خود با نگرانی زیاد به سمت مرز اسلام‌قلعه حرکت کردیم، اما مواجه‌شدن با ایست‌های بازرسی طالبان در مسیر راه ترس ما را بیشتر می‌کرد. طالبان در راه می‌پرسیدند که هزاره که نیستید؟»
تیرباران هزاره‌ها در سمنگان
سکندر شاهد عینی این رویداد است و می‌گوید که مهاجمان سه تن بودند، دو تن مجهز با سلاح «M-16» امریکایی و یکی دیگر با سلاح «می‌کاروف» مجهز بوده است. به گفته‌ی او، مهاجمان دستان کارگران را به پشت شان بسته کردند و آنان را به رگ‌بار گلوله بستند.
در جاغوری چه می‌گذرذ؟
البته این اولین و آخرین بازداشت و شکنجه‌ی طالبان در جاغوری نیست. این بازداشت و شکنجه، آمار بلندی دارد. معلوماتی که در دسترس من قرار گرفته است نشان می‌دهد که از قوس سال قبل تا تاریخ ۶ حمل ۱۴۰۱، دستِ‌کم ده‌ها بازداشت و شکنجه‌ی مشابه در جاغوری صورت گرفته است.
پارسال در تاریخ ۱۸ام ثور ۱۴۰۰، در یک عصر آفتابی، مکتب سیدالشهدا را هدف سه حمله‌ی انفجاری قرار دادند. درست عصر یک روز گرم رمضان، همان لحظه‌ای که دختران داشتند از مکتب رخصت می‌شدند، در پیش دروازه‌ی عمومی مکتب سه حمله‌ی انفجاری پی‌هم انجام می‌دهند.
محدودیت در بخش دریافت ویزای پاکستان، بازار کمیشن‎‌کاران در افغانستان را گرم‌ کرده است و آنان در کوتاه‌ترین زمان ممکن یعنی در کم‌تر از سه روز ویزای سیاحتی و درمانی را به آسانی می‌گیرند. در برخی مواقع، متقاضیان دریافت ویزا از «بازار سیاه» با کلاه‌برداری مواجه می‌شوند.
ابراهیم انصار، قربانی حمله به مکتب عبدالرحیم شهید
کاکای ابراهیم می‌گوید: «ابراهیم در وضع خیلی بد در اتاق‌های نمناک زندگی می‌کرد. دو روز قبل از شهادتش جیب‌خرچی خواسته بود، اما من و برادرم پول نداشتیم تا برایش بفرستیم و این دردناک‌ترین حسرت است که در دل ما ماند. او گرسنه بود یا نه چیزی نمی‌دانیم.»
وقتی آن‌جا رسیدیم، احساس می‌کردم تمام جمعیت برچی آن‌جا گرد هم آمده باشند. زن و مرد و پیر و جوان هزاره وحشت‌زده و گریان به دنبال عزیزان‌شان می‌گشتند. وضعیت خفقان‌آور بود. از بین مردم با پاهای که توان راه‌رفتن نداشتند، به کوچه‌ی تانگ تیل رفتم و همین‌طور پاهایم مرا به سمت مکتب می‌کشاندند.
پژوهشگران و کارشناسان مسایل حقوقی براین باورند که چون عبدالرحمان هزاره‌ها را به خاطر «مذهب» و «نژاد» شان قتل‌عام نموده است، پس می‌توان عمل او را «نسل‌کشی» خواند. در کنوانسیون‌های بین‌المللی نیز کشتار یک گروه خاص به خاطر باورهای دینی و تعلقات نژادی‌شان «نسل‌کشی» خوانده شده است.
رهایی عبدالرووف و سئوال‌های بی‌جوابی که مردم می‌پرسند
عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه‌ی حکومت پیشین در صفحه‌ی رسمی فیسبوک خود ضمن ابراز خوشی از رهایی عبدالرووف، همچنین نوشته است: «اختطاف عبدالرووف کوچک یک عمل ضدبشری و یک جنایت نابخشودنی بود. برای روشن‌شدن هويت ربايند‌گان و ابعاد این پرونده‌ی مهم، لازم است تحقيقات همه‌جانبه صورت گيرد.»